۱۱ پاسخ

یبارم که مادرشوهر حرف درست میزنه و میخواد یکاری کنه بقیه گارد میگیرن 😅

چه حرفا 😶
منم دخترم عاشق بابامه و روز درمیون پیششونه چرا باید دریغ کنیم این حس قشنگو ازشون ؟؟؟
اصلا زیر بار حرفای مادرشوهرت نرو😁

دختر من عاشق مادرشوهرم وپدرشوهرمه و حتی عمه هاشو میبیننه دیگه پیش ما نمیمونه
حتی عمه های باباشم 😐
دیگ من چی بگم خواهرم😂

منم پسرم فقط با بابام خوبه و دوسش داره
اونم چون بیرون میبرتش و براش خوراکی میخره جای توتو و هاپو میبرش همین
وگرنه خانواده شوهرم که اصلا حتی بوسم به زور جیغ و داد نمی‌ذاره حتی بوسش کنن مامان و بقیه خانواده خودمم همینه
نه بغل نه بوس
اینجام یکم با داداشام خوبع

اون‌مادرشوهرت میخاد اون پسرت کمتر باپدرشوهرت باشه حسودی میکنه میخاد خودش ارامش داشته باشه

بابا چه خرافاتی وکسشعر من دخترم وابسته ب پدرشوعرمه هروز پیششه برا خابیدن میاد پیش خودم بعد ک پدرشوهرم راننده ماشین سنگینه میره بار ببره اصلا واکنش نشون نمیده

دخترمنم عاشق بابامه چه اشکالی داره ،من خودم بچگی عاشق مامان بزرگم بودم پیش اون خیییلی حس خوبی داشتم الانم با فکرکردن به اون روزا حالم خوب میشه،
از بچه دریغش نکن

پسر منم به پدرشوهرم خیلی وابسته هست
ولی زیاد حساس نیستم روش خیلی دوسش داره همچنین پدرشوهرمم دوسش داره
حتی بعضی موقع خودم زنگ میزنم میگم بیا ارشاویر دلش تنگه
چی میشه مگ
ارشاویر یک روز درمیون میبینتش

چه اشکال داره چه حرفا میزنن 😐😐
من دخترم عاشق بابامه حتی از منو همسرمم بیشتر

زیاد حساس نباش عزیزم اگه پدرشوهر تون هم دوستش داره چه عیبی داره
اگه بشینیم به مرگ اینو اون فکر کنیم که ‌قراره خدایی نکرده بمیرن و فلان که نباید اصلا بچه هیچکی رو دوست داشته باشه

مگه چندبار در هفته پدرشوهرتو میبینه؟

سوال های مرتبط

مامان محمدعلی💙 مامان محمدعلی💙 ۱ سالگی
سلام خانوما
این مادرشوهرم دیگ منو کفری کرده امروز برکشته میگ تو اصن ب بچه مادر نمیدی میخواستم بخرم گفتم تو ک نمیدی چرا بخرم منم گفتم کم میدم وسایل بیرون خوب نیستن میگ از قبل اسن مادرو میدادن خوبه.. میگ شیر خودتم ک ندادی تازه میخوای شیر خشکم کم کنی اخه گفته بودم روزی سه بار میدم میگ گتاه داره هر وقت خواست بده دستش.. دیگ کفری شدم با اخم و عصبانیت گفتم من دوست داشتم شیر خودمو بدم دیگ نشد هیچ مادری دوست نداره بچش شیر خشکی بشه اخه رو این مساله حساسم از اول
این با کنایه و با خنده حرف زدناش دیگ لجمو دراورده مامانم میگ بیخیالش چیری نگو اخه چطور میتونم لال مونی بگیرم چون بزرگه قراره هرچی دوس داره بگ وقتی اگاه نیست میگ فلانی ب بچش خیلی چیزا یاد داده خب حرف میزنه همه چی میگ اخه محمدعلی من
زیاد هنوز صحبت نمیکنه..مقایسه میکنه حالمو بهم میزنه
شما بودین چیزی نمیگفتین؟؟ بخدا خوهرشوهرامم بفهمن میگن چیزی نگفته ک تو خودت زود ناراحت میشی و بهت برمیخوره.... اه از این حرفاشون هییییییی
مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 هفته شانزدهم بارداری
سللم خانوما ازتون یه مشورت میخواستم یه بچه هست در اقوام شوهرم که نزدیکه زیاد رفت آمد داریم مثلا هفته چهار پنج روز می‌بینیم هم دیگ رو منم با مامان این آقا پسر صمیمی هستم رزا هم خیلی دوسش داره اونم خیلی رزا رو دوست داره مامانش میگه هی میگه منو ببر پیش رزا دو ماهی هم از رزا بزرگتره هر وقت میاد خونمون یا میریم خونشون نمیزاره رزا به اسباب بازیا دست بزنه یا سریع ازش میگیره رزا رو هل میده بهش لگد میزنه من این موقع ها میرم دخترم میارم این ور تا حالا هیچی هم به اون نگفتم مامانم خیلی دعواش میکنه باهاش حرف میزنه ولی بازم کارشو تکرار میکنه با این که اقوام خیلی نزدیک همسرم هستش همسرم میگه بریم خونه بنظرتون اینکه چیزی به اون نمیگم (نکه دعواش کنم)دخترم ضربه ببینه که ازش حمایت نمیکنم کلا نمیدونم چطوری رفتار کنم تو این موقع ها(نگید قطع رابطه که چون نمیشه)دختر من خیلی آرومه مثلا اسباب بازی رو ازش میگیره سعی نمیکنه ازش پس بگیره میره یه چیز دیگه ور میداره که باز آقا پسر میاد ازش میگیره شما براتون پیش بیاد چطوری رفتار میکنید؟؟؟