۱۵ پاسخ

ما هم تو یه ساختمون زندگی میکنیم والا سربارداریمم زیادی نظر دادن و دخالت کردن چی بخور چی نخور چی بپوش چی نپوش کی بخواب کی نخواب شوهرم هم ازش یاد می‌گرفت می‌گفت دیگه عصبی شدم به جفتشون گفتم من اعصاب ندارم انقدر بهم گیر ندید دخالت نکنید هر جا هم نشستم گفتم این دو نفر منو دیوونه کردن دیگه خودشو جمع کرد برای بچه هم اجازه نمیدم دخالت کنه همیشه تو هرکاری زیادی دخالت کنه ب شوهرم میگم خودت می‌دونی من اعصاب ندارم یهو چیزی بهش میگم ناراحت میشه پس خودت جمعش کن خدایی همکاری میکنه

با ما زندگی ک نمیکرد ولی هی میومد همش میگفت بلد نیستم هر کاری مامانم میکرد میرفت ب شوهرم میگفت مادر زنت از قصد فلان کرد بیسار کرد همش جنگ جنگ

سعی کن کلا نشنوی ، در دروازه ، است واکنش نشون نده حساس نباش بیخیال میشن

بنظرم اونم مادره،فک نکنم مادر شوهرا هم از روی فضولی کاری کنن،فقط از روی مادر بودنشونه

به نظرم جلو جلو غصشو نخور و اینکه تو هر زمینه ای خواستن راهنماییت کنن بگو من دوره هاشو گذروندم ( حالا یا تو بهداشت یا انلاین تو سایتا ) ، یا اگر راجب ختنه گفتن بگو دکترم یا بیمارستان گفته فلان تایم انجام بدم ، اینجوری دیگه مقاومتی ندارن که بگن حرف اونارو گوش بدی ، نظر خودتو با سیاست عملی کن .

والا من خونم جدا ولی اونی که بخواد چیزی بگه میگه مهم نیست نزدیک بودن و دور شدن حرفی که بخواد میگه

از والا هر کی یه نظر مسگف اینجوری کن اونجوری کن

بچه اولته،،!!!!

به حرفاش توجه نکن یه باشه بگو کاری که خودت صلاح بچتومیدونی انجام بده

ما دیوار ب دیواریم زن خوبیه ولی نظرر دادنش در مورد هر چیزی واقعا رو مخمهههه ولی هیچی نمیگم🫠

خیلی اذیت شدم خیییییلی😭
تموم ترسم از بچه دوم تکرار اون روزاس

ناراحت نشو اتفاقا خوشحال باش اون نوه پسری خیلی خیلی دوستش داره و مراقبش وگرنه اگر حرف درستی زد قبول کن فرقی نداره اگر مادر خودت بود رد میکردی؟

کلا بعد زایمان هرکسی از راه میرسه یه چیزی میگه بگو باشه ولی کار خودتو بکن

هرچی گفتن بگو چشم بعد کار خودتو بکن

واییی اره من سر حرفاش و رفتاراش افسرده شدمممم

سوال های مرتبط