میگم مامان های شما هم خیلی تو بچه داری و تربیت ک دارید دخالت میکنن!!!
مثلا وقتی مامان باشه ،بچه دیگه کلا ورقش برگرده
یا مامانتون ب هر بهانه جلو بچه بهتون بد و بیرا بگه و تخریب کنه؟!
.
من نشد کلامی با بچه هام حرف بزنم مامانم نظر نده و دخالت نکنه
ازینکه دخترم بگه مامان گل سر بزنم ،من هنوز نظر ندادم مامانم میپره وسط ک نمیخواد بزنی اذیت میشی ...
هزاربار گفتم ب بچه زیر دوسال گوشی نده ،ب زور بچه میگیره بغلش تو ماشین تاریک گوشی میده بچه ببینه....
هر چی ب پسرم بگم ک مثلا بیا کمک یا فلان کار بکن یا هرچی میپره وسط ب این چیکار داری خودت برو بکن و ....
ب پسرم میگم گوشی بازی نکن میگه مادرم میاد دخالت ک‌خودت چرا گوشی گرفتی...
پسر بزرگم از من ناراحت باشه و گریه کنه میاد جلو همه بچه ها شروع میکنه ب من توهین ک خاک بر سرت ،تومادر نیستی تو شعور نذاری و ...چرا گریه بچه دراوردی....
.
این ادم معلم دبستان بوده و موقعی ک بچه ها اذیتش کنن یا با بچه هام درگیر بشه هزار حرف زشت نثارشون میکنه و از یک بچه ،بدتر رفتار میکنه

۹ پاسخ

سلام عزیزم من دیروز نه پریروز سر همین مسئله با مامانم دعوا کردم الآنم مثل چی پشیمونم می‌دونی چی اونا چون مارو خیلی دوست دارن بچه هامون هزار برابر دوست دارن تحمل کن فقط خستن و احساسی هم در کنارش عمل میکنن تحمل کن

نظرم من اینه چون تو خونه بابات هستی مادرت ی کارایی میکنه ک بلندشی از اونجا بده ب کرایه اینم ک میگی حس میکنی خواهر کوچیکتو بیشتر از تو دوس داره و تورو زیاد ن هم فکر کنم سر همین موضوع باشه.. من اینطوری حس کردم

مامان من اصلا به بچه داریم کارنداره نظرهم نمی‌ده...برعکس مادرشوهرم دهنمو گ ا ی ی ده

واای منم همین مسکل رو دارم شش سال ب روش های مختلف گفتم نکنین این کارو حریف نشدم خونمو عوض کردم حسابی دور شدم ازشون
مامان منم جونش برا پسرم در میره حاضره سر منو ببره ولی ب اون نگم بالا چشمت ابرویه
انقدری ک من سر پسرم با مامانم گللویز شدم سر هیچ چیز دیگه ای بحث نکردم
از وقتی ام ک پسرکوچیکم اومد بدتر
یجورایی پسر کوچیکمو دوست نداره مشخصه فرق میذاره همش میگه الهی بمیری خودم بزرگش کنم
یا همش میگه این پسر منه بده من بزرگش کنم
فاتحه نربیت کردنمو خوند بخدا بسکی این بچه رو لوس کرد ففط باید کمتر رفت و امد کنی

اره دور منم هستن از دوست داشتن بچه استا ولی گند میزنن تو تربیت

مثلا دیروز منو دخترخالم‌خونه اون یکی خالم رفتیم
پسرم رفت رو مبل بهش گفتم گلدون دست نزنا
از عمد نگام کرد با خنده پرت کرد خوب شد نشکست لای مبل گیرکرد گل
ولی عصبانی شدم دعوااش کرد پشت دستش یکی زدم اوردمش مایین از مبل خالم اومد دوتا دست منو زد بغل کرد دیونه ای مرض داری بچه چرا میزنی شکست فداسرش
دخترخالم به دخترش تذکر داد گفت تو بشین گار بد کرده مامانش دعواش کرده ما نبابد دخالت کنیم
داشتم فک میکردم نسل قدیما میخوان محبت کنن ولی اشتباه انجام میدن
نسل ما کارا اشتباه تکرار نمیکنن باز

وای چقدر بده اینجور دخالت کردن ها بخدا اگه مادرم من از این کارها بکنه.مامان من به قانونی که تو خونه ما هست خیلی احترام می‌زاره اصلا نمیزاره من بهش بگم خودش بلده البته من خودم از مامانم یاد گرفتم که قانونی رو که میزاریم همه باید رعایت کنیم
ولی مامانم اصلا تا الان چه جلو شوهرم چه جلو بچه هام به من توهین نکرده چه برسه به فحش دادن
بنظرم یکبار برید پیش مشاوره بگید اونا بهتر می‌دونن چی بگن با مادرتون.ولی دوتایی با هم برید

چه کار بدی انجام میده مادرتون رسماً داره گند می‌کنه به تربیت بچه ها اگر میخوای دو روز دیگه بچه هات بهت بی احترامی نکنن و حرفتو گوش بدن یا احترامتو نگه دارن رفت و امدت رو به صفر باید برسونی خودت برو ولی بچه هات رو نبر وگرنه کارت تمومه اینو صد در صدی میگم بچه ها مادرشون رو یه آدم کامل و بزرگ میبینن وقتی یکی میاد مادرشون ور نقص یا نقد می‌کنه مادر جلوی بچه کوچیک میشه و از چشم بچه می‌افته و کم کم دیگه تره هم برای مادر خورد نمیکنن در بزرگسالی کلی بی احترامی میکنن به مادر

من همون اول که دخترم چند ماهش بود و پدر و مادرم بهم حرف میزدن خیلی محکم گفتم اگر جلوی این بچه با من بد رفتار کنید این بچه هم دو روز دیگه با من بد رفتار می‌کنه جلوی بچه به من حرفی نزنید تموم شد رفت تربیت بچه ام برام مهم تر از پدر و مادرم هستن ببینم اونا باعث خراب بچه هام میشن ارتباطم رو به شدت کم میکنم تعارف ندارم که

مامان خودم نه ولی مادرشوهرم زیاد هی میگه چیکار کن چیکار نکن ولی باز نه در این حد دیگه..

متاسفانه 🫠🫠🫠

سوال های مرتبط