منم شوهرم شب شیف بمونه اولاش میترسیدم الان دیگ عادت کردم
من اوایل میترسیدم الان ن دیگه
من بعد عروسیم که اومدیم شهر دوشب شوهرم خونه بود بعد دو شب شب کار شد تک و تنها اوایل یکم سخت بود ولی دیگه تا دیروقت با دوست و اقوام چت می کردم شب صبح میشد . الانم که خداروشکر عادت کردم. الان یک ماهه که شوهرم شب کاره
منم حدود یکماهی هست میرم خونه مامانم شبش صبح میاد دنبالم ولی بعضی وقتا خودم تنهام یکم میترسم قرآن میزارم بالا سرمون میخوابیم
من قبلا کار شوهرم شیفت شب بود هفته ای سه شب دو سال اول اردواج اوایل یه کوچولو میترسیدم ولی بعدش حال میداد به کارام میرسیدم فیلم میدیدم میرفتم پارک عصرش غذاهای مورد علاقه مو که شوهرم دوست نداشت میپختم
من همیشه تنها میخوابم امشبم شوهرم شیفته هقته ای دو روزش شب نیست خونه
من تا سروصدایی نشه زیاد نمیترسم بعد هم همش به خودم میگم اصن فوقش یکی میاد در من قفله هیچ غلطی نمیتونه بکنه اگه اومد ژنک میزنم ۱۱۰ یا شوهرم اینجوری خودمو دلداری میدم😂
من شوهرم دوهفته سرکاره ۴روز خونه خوزستانه من کرجم اینقد مسافت دوره ولی عادت کردم
مگه کجا هستی از تنهایی لذت ببر 😁😁
بله من الان ۲۰سال شد که شوهرم هفته ای دو سه شب شیفته و نیست
عادت کردم ولی هنوز هم که هنوزه گاهی فکر و خیال می زنه به سرم
ذکر میگم و تحمل می کنم دیگه
برو خونه مامانت اینا
من میرم خونه بابامم
البته وقتایی که مادرشوهرم اینا خونه باشن(طبقه بالامونن) میمونم خونه خودم ولی واقعا حق داری آدم گاهی خوف میکنه
مگه اطرفتون خونه ی دیگه نیست چرا میترسی؟ما وقتی اومدیم اینجا تا چند صد متریمون خونه نبود خلوت خلوت بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.