عزیز دلم چقدر این حسات برام آشناست و من تا نزدیک دوماه تنگی تنفس و طپش قلب داشتم…دلیل اصلی هورمون ها هست و تغییر شرایط زندگیمون باعث شده مضطرب بشیم…فقط و فقط توصیه ام اینه هیچ کمکی رو رد نکن.بچه بزرگ میشه چه ما اضطراب داشته باشیم چه نداشته باشیم.یه چیز خیلی جالب کشف کردم توی همین گهواره این بوده که خانمایی که بالای سی سال بچه دار میشن و یا قبلا شاغل بودند بیشتر درگیر افسردگی بعد زایمان میشن…چون یه چیزایی رو تجربه کردیم و میدونیم زندگی به زاویه دیه هم داره و بچه چقدر محدودمون کرده…من فقط به این امیدم که یکم بزرگتر بشه و بتونم برگردم به کار.کار نجات دهنده هست کار و کار و کار
وای دقیقا منم همینم عزیزم🥲اصلا نمیتونم بخوابم میترسم یه وقت تو خواب بالا بیاره من متوجه نشم، نمیدونم چیکار کنم
تازه از اخر هفته هم میخوام تنها شم خیلی نکرانم ک قراره چی بشه🥲
من الان تازه یکم بیشتر میخوابم که اونم دختر من هر دوساعت شیر میخواد اما چیکارکنیم مجبوریم ،خسته ام منم
برای رفلاکس گن قرص نکسیوم کولیکز و دومپریدون دادم بهتره اما باید ببینی به چی حساسیت داره که تشدیدش میکنه مثلا دختر من پروتئین گاوی و کنجد و ارده تشدید میکنه
سلام عزیزم اینجا همه هم دردیم افسردگی بعده زایمان از همین خستگی هاست برای کولیک ایفاکول بخر از سیسمونی فروشی ها
این روزای سخت هم میگذره و تو دوباره به همون نسخه دلخواه خودت تبدیل میشی خوشگلم. یکم به خودت فرصت بده.
ببین اینجوری
باربد خودش دوست داشت دستاش ازاد باشه میاورد اینجوری بالا
من دقیقا همینجوریم، کاملا میفهممت، یکم با خودت مهربون باش، تو فارغ از هر نتیجهای باارزشی عزیزدلم باور کن که ارزش تو به درآمدت نیست به حضورته...
عزیزدلم بهتر میشه پیش چندتا دکتر مختلف ببر اگه رفلاکسش تایید شد از دکترش درمورد شربت دومپریدون بپرس
برای دلدرد برای باربد دایمتیکون خیلی جواب بود حالا که یکماهش رد شده راحت میتونی بدی یادم نیست دقیق نیم سیسی یا ۰/۲۵ سیسی میدادم
فکر میکنم دکتر گفته بود ده قطره که من رو قطره چکون یبار تست کردم اینقدر شد
باز از دکترش بپرس
باربدو خیلی این دوتا ازوم میکرد
از ۴۰ روزگی بگذره دلدرداش بهتر میشه
پشت کمرشو ماساژ بده دلدردش کمتر میشه
من کاملا درکت میکنم چون خودم تو این شرایط بودم تا ۳۰ روزگی مامانم پیشم بود اولین روزی که با پسرم تنها شدم شوهرمم سرکار بود اون گریه میکرد و منم گریه میکردم که دلدرد داره
بعدش دیگه کم کم هم بزرگتر شد هم دکترش داروهایی که داد بهش میساخت
مثلا باربد خیلی سخت اروغ میزد
دایمتیکون که بهش داد دکتر خیلی راحت شده بود تا بلندش میکردم خودش آروغشو میزد
دختر منم هم کولیک داره هم رفلاکس، دکتر گفت زیر سرش بالش بزار به پهلوی راست بخوابون، معدش سنگین میشه راحتتر میخوابه
عزیزم توی گهواره یا روی سطح شیب دار بزارش وبه پهلوی راست بخوابونش دیگه نمیخاد نگرانش باشی،بعد که خوابش عمیق شد اگر یکم تکون خورد یا حتی چشماشو باز کرد دستش نزن گاهی بچه ها توخواب تکون میخورن وازتکون خودشون بیدار میشن دست نزنی دوباره میخابن ،منم اوایل تاتکون میخورد یا بغلش میکرد یا حرفرمیزدم باهاش تکنش میدادم اما دکتر گفت لازم نیس باهر تکون واکنش نشون بدی این بیشتر خوابشونو بهم میزنه،مگر اینکه تکونا و نق نقش طولانی بشه
عزیز دلم کولیک که سه ماهگی خوب میشه رفلاکسشم کافی به غذا خوردن بیفته فقط اینو بدون همه این روزها میگذره بزرگ میشن فقط خاطره میمونه برامون
حق داری از یه طرف آدم با علائم افسردگی دست و پنجه نرم میکنه.
از یه طرف درد بچه اش نابودش میکنه وقتی که هیچکاریم نمیشه براش کرد
منم اینجوریم یه ذره هم ک میخابم خوابای چرت و پرت میبینم
الهی میفهممت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.