سوال های مرتبط

مامان پانیا گلی مامان پانیا گلی ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دوم:
توی این فاصله که بیام خونه به شوهرم گفتم به همه خانواده خودش اطلاع داد چون اکثرا شیراز نبودند قرار بود بلیط اکی کنند که شنبه شیراز باشند که یکشنبه برای زایمان من اینجا باشند خبرشون داد که زایمان دیرتر شده که بلیط اکی نکنند و عجله نکنند و بیان
راستی من همون موقع که تاریخ رو عوض کردم دلشوره گرفتم که نکنه دیر بشه و درد طبیعی بیاد سراغم و هزار فکر و خیال دیگه از اونجایی که خواهرم پرستاره هرچی توی همون مطب زنگ بهش زدم که یه مشورتی بگیرم ببینم کاره اشتباهی نکردم یا نه جوابم نداد نگو که سرکار بوده و گوشی توی کشو اتاق بوده و متوجه تماس من نشده
گذشت و من اومدم خونه واسه عصر خواهرم زنگ زد که صبح ۲بار تماس گرفتی کارم داشتی!؟که من بهش گفتم چیکار کردم
اونم بلافاصله استرس انداخت به جون من که چرا تاریخ رو عقب انداختی ،دکتر خودش بهتر میدونه و سونو ان تی دقیق تره وگفت من اخرین بار که (یکی دوروز قبل تر بود)دیدمت شکمت اومده پایین و تو که میخوای سزارین کنی چرا اینکار رو کردی درد طبیعی میاد سمتت،خلاصله تا تونست استرس به جون من انداخت که فکر کنم حق هم بود حرفاش چون همون صبح همکه دکتر تاریخم رو عقب انداخت بهم گفت که ریسکش بالاست و برام شیاف پروژسترون نوشت که هر شب استفاده کنم و اگه درد داشتم تا روزی دوتا هم میشه گذاشت که شاید تا پنج شنبه که خودم میخواستم دیرتر بشه بتونم بچه رو توی شکمم نگه دارم و منی که کلا اینکار رو کرده بودم چون میترسیدم تاریخ اشتباه باشه و چون توی ۳۸ هفته نرفتم ریه بچه اکی نباشه با وجود اینکه آمپول بتامتازون برای ریه توی هفته ۳۶ زده بودم و هم دکتر هم خواهرم گفتند که ریه بچه از ۳۷ دیگه کامله خصوصا منی که آمپول ریه روهم زده بودم.
ادامه پارت بعدی..