مامانااا دارم دیوونه میشم
ظر از سرکار با بچم اومدیم خونه، بچم پیش باباش بود من رفتم لباسامو عوض کنم، یهو دیدم صدای گریه بچم میاد، اومدم دیدم دستشو اصلا تکون نمیده، میگه دستم درد میکنه و شدیدا گریه میکنه
میدونم در رفته دستش، شوهرم هرچی میگم در رفته میگه نه اون ترسیده و..
ولی مطمئنم ک در رفته، بلند شد بچه رو برد با ماشین دورش بده، خوابش برده بچم همونجا
میگم دردش چطوره میگه خوبه، تکون میده ولی میدونم ک خوده باباش ب زور دستشو میگیره تکون میده ،

کاش ادم گیر ادم‌ بی درک نیفته، دلم برا التماسا و اشکای بچم کبابه، در حالی ک میدونم اگ میبردیمش ارتوپد دو دقیقه ای جا میندازه دستشو، ولی شوهرم مخالف صددرصد دکتر رفتنه، تو این دو سالم هرموقع لازم بوده با مامان بابام رفتم بچم بردم دکتر

اگ درده خودم بود الان انقدر ناراحت نبودم ولی برا بچم دلم داره میترکه… هزچی میگمش هیچی تاثیر نداره… خیلییییییی خستمه خیلییییی.. انقدر جوش زدم و گریه کردم برا بچم ، معدم داره از درد سوراخ میشه..
بگین چیکار کنم برا بچم با اینمرد

۶ پاسخ

شوهرت یا ا ح م ق ه که با دکتر بردن مخالفه ، یا خسیس ، اگه مورد اول هست که بترسونش بچه رو بردار برو بگو یا خودتو درست کن وگرنه طلاق میگیرم ،اگه مورد دوم هست خودت شاغلی بچتو ببر دکتر ، اگه یه مورد دیگه هست که شاغلی و پولت دست شوهرته که خودت مشکل داری رو خودت کار کن ببخشید اعصابم خرد شد برای بچه بی زبون

هیچی به‌پدرت زنگ بزن بچتو باهاش ببر بیمارستان
ماشالله شاغل هم هستی دستت تو جیب خودته
بچه تو ببر درمان کن

اگه واقعا بچه تکون نمیده به یکی دیگه بگو مثلا مادرش ، بگو بزار بترسوننش ببره

خودت یحوز ببرش دکتر سرکار نمیره مگه شوهرت وقتی رفت بیرون ببرش
اگرم گفت بگو خیلی گریه کرد بازم نمیتونست دستشو تکون بده پیازداغشو زیادکن

شوهرت رو نمیدونم چیکارش کنی
ولی تجربه دررفتگی دارم. ببین یه چیز ک دوست داره بالا بگیر بگو از دستت بگیره . اگه دستشو آورد بالا گرفت ک چیزی نشده و فقط ضرب خورده و ترسیده یک روز طول میکشه فراموش کنه
ولی اگه اصلاااا نتونست از دستت بگیره ش . آرنجش در رفته . جا انداختنش خیلی آسونه. حتما باید ببری دکتر ثانیه ای جا میندازه

آخی عزیزم شدیدا دردکت میکنم چون مادرشوهر منم به هیچ عنوان نمیزاره بچه رو ببریم دکتر ومن با التماس ب شوهرم وجیغ وداد هربار میبرم نگران نباش دررفته باشه دوباره بیداربشه گریه وبی قراری میکنه

سوال های مرتبط

مامان دانه برف مامانش مامان دانه برف مامانش ۳ سالگی
سلام مامانا دارم این متنو مینویسم با گریه 😭😭😭😭😭😭😭
من شاغلم امروز خدا گذاشته به دلم گفتم بزار زود برگردم آمدم خونه دم در کلیدو انداختم در دیدم در قفله از داخل هرچه زنگ همسایه های دیگه رو زدم نبودن نگاه کردم دیگه طبقه دوم هست زنگ زدم پسرشون درو باز کرد گفتم در قفله در پارکینگو بزن برام این فاصله تند تند زنگ خونمونو زدم شک کردم درو پرستار باز نکرد همیشه زود درو باز می‌کرد فورا دوربینو چک کردم دیدم بچم همش داره میپره در حمام وگریه مکنه فورا گفتم یا خدا پرستاره گیر کرده تو حموم آخه تو حموم رفته بود دستشو بشوره چون دستشویی‌مون پله داره یه دونه سخته منم فورا رفتم درو براش،باز کردم اون گریه من گریه بچم گریه 😭😭😭😭😭فیلم دوربینو چک کردم دیدم بچم درو ازش میبنده بعدش نزدیک ۱۲دقیقه این گریه اون گریه بچم وقتی گریه میکرد خودشو می‌کوبید تو در دارم سکته مکنم انقدر گریه کردم 😭😭😭چند روز پیش دستگیره بالکنوبردیم بالا .امروز در حموم ببریم بالا واییییییییییی خیلی،حالم بده بشه تجربه برا همه 😔😔😔