انگاری غم عالم رو دلمه مامانم مریضه سونو رفتم شوک عصبی بهش وارد شد طول سرویکسم شده بود 17 قبلا سابقه سکته داشت بهش گفتم طول سرویکسم چند شده شوک عصبی بهش وارد شد عصب چشمش فلج شده از اون طرف پاش باد کرده یکی از پاهاش تو هیچ کفشی نمیره اول گفتن به خاطر قلبشه بعدش گفتن که شاید غده داخل پاشه الانم میگن شاید به خاطر دیابته هر دکتری یه حرف میزنه از اون طرف ابجیمم روماتیسم داره و دوتا بچه کوچیک منم استراحت مطلق با سرویکس کم و احتمال زایمان زودرس دکتر گفت حتی اشپزی هم نکنم اما دیگه از گرسنگی هلاک میشم بعضی اوقات مادرشوهرم غذا میفرسته ولی خب هر روز نه حس میکنم کم کم دارم افسرده میشم دوست دارم خودم کارام انجام بدم اما میترسم ولی خب تا یه حدی انجام میدم شوهرمم یه روز خوبه یه روز نه فکر میکنه الکیه طول سرویکس دوست دارم برم خونه مامانم اما وقتی چشمش و پاهاش رو میبینم بیشتر غصم میشه از اون طرف هم دوست ندارم کسی کنارم باشه یا کسی بیاد خونمون

۸ پاسخ

عزیزم ما سرکلاژیا‌ هممون یجوری‌ داریم عذاب میکشیم‌ تنها نیستی گلم‌ منم شوهرم‌ همش منت میزاره سرم میگه چند ماهه‌ خوابیدی میخوام پاشم‌ کار کنم از حرص اون بعد میبینم نمیشه‌ بعدش درد میاد سراغم منم مادر شوهرم گاهی غذا میپزه میده ولی خدا بزرگه اون هوامونو‌ داره سعی کن این چند هفته رو هم بگذرونی انشالله مامانت‌ هم سلامتیشو‌ بدست میاره خدا مهربونه. وخودتم‌ بسلامتی فارغ میشی از این روزای سخت و طاقت فرسا

تخم مرغ آب پز هم رو رشد بچت کمک می‌کنه هم گشنگیتو برطرف می‌کنه

مغزیجات . سویق کامل هم دم دستت باشه برای گرسنگی خوبه

با گلاب یکبار صبح . یکبار شب صورتتو بشور


یک روز در نیون ، یک سیب را با هسته و پوسته رنده کن و روش کلاب بریز و ی کم عسل هم بریز و بخور


برای بهبود این حالت کمک زیادی می‌کنه

من سر ی تنش عصبی فشارم رفت بالا .
مامانم پرسید چرا فشارت رفت بالا و رفتی بیمارستان
بعد که حالم خوب شد براش گفتم
بعد دوباره اون شروع کرد داد و بیداد کردن
باز فشارم رفت بالا
به غلط کردن افتادم که دیگه چیزی را بهش بگم 😵‍💫

نگران نباش. زایمان هم کنی بچت کامله که. استرس کشیدن نداره. بعدشم انشاالله زایمان زودرس پیدا نمیکنی. نه به خودت استرس بده نه به مادرت. غذا هم هروقت نداری حاضری بخور یا سفارش بده. نگران نباش عزیزم خدا خودت و بچت و مادرت رو از بلاها محفوظ نگه داره

یکم دیگه تحمل کن درست میشه ..نمیتونی صندلی بزاری پای گاز غذاتو درست کنب حداقل تو و نی نی گشنه نمونید؟

اگه چیزی هست یا اتفاقی میوفته اصلا ب مامانتون نگید عزیزم بنده خدا حساسه ک اینجوری میشه
هفته های اخری این همه تحمل کردی این مدت هم تحمل کن انشالله ب سلامتی بگذرونی

🥲🥲🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
پارت 1️⃣6️⃣ از تجربه های بارداریم
رفتم سونو و گفت یه کوچولو فانلینگ داری نمیدونستم چی داره میگه اصلا و بعد اینقد ساده گفت گفتم خب چیز خاصی نیست حتما همچنان نگران غده های تو سرش بودم بهش گفتم دو تا غده داشت تو انومالی گفت رفع شده و چیزی نیست خیالم راحت شد طول سرویکس هم پرسیدم شده بود ۳۱ نسبت به دو هفته خیلی امده بود پایین ولی خب بازم نگران کننده نبود میدونستم بخاطر فشارایی هست که به خودم اوردم همین فشار ایستادن ۵ ،۶ ساعت مداوم یه کار دیگه هم دستم داده بود که بذار اول اینو بگم بعد دوباره برگردیم سر داستان فانلینگ شدنم
بعد از تمیز کردن و اون سر پا بودن مداوم خیلی عذر میخوام دیدم مقعدم درد میکنه و بله بواسیرم امده بود بیرون سفت و درد ناک بود اما هنوز کوچیک بود دو سه روز گذشت دیدم همچنان داره دردناک تر و بزرگ تر میشه در حدی که راه رفتن اذیت کننده شده بود برام اندازه حدود یه بند انگشت شده بود و تصمیم گرفتم برم دکتر چون تو اب ولرم نشتستم پماد انتی هموروئید گرفتم از داروخونه زدم کلا فایده نداشت و دیگه تحملش رو نداشتم به جای بهتر شدن بد تر میشد
سرچ کردم و فهمیدم باید برم دکتر جراح و یکی پیدا کردم که زن باشه چون اکثرا مرد بودن و نوبت گرفتم رفتم معاینه کرد یکم خجالت داشت اما خب چاره ای نبود گفت چون حامله ای خب مسلما نمیتونم عملش کنم و ولی یه پماد بهت میدم خیلی خوبه برو بگرد ببین گیرت میاد یا نه چند تا داروخونه رفتم همه گفتن نداریم و کمیابه و از این حرفا اسم پماد venoplant بود
خلاصه شوهرم یه دوست داشت تو داروخونه و رفتم اون داشت حدود یه ۵۰۰ و خورده ای شد اما به معنای واقعی توی دو روز اول شروع کرد کوچک کردن و تو یه هفته کلا رفت ...