۱۰ پاسخ

پسر منم میترسید براش نقاشی کشیدم با اون توضیح دادم که یه بچه کوچیکه میره پی پی میکنه و ... با اون آروم شد و پی پی کرد

عزیزم پسر منم همینطور بود تا پوشکش نمیکردم پیپی نمیکرد و من اصلا بهش استرس ندادم یکی دوبار گفتم دیدم آمادگی نداره و نمیاد دستشویی و منم نه به اون استرس دادم نه خودمو اذیت کردم فقط پوشکش کردم تا دوماه بعد دوماه یه روز از مسافرت برگشتیم خیلی پیپی داشت منم از قبل پنکه مورد علاقشو خریده بودم گفتم برو دستشویی که بهت هدیه بدم دیگه رفت دستشویی پنکه رو اوردم با اون مشغول شد سریع پیپی کرد بعد اون بازم میگفت پوشکم کن من یه هفته ای پوشکش کردم بعد گفتم پوشکت تموم شد بار اول چندبار بردمش دستشویی تا پیپی کرد ولی بعدش بهم میگفت.
اگه آمادگی نداره اذیتش نکن فعلا پوشکش کن کم کم یاد میگیره

پسر من حالایبوست هست چیزای ملین بهش میدم همینجوری که شما میگید یا داخل مای بی بی دستشویی میکرد یا تو شلوار از حالتاش می‌فهمیدم که دسشویشش میاد دیگه شلوارش بیرون میوردم میبردمش تو حیاط سرپا می‌نشست جلو باغچه بازی میکرد حواسش پرت میشد دیگه دشتسویی کرد منم تشویقش کردم و ذوق نشون دادم دیگه ترسش ریخت یاد گرفت فقط باید صبر داشته باشی سرگرمش کنی

من پی پی شو از تو مای بی بی مینداختم توی چاه دستشویی میگفتم پی پی گناه داره دلش میخواد بره پیش مامانش پی پی بای بای برو پیش مامانت کم کم دیگه خودش می‌گفت بریم پی پی بره پیش مامانش یا عروسکش هم میاوردم کنارش که باهم پی پی کنن

دختر منم تا پوشکش نکنم پی پی نمیکنه

دکتر دختر من بهش ملین داد گفت باید غلظت دستشویی شبیه خامه صورتیا باشه
اینجوری ترسش میریزه راحت یاد میگیره
و یاد گرفت

دختر منم اوایل که نمیتونست خودشو نگه داره پی پیش رو تو دستشویی می‌کرد از وقتی یاد گرفته خودشو نگه داره دیگه نمیاد تو دستشویی پی پی کن فقط تو پوشک میکنه هر کاری میکنم ساعت های طولانی پوشک پاش نکنم باز نمیکنه خودشو میگیره سر همین پی پیش هنوز کامل از پوشک نتونستم بگیرمش

اولش همینه نوازشش کن بگوپی پی بره پیش مامانش فلان

خوراکی های ملین بده زیاد ک نتونه خودش رو نگه داره یکی دو بار ک دفع داشته باشه ترسش میریزه

سلام عزیزم
پسر من دقیقا مثل دخترتون از پی پی کردن می ترسید
یه روز محکم وایسادم گفتم مای بی بی نداریم گذاشتم یه جا ک نبینه دیگه کرد یکم سفت بگیری میکنه

سوال های مرتبط