دخترم از اسفندماه معده درد بود، دو ماه دارو خورد بهتر نشد، آخرش تب کرد، که بعدش مترونیدازول دادم با اون بهتر شد.
دوباره ی ماهی هست معده درد شد، بردم ی متخصص اطفال دیگه، ۷۵۰ ویزیت گرفت، ی سونو و آزمایش نوشت دوباره، انجام دادم، امروز بردم جوابشونو نشون بدم، گفت دوباره باید ویزیت کامل بدی!!!
حالا میگه جوابش خوبه، چون هنوز معده درد داره، باید ببری بیمارستان مفید، آندوسکوپی معده...
حالم خیلی بده. .. از دکتر تا خونه گریه کردم، از نظر روانی دارم متلاشی میشم... نه هزینه شو دارم... نه شوهرم اخلاق داره که همراه باشه... همش فقط غر و زر و داد و بیداد داره... از وقتی بچه به دنیا اومد، ۵ ساله، تو خونه زندانیم کرد به بهونه اینکه نرو بیرون بچه مریض میشه، ۵ ساله حبسم تو خونه ، آخرش همش تو دکترا هستم...
خیلی خسته ام... از اول زندگیم نگاه میکنم تا الان ، همش پر از تنش و اضطراب بوده... خسته شدم... واقعا بریدم... ی مرگ از خدا بدهکارم، ای کاش بده زودتر راحت بشم ...

۷ پاسخ

شاید معدش ضعیف شده یه مدت بگو غذا رو خوب بجوه به زور هم بهش غذا نده تا استرس نگیره چون آزمایشش خوب بوده درد معدش شاید از استرس باشه سعی کن اصلا دعواش نکنی یا مجبور نکنی کاری انجام بده باهاش وقت بگذرون باهم بشینید چندتا نفس عمیق بکشید اگه همکاری میکنه با غذاهاش نعنا بده خودت هم بخور تا اونم بخوره تخم بارهنگ هم خيلی خوبه دم کن باهم بخورین ولی اصلا خوردنش با زور و استرس نباشه وسط غذا بهش آب نده دوغ و هرچی که طبع سرد داره خيلی بهش نده حتی خوراکی بیرون یه مدت رعایت کن بهتر میشه ان شاالله

عزیزم بچه هیچ‌مشکلی نداره فقط معده اش بخاطر استرس ببین برای چی استرس داره مشکلش حل کنی خوب میشه ترس استرس باعث معده درد میشه برای بچه ها این که من میگم امتحان کن ببین میتونی بفهمی استرسش از کجاست چرا هست بعدش ببین بهتر میشه یا ن

گلاب و چایی نبات بهش بده. یا نبات داغ

عزیزم بیمارستان مفید خیلی خوبه .اونجا یه متخصص اطفال ببر ببین اون چی میگه .انشاالله چیزی نیست

عجب بابای بی مسئولیتی مگه مریضی بچه هم غرغر میخواد؟خوب وظیفشه ببرع دکتر
شاید دستش تنگه ناچار میشه غرمیزنه

سلام، عزیزم چطور فهمیدی درد از معده اش هست؟

دور از جون خط آخرت که نوشتی میدونی تویی که مراقب دخترتی . میدونی امیدش به توعه نه به اخلاق پدرش . همیشه برای خودت سلامتی بخواد تا بتونی خودت مراقب دخترت باشی ..

سوال های مرتبط

مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون