۱۱ پاسخ

میدونی این حرف از کجا اومد
از روی رفتار مرد ها
چون اکثر مرد ها از خود گذشتگی های همسرانشون رو نمیبینن
نمیبینن که طرف از لباس خودش زد که بشه پول جمع کرد
طلاش رو فروخت که بشه ماشین خرید
یا از کار خودش زد که به خونه و همسرش برسه و و.......
در برابر وقتی خانم میبینن که آقایون خودشونو زدن به اون راه شروع میکنن منت گذاشتن که آره من فلان کارو به خاطر تو کردم فلان چیزو به خاطر زندگیمون فروختم وو..
مرد ها هم که میبینن تهت فشارن شروع میکن _میگن میخواستی نکنی
_به من چه که نکردی
_اگر میکردی مگه قرار بود من چیزی بهت بگم و فلان
همین میشه که خانوم ها با خودشون میگه خب خرج بکنم بهتر از اینه که نکنم و حرفم بشنوم که نتیجش شد ( زنی که خرج داره ارج داره)
بنظرم هم آقایون باید از خود گذشتگی های همسرانشون رو ببینن
و هم خانوم ها شرایط آقایون رو درک کنن

بنظر حد وسط خوبه
نه خیلی فشار بیاری نه هیچی نخوای

ینظرم همه چی باید تعادل داشته باشه
و با این تاپیکت کاملا موافقم❤️

بعدا همتون به این نتیجه میرسید

منم قبول دارم حرف شمارو.زندگی مشترک ماله هردوتاست.دلیلی نداره این حرفا بین زن وشوهر باشه
البته این درصورتیه که واقعا شوهر قدر زحمت وگذشت زن رو ببینه

حرف دلمو زدی حرفت قشنگ بود امروز تعطیل بود کارای خونه کلا خودش انجام داد گفتم توهم یه روز تعطیل باش

کاملا موافقم

اگه همسرفهمیده داری و قدر تو می‌دونه که خوبه ولی برای همسر که قدرندونه و نمک نشناس باشه خوبی زیاد بی حد اندازه نباید کرد چون بی ارزش میشی براش

منم دقیقا باهمین حرفای تو موافقم زن هم باید مرد رو درک کنه، اگه واقعا وضع مالی خیلی خوبه چه اشکالی داره خرج زیاد کردن ولی وقتی میبینی شوهرت نداره تو فشار قرارش بدی و شرمندش کنی ارزش نداره زندگیت هم دیگه شیرین نیست

بنظر من نباید سخت بگیریم برا مردا ولی اونقدر راحت هم نگیریم
من ک همسرم خودش ماهی برام واریزی داره درسته کمه ولی باز ارزششو داره
چون میدونم براش مهمه نیاز های من

من خرج زیاد ندارم ولی شوهرم بدون من ابم نمیخوره😂

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۵ ماهگی
چند روز پیش رفتیم مهمونی
ی خانمی که ایشون هم بچه کوچیک داشت تو اون مهمونی بود و هیچ آشنایی هم با همدیگه نداشتیم
وقتی وارد شدم با همه سلام و احوالپرسی کردم چه آشنا و غریبه و ی گوشه نشستم
کاری به نگاه های این خانم ندارم که خیره و بد نگاه میکرد (به این نیت کردم که فرم نگاه کردنش اینطوریه و قصد و غرضی نداره)
اما بچه اش مدام میومد پستونک از دهن آرسام میکشید و آرسام نق میزد و طوری شده بود که تا اون دختر بچه نزدیک می شد آرسام حالت حمله میگرفت که موهاشو بکشه 🫠🫠🫠
و من این وسط همش مراقب باید می‌بودم که به هم آسیب نزنن
اون خانم هم هیچ کاری با بچه اش نداشت فقط همونطوری چپ چپ منو زیر نظر داشت 🙄
من آرسام رو دادم بغل خواهرم گفتم برم براش شیشه آبش رو بیارم وقتی برگشتم دیدم پستونک آرسام تو دهن اون بچه هست و داره همینطور میجوه
آرسام هم داره نگاهش می‌کنه
خواهرم هم متوجه نشده چون همش این دختر بچه جلوی آرسام بود و بالاخره موفق شده بود پستونک رو از دهنش در بیاره و بزاره دهن خودش
اینقدر حرصم گرفت از بی خیالی اون مادر