پارت سوم تجربه بیمارستان فرهمند فر

بعد از حدودا چهارساعت توی ریکاوری بودن بالاخره تصمیم گرفتن منو ببرن تو بخش با اینکه من اتاق خصوصی گرفته بودم و نیازی نداشتن تخت خالی بشه یا هر چیزی به بهونه ی شلوغی منو کلی اونجا نگه داشتن
وقتی میخواستن منو ببرن تو بخش یه خانم پرستار اومد مدارک پزشکیمو که روی یه تخته هست پرت کرد روی شکمم که یه دور هم‌ اونجا مردم بعدم یه پرستار دیگه گفت باید شکمتو فشار بدم چقدرم برای اون درد کشیدم

خلاصه بردنم پایین تو بخش...بخش سزارین هم تاریک و خفههه...چون دستشویی هم فرنگی بود من کاور فرنگی برده بودم و بهتون پیشنهاد میکنم برای روز عمل بخرید حتما

بعدم اومدن گفتن باید پاشی راه بری و من تمام تلاشمو کردم که فقط پا شم راه برم تا از اون بیمارستان نجات پیدا کنم...

خلاصه من اگر برگردم عقب دیگه اونجا زایمان نمیکنم
چون تجربه ی خیلی بدی برام ساختن

این بود تجربه ی من از زایمان اول

الان هم دکترم صحرائیان هست و بیمارستان های کوثر و شفا و ایران و علوی عمل میکنه
و این سری تصمیمم برای رفتن به کوثرع امیدوارم بد نباشه

۱۱ پاسخ

من دوتا زایمان طبیعی کوثر بودم

به فاصله کمتر از دوسال توی یه بیمارستان زایمان داشتم دوتا رفتار دوتا برخورد دوتا رسیدگی متفاوت
به اینم نبود که دکترم متفاوت بوده هااا نه اتفاقا دوتاش یه دکتر بود صد درصد زایمان با خودش بود از مرحله اول که نشستم روی تخت زایمان تا گرفتن نوزاد و بند ناف و بخیه همه چیز

پس فکر نکنید چون فلان بیمارستان تعریف کردن یعنی همیشه خوبه یا فلان بیمارستان بدشو گفتن یعنی همیشه بده

اردیبهشت خیلی راصی بودم

خواهر ی چیز بگم
از بس زایمان دیدن اونا دردش براسون مهم نیست
یا نمیتوننن کاری ککنن
چون خیلی از اینا دیدن
واقعا از دستشون برنمیاد
ولی من خودم ب شخصه بیمارستان محل کار شوهرم زایمان کردم
شهرستانم هست
وقتی بردن بیردن از اتاق عمل
چند بار افتادن رو شکمممم ک مثلا خون ها بیان بیرون🤭😔نمیدونم ،،من اینجوری فک کردم
بخدا صدای گاو میدادم
با تمام قوا میفتادن رو شکممم بری فشار
و منی ک از امشب ک چیزی نخوردم تا پسفردا، ظهر ک دیگه فقط چند ساعت شیر داشتم
یهو خشکید

منم تجربه خوبی از فرهمند فر ندارم
بیمارستان خیلی بدی هس
تازه اتاق خصوصی گرفته بودم مثلا

واسه من بخیه اخرم ت اتاق عمل کادر درمان واسم انجام دادن
این ب کنار

از درد داشتم میمردم پرستار پخش سزارین ی شیاف واسم نمیزاشت خودمم ورم کرده بود بخاطر دفع پروتیین نمیتونستم تکون بخورم ی شیاف واسم نذاشتن من تا صب فقط گریه کردم و درد کشیدم اصلا محلم نذاشتن

هزینه بیمارستان فرهمند با بقیه بیمارستانهای خصوصی هیچ فرقی نداره هزینه زیادم میگیره 25تومن فقط بیمارستان گرفت سال403 زیرمیزی دکتر ک جدابود

بنظرم هرکی میخاد زایمان کنه پاش توی فرهمند نزاره حیف پول ک بخای اون بیمارسنان خرج کنی اتاق کوچیک تاریک خفه رسیدکی منفی منفی منفی

عزیزم امیدوارم تو این زایمانت تجربه بهتری داشته باشی و خاطرات زایمان قبلی رو بشوره ببره
نی نی رو با دل خوش بغل بگیری

صحراییان سزارین اجباری هم زیرمیزی میگیره.
من ۳تا سزارین توی کوثر داشتم.زایمان دوم و سومم ۱۶ ماه اختلاف بود.از دکترم خیلی راضیم خدا خیرش بده خیلی بامسئولیت بود.
ولی پرستار زایمان دوم افتضاحبود که ازش شکایت کردم به دردهام اهمیت نمیداد.البته که بعدش ۵-۶بار زنگ زدن رضایت ازم گرفتن.ولی اینسری همه چیزعالی بود

اسم‌کوچیک دکترتون چیه عزیزم؟
منم خیلی زایمان سختی داشتم از ۱۰‌ صبح که بی حسی پرید یک‌سره داد زدم تا ۴ عصر

وای چه سخت گذشته بهت ..من پیوند بودم با اینکه اتاق خصوصی هم نگرفتم ولی رسیدگی و همه چیش عالی بود ..من بی خس نشدم بیهوشم کردن فقط از ریکاوری به بعد رو یادمه منم مثل تو از درد بیدار شدم ولی مرتب برام مسکن میزدن قبل اینکه بگم

فرهمند فر بدرد نمیخوره منم سرکلاژ شدم الکی پول میگیره دنا عالیه امامی

کاش اینارو نمیگفتی
یکی مثل من بخاطر سزارین اولم باید برم فرهمند
حرفای شما استرسو چند برابر میکنه
گاهی بخاطر خوب بودن دکترت و شرایطی که داری مجبوری

کوثر عالیه ..

سوال های مرتبط

مامان ملورین مامان ملورین هفته سی‌وهشتم بارداری
پارت دوم تجربه ی بیمارستان فرهمندفر

بعد از اینکه بی حسی زدن و گفتم انگشتای پام تکون میخوره گفتن پاهاتو میتونی بیاری بالا ؟ ولی دیدم نمیشه گفتم نه نمیتونم
اونا هم خیالشون راحت شدو منو بریدن😂 گفتم بهم پمپ درد بزنید گفتن باید توی ریکاوری بگی...خلاصه با یه حالت نیمه هوشیار سزارین شدم و اومدم تو ریکاوری و از درد زیاد هوشیار شدم به قدری دردش برام زیاد بود که شروع کردم به گریه کردن صدا زدم گفتم بیاین به من پمپ درد وصل کنید که گفتن یه دونه بوده زدیمش به یه خانمی و دیگه نداریم...این تجربه هم بهتون بگم که اگر پمپ درد میخواید قبل از عمل بخرید با پروندتون بدید به بیمارستان وگرنه براتون نمیزنن....خلاصه من شروع کردم برای گریه کردن و پاهام کامل تکون میخورد اما دریغ از اینکه کسی محل من بذاره😂با اجازتون من سه الی چهار ساعت توی ریکاوری بودم و تمام بی حسی من پریده یود و انقدر گریه کردم و درد داشتم تا یه پرستار دلش سوخت اومد بهم یه امپول بزنه که پروندمو نگاه کردو دید باقاله ای هستم و بهم نزد😂
و تمام این مدت خانوادمم نگران بودن که چرا منو نمیبرن با اینکه بچه رو همون موقع برده بودن

بقیه اش پارت بعدی
مامان ماهک مامان ماهک ۴ ماهگی
بعد پرستار اومد دوباره داخل بخش شکمم رو فشار داد که به لطف بی حسی اتاق عمل باز هم چیزی حس نکردم. و گفت بچه رو شیر بدین. مامانم بچه رو آورد شیرش دادیم. و کم کم دردام داشت شروع میشد که مامانم با کلی دستکش برام شیاف زد. تا صبح ساعت 7 یا 8 بود دوتا شیاف زدم. که اومدن سوند رو کشیدن و گفتن آروم آروم بلند شو یه چیزی بخور و بعد آروم ا تخت بیا پایین راه برو.. آروم نشستم 5 دقیقه موندم دوباره پاهام آویز تخت کردم چند دقیقه و بعد خیلی آروم ا تخت اومدم پایین و راه رفتم. اصلا دردی نداشتم. تازه کلی هم فعال بودم و بخش رو دور زدم. دکترم کارش خیلی تمیزه و منم آستانه دردم پایین اما خداییش سزارین اول برام خیلی راحت بود تا ببینم این دومی چطور میشم. راه رفتن خیلی خوبه برا بعد عمل اصلا تنبلی نکنید. من میرفتم اتاقا دیگه منو میدیدن راه میرم میگفتم دیشب سز شدم تعجب میکردن. به زور بلندشون میکردم راه برن. من دوشب بیمارستان بودم و فک کنم 3 تا یا 4 تا شیاف زدم اونجا. پمپ درد میخواستم بگیرم عجله ای که شد یادمون رفتـ. خونه هم رفتنی دو سه تا زدم. داخل بیمارستان هم نسکافه خوردم دیگه نمیدونم تاثیر اون بود یا نه اما سردرد نشدم
مامان صبا و حنا🩷| 🍭 مامان صبا و حنا🩷| 🍭 ۳ ماهگی
تجربه سزارین اول:







من سزارین اختیاری بیمارستان فرهمند فر شیراز زیر نظر دکتر الهام آذین مهر بودم
۳۶هفته و ۲روز رفتم شیراز چون حالت تهوع و گیجی داشتم وقتی سونو کرد خانم دکتر گفت آمپول ریه میزنی سه روز پشت سر هم و بعد از اون عمل
۳۶هفته و۶روز بودم که صبح ساعت ۵گفتن بیمارستان باش
وقتی صبح رفتم آزمایش گرفتن و منو بردن تو اتاق کیف مخصوص داروخونه بهم داد که لباس برای خودم داخلش بود دمپایی بیمارستان زیر انداز چسب بخیه و گاز یه روسری😹برای نی نی هم پوشک مای بی بی
خلاصه ما رفتیم توی اتاق لباس بیمارستان پوشیدم همراهم خواهرم بودش کمک کرد موهامو جمع کردیم توی کلاه گذاشتیم و بعد اومدن سوند وصل کنن که گفتم اگر میشه توی اتاق عمل موقع بیهوشی بزارید قبول نکردن .
(سوند یکم احساس سوزش داره طوری نیست که نتونی تحمل کنی فقط چیزی که خیلی مهمه اینه که عفونت ادراری نداشته باشی اگر عفونت اداری داشته باشی باعث بیشتر شدن سوزش میشه)خلاصه احساس میکنی ادرار داری ولی هیچی نیست
دیگه تقریبا ساعت ۷ونیم شده بود با خواهرم و همسرم خداحافظی کردیم و پرستار با ویلچر منو به اتاق عمل برد🥺
تا اون موقع هیچ استرسی نداشتم ولی به محض اینکه رفتیم بالا و اتاق هارو دیدم یه استرسی کل وجودم رو گرفت
اونجا پرستار ها از قیمت سیمان گرفته تا اضافه حقوق با هم حرف میزدن انگار نه انگار که میخوان برن توی اتاق عمل یه چیز عادی بود براشون ولی برای من بزرگ ترین اتفاق زندگیم بود🥹♥️🍓
مامان حسین جانم 😍 مامان حسین جانم 😍 ۱۳ ماهگی
سلام دوستان عزیز ظهرتون بخیر و شادی انشاالله ❤️
لطفاً اگه میتونید راهنماییم کنید،من به خاطر مشکل کمرم یه نامه از متخصص گرفتم و بردم پیش دکتر زنان که الان ۵،۶ ماهه تحت نظرشم اونم نامه رو قبول کرد و داشت بهم نامه ی تاریخ بستری میداد برای سزارین تو یه بیمارستان خصوصی که خودش فقط اونجاست و بهم گفت هزینه ی سزارین تقریبا ۵۴ میلیون میشه و بیمه هم قبول نمیکنن،منم گفتن نمیخوام بیام اون بیمارستان میخوام برم یه بیمارستان دولتی که هم تخصصی بیمارستان مادر و کودک و زایمانه و تمام تجهیزات و امکانات تخصصی برای بچه رو داره هم بیمه بخشی از هزینه رو تقبل میکنه،ولی دکترم گفت پس دیگه نمیتونم بهت نامه بدم چون من اونجا نمیام،حالا من باید چیکار کنم،دو روز دیگه انشاالله میرم تو ۳۷ هفته از کی و کجا باید تاریخ زایمان و نامه بستری بگیرم،واقعا موندم بلاتکلیف نمیدونم چیکار کنم،دکترمم گفت این نامه ای هم که برای کمرت گرفتی به احتمال زیاد برای بیمارستان های دولتی قابل قبول نباشه برای انجام سزارین چون اونا خیلی سخت گیرن،ولی بیمارستان های خصوصی خیلی راحت همینو قبول میکنن...🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️