این توجه رو از شوهرم میخواستم ولی هیچ وقت بروز نکرد .من موندم و احساس پشیمونی از بچه آوردن
دقیقا من چند روز پیش شام پختم شوهرم دوست نداشت گفت نمیخوام گشنم نیست خیلی دلم گرفت گریه کردم گفتم تو که شام نمیخواستی چرا من از خونه بابام اوردی اصلا (قبل زایمان همینجوری حرف میزدیم گفتم باید یکی بگیری ده روز کمکم بده )گفتم مگه قرار نشد کمکی بگیری چی شد دیگه ابجیش خونمون بود بهش گفت چرا کمکش نمیدید. میدونی اصلا بحث کمک یا کار نیست من خودم همه کارام میکنم ولی این که ادم دزک بشه محبت بشه بهش خیلی مهمه
عزیزم اگه آدم همسر با درکی داشته باشه اینطوری نمیشه ،از طرفی اینطوری به قضیه نگاه کن که مادر خودمون میادکه مراقب ما باشه چون نگران بچه ی خودشه اونم من همسرم از اول حس خوبی بهم داد تا من سرپا نشده بودم بچمو ندیده بود و منتظر مونده بود باهم بریم ببینیمش بی توجه به بقیه بهم خودش رسیدگی میکرد و به زور بهم خوراکی میداد بخورم با شوخی و خنده
تا الآنم با اینکه میره سرکار و کلی خسته است تا نصف شب باهام بیدار میمونه ،تو کارهام کمکم میکنه و بارها بهم میگه به خودت فشار نیار کار خونه ارو بیخیال بابچه بخواب
آدم تو این روزا فقط به یه آدم درست نیاز داره اونم شریک زندگی ادمه و من واقعا ممنونم ازش که اجازه نداده تا الان احساس تنهایی کنم
عای گفتیا😔
هرکی میاد خونه یا زنگ میزنه همسرم مادرم بقیه
بچه چطوره
منم میگم خوبه یا نه بده
حالا اگ بد باشه حالش مگ ولم میکنن
یکی نیس بگه خودت چطوری
روحم تو عذابه 😔
بهم به روحم واقعا داره ظلم میشه 😭😭
احساس میکنم خیلی در حقم ظلم میشه تا صبح مشغول شیردادنو عوض کردن پوشکم صبحشم صبحانه بزارم ناهار درست کنم و ظرف بشورم دیگه خونم که هیچی هرچی تمیز میکنی بازم کثیفه یچم که همش بغلمه وسطای کار شوهرم یه بار نمیگه دستت دردنکنه این همه کازو تنهایی انجام میدی با این سن کمت منتم میزاره 😪😭
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.