۱۱ پاسخ

خداقوت عزیزم خسته نباشی مادر😍

خسته نباشی عزیزم تولدنویان عزیزمبارک باشه ان شاءالله جشن دامادیش 💖

تولد گل پسرت مبارک😍خسته نباشی عزیزم😘

خسته نباشی مادر نمونه
تولدش مبارکه

خسته نباشید عزیزم تولد گل پسرتم مبارک گلم

خدا قوت مادری🩵

افرین این همه انرژی از کجا میاد پس چرا من این طوری نیستم😏

خدا قوت واقعا مادر نمونه

خسته نباشی عزیزم 🥰
خدا قوت🥰
میشه عکس از میز و تزیین بفرستین ایده بگیریم🫠

خسته نباشی مامان مهربون

وااای چه همه کار کردی خدا قوت

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
👋🏼
۵ و نیم صبح بیدار باش رز رو شیر دادم و تعویض پوشک اطاقش رو مرتب کردم و برای صبحانه پنکیک پروتئینی موز درست کردم با قهوه با همسرم رفتیم کار اداری و بعد یکراست رفتم باشگاه بعد باشگاه رز رو تحویل گرفتم نهار از روز قبل داشتم ولی اومدم خونه و برای فردا نهار و سالاد آماده کردم چون مامان میاد پیشم و رز هم کلاس داره و نمی‌رسیدم فردا نهار بزارم بعد رز بیدار شد نهار خوردیم باهاش بازی کردم تا حسابی خسته شد خوابید و تو این فاصله برای شامش کوکو بلدرچین درست کردم همسرم اومد خونه نهار اونم دادم و بعد تمیزکاری رفتم آرایشگاه ناخن ترمیم کردم رسیدم خونه نهار خودم رو آماده کردم خوردم به رز میان وعده دادم و رفتم ۵ تا ۸ شب سرکار کارم تموم شد دیدم رز خوابیده شامش رو هم خورده منم صبحانه فردا و تغذیه کلاس رز و صبحانه خودم و همسرم رو آماده کردم مسواک زدم روتین پوستی و الانم میخوام بخوابم
واقعا ما مادرها چه جونی داریم؟؟؟
شما چه خبر؟
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر
مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱ سالگی
خدایا مغزم داره میترکه از سر درد 😭
دیشب تا صبح نویان جیغ زده نخوابیده پاراکید دادم و به لثه هاش مالیدم اروم نشد تا خود صبح هوار کشیده
صبح بیدار شدیم حلیم درست کردم نخورد توش پر مغز اجیل و کره و کنجد ریختم اشغال 😭
سرلاک درست کردم نخورد
باباش سفارش نیمرو داشت یادم رفت روغن تو تابه سوخت خونه پر دود شد ریختم رفت
براش تخم مرغ تو کره نیمرو کردم نخورد ک نخورد فقط زر زد
بابای نفهم تر از خودش تو بغلش انقدر تابش داد راه برد خوابوندش خدایا😭دارم دق میکنم از حرص یکسال دارم خودمو جر میدم میگم سگ نفهم اینو تو بغل سرپا نخوابون حیوون بابا بقران من خودمو جر دادم تا عادتش بدم تو حالت نشسته بخابه رو پا بخوابه
اه 😭
خدایا خونه کثیفه سینک پر ظرفه دیشب تا صبح اشپزی کردم از دیشب سه دور کلی ظرف شستم ولی بازم سینک پره
گاز ب فا* ک رفته
شوهرم میخاد بره استرس میگیرم چون نویان پارم کرده با گریه هاش دگ رد دادم میگم مارو ببر خونه مامانم اینا ولی خسته شدم از بس یه خروار بارو‌هر روز صبح ازینجا جمع کردم بردم اونور چیدم هر شب از خونه مامانم اینا جمع کردم اوردم خونمون چیدم
خسته شدم از غذ نخوردنای نویان از کارای تموم نشدنی خونه از نفهم بازیای باباش از رفت امد بین دوتا خونه خسته شدم ا