۶ پاسخ

فک کنم مربی زیاد جدی گرفته بچه‌هست دیگه
پسر منم ۵ سالش بود بردمش ژیمناستیک هر وقت دلش می‌خواست تمرینارو انجام می‌داد مربی هم هیچی نمی‌گفت پسرمم خیلی خوب پیشرفت میکرد درسته تمرینارو نمیزد ولی حرکتارو میزد
مربی باید جوری برخورد کنه که بچه زده نشه
چه ربطی ب قانون داره مگه پادگانه

چه مربی بوده ؟!! اصلا به درد نمیخوره جلسه اول انتظار داشته بچه مثل ادم بزرگ رفتار کنه ، اگه کلاس میبری جایی برو که با بچه ها بازی کنن و با بازی بهشون یاد بدن

من کلا مخالف هر گونه کلاسی قبل از 7 سالگی هستم.
بچه برای بازی باید بره خانه ی بازی و پارک. خیلی زوده بخواد وارد فضای جدی بشه.
قطعا به هیچ وجه حاضر نیستم بچمو قبل 7 سالگی بفرستم کلاسی.

مربیش ب ی قرون ...نمیدونه بچه سه ساله دنبال بازیه و اینکه چن جلسه اول طبیعیه ک بچه کلاسو بخواد بچرخه ..تا حالا نبردمش میگم نکنه ببرم باز مربیش اینجوری باشه بحثم بشه باهاش 😐

من یاسین تازه دارم میفرستم محمد اصلا گوش نمیده به مربی ی ۴ ساله دارن تو باشگاه کلا برا خودشه میره بازی میکنه نظم کلاس بهم میریزه براهمین مربی گفت دیگه نیارید چون حواس بقیه پرت میشد

سلام بچه کلا از ۵ سالگی باید برن باشگاه
الان تو دوره بازی کردن شیطونی کردن هستن

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها من ساعت ۱۱بیدار شدم کم کم آماده شدم و تخم مرغ گذاشتم آبپز شه بهار بیدار شد کاراشو انجام دادم و لباس تنش کردم(در این حین بارانم هی میگفت بجای اسباب بازیها حرف بزن)بردم بهداشت واسه واکسن،از اونور ساعت۱برگشتم دیدم هنوز صبونه نخوردن😐تخم مرغها رو پوست کندم برنج گذاشتم خیس بخوره ،نون آب کردم و به باران تخم مرغ دادم خودمم یه چای سرد با کلوچه خوردم ،بعد برنجو پختم ،ناهارو آوردم شوهرمم وقت نداشت چیزی نخورد و رفت ،سفره رو جمع کردم آشپزخونه رو جمع کردم گفتم یکم باسنمو رو زمین بذارم که بهار گریه کرد بغلش کردم و چرخوندم ،بارانم دنبالم.... بعد که بهار رو زمین گذاشتم باران اسباب بازیاشو آورد که بیا بازی ... نیم ساعت باهاش بازی کردم گفتم دیگه بسه ،اونم ناراحت شد و گریه کرد می‌گفت باید باهاش بازی کنم ،یعنی نیم ساعته کوفتی واسه خودم نیستم ،ایا من مقصرم ؟؟؟؟همیشه در طول روز حتی شده نیم ساعت یا بیشتر باهاش بازی میکنم , گاهی هم متفرقه ست هر بار پنج دقیقه ده دقیقه تا یه ساعت دو ساعت بعد که باز بگه بیا بازی ،واقعا عذاب وجدان میگیرم اما می بینم واسه خودمم نمیتونم وقت بذارم اصلا ،شما که دوتا بچه دارید چه میکنید؟قبل از بهار خیلی باهاش وقت میگذروندم اما حالا اصلا نه نمیتونم درست حسابی واسه بهار وقت بذارم نه باران،بیچاره باران هم خیلی درک میکنه و هر بار که بهش میگم کار دارم صبر می‌کنه ،نمیدونم چیکار کنم😢
مامان آروین.طاها🥰 مامان آروین.طاها🥰 ۳ سالگی
سلام مامانا یه کم بیاین با هم حرف بزنیم ببینم باید چیکار کنم.بیشترتون میدونید که آروین بیش فعال هست امسال هم که کلاس اول بود فقط دل من خون شد و بس تا تموم شد.الان هم باباش اومده کلاس زبان ثبت نامش کرده بابا این هیچی نمیفمه دیروز رنگها آموزش دادن اما اصلا به من چیزی نمیگه همش میگه چه میدونم.مربی هم میگه کند ذهن هست نمیدونم فلش کارت براش بگیرید تمرین کنه بابا این تو درسهای فارسی خودش هنوز مونده نمیاد بشینه بخونه یاد بگیره پنجاتا کتاب داستان کوتاه داره.سه تا بسته فلش کارت تصویرک داره نگاهش هم نمیکنه بخدا نمیدونم چه جوری شدم اصلا حوصله سر و کله زدن با آروین ندارم بعضی وقتا میگم ولش کن بی سواد هم شد به درک خودش ضرر میکنه بگو چندسال داخل هر کلاسی بمونه ما داریم خودمون میکشیم که این پیشرفت کنه اما نمیکنه حتی یه ذره.چندبار دکتر روانشناس و روان پزشک بردم دارو هم داده تغیری نمیکنه اصلا.خسته شدم.اینقد حسودیم به بچه های دیگه میشه دست خودم نیست میگم خوش به حال ماماناشون اینقد بچه هاشون به حرفشون هستن
مامان ماه گل مامان ماه گل ۳ سالگی