۱۶ پاسخ

ای جان مبارک باشه مامان الا❤️❤️
قدمشون پر از خیر و برکت
انشالا به زودی مرخص میشن و بغل میکنی فسقلاتو😍😍

عزیزدلم الان دیدم که زایمان کردی.
بسلامتی و راحتی انشاالله که زود زود نی نی های خوشگلت بیان به آغوشت❤

قدمشون پر خیر و برکت باشه برات گلم
خیلی زود میارن بغلت عزیزم❤️❤️❤️
واسه منم دعا کن یکشنبه میرم زایمان 🥲

عزیزم خیلی خوشحال شدم حالتون خوبه و توم خوشحالی😘
قدمشون مبارک باشه همیشه تنشون سلامت باشه عزیزم ❤️

خب خداروشکر این مرحله رو هم بسلامتی طی کردی راحت شدی ان شالله هفته دیگه هم بی بی هارو میاری خونه کیف میکنید

مبارکه عزیزدلم بسلامتی🥹🥲 الهی بگردم ایشالا هرچه سریعتر بیان بغلت

مبارکه عزیزم

مبارک باشه الهام جون😍 ایشالله این ی هفته هم زودی میگذره و بچه هارو بسلامتی بغل میکنی قشنگم😘💋

خداروشکر ک اذییت نشدی اره ذرد هاش با مسکن قابل تحمل خدایی

چرا انقدر زود زایمان کردی عزیزم؟

آخی به سلامتی🥹🥰
منم میخوام انصاری زایمان کنم
شما اونجا دکترت کی بود؟

مبارکه عزیزم انشالله به سلامتی بغلشون کنی قدمشون پر از خیر و برکت باشه 💐💐

مبارکه عزیزم
چشمت روشن

عزیزم مبارکه
چند هفته بودی

من از فضای اتاق عمل و صدای دستگاه ها میترسم 🤦‍♀️

مبارکه😍بسلامتی عزیزم❤

سوال های مرتبط

مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۵ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان 💙کارن💙 مامان 💙کارن💙 ۱ ماهگی
تجربه من از سزارین
پارت ۳

فکر کنم حدودا ۲ ساعتی توی ریکاوری بودم تا بالاخره اومدن سراغم و منو بردن به اتاقم و پروسه عمل من رسما تموم شد. همونجا بود که ترس منم تموم شد چون فکر میکردم خیلی سخت تر ازین حرف‌ها باشه و بهم خیلی سخت بگذره و ترسناک باشه اما واقعا نبود. بخاطر فشار خون من دو شب بستری بودم و تا روز بعدش سوند بهم وصل بود. اینم بگم که وصل کردن و کشیدن سوند هم خیلی راحت و اوکی و بدون درد بود و اصلا چیزی حس نکردم. از خونریزیم هم بخوام بگم تا دو روز واقعا زیاد بود اما بعد اون شبیه پریودی شد و الان که دارم مینویسم بعد ۱۵ روز تقریبا تموم شده و بیشتر حالت لکه های قهوه ای هستش. درد هم که هفته اول کمرم و جای بخیه هام هم واقعا درد داشت و تیر میکشید اما نه جوری که نشه راه رفت. من همون روز عمل شبش از تخت اومدم پایین و راه رفتم. بار اول خیلی سخت بود پایین اومدن و راه رفتن اما حالتی هم نبود که بگم نشدنی بود. خلاصه اینکه سخته اما خیلی زود آسون میشه و اگر دکترتون خوب باشه واقعا جای هیچ نگرانی نداره.
الان بعد دو هفته من دیگه نه کمرم نه بخیه هام درد نداره.

ادامه در پارت بعد