منم از قنداق کردن بیزارم
من کلا چند بار قنداق کردم و خیلی راحت میخوابید
ولی چون عذاب وجدان داشتم حس میکردم گرمش میشه یا اذیت میشه دیگه قنداق نکردم اصلا
خدا همیشه هوای بنده هاشو داره ...خدا برات حفظش کنه
به منم همه میگفتن پسرتو قنداق کن بزار پاش پرانتزی نسه گفتم نه بعد ی بار اومدیم با شوهرم قنداقش،کردیم پسرم ی طرف گریه میکرد من وشوهرمم ی طرف دیگه قنداقش وباز کردیم راحت شد
قنداق کردنم اصول داره خب اینجوری نیست ک بچه رو لوله پیچ کنی ول کنی ب امان خدا
یکیش همینه ک تو این ایام کلا بچه رو ب پهلو بخوابونی ک اگه احیانا بالا آوورد از ذهنش بریزه و خفه نکنه بچه رو
راستش من خودم قنداق نکردم یعنی دوس داشتم انجام بدم ولی بلد نبودم
خیلی صحنه بدی تجربه کردی خدارو شکر بخیر گذشت
من س تا بچه دارم . صفر تا صدشون رو خودم بودم هیچکدوووم رو قنداق نکردم
هر چ گفتن اینجور میشه اونجوری میشه مهلشون ندادم
من ک خیلی مخالفم و اصلا قنداق نکردم در حد یک دو بار اونم اصرار خواهرم
چقد این صحنه میتونه ترسناک باشه
من پاهای دخترو قنداق میکردم
از کمر به پایین...اصلا هم محکم نمیبستم
بچه به پشت خوابیده بود؟
وای عزیزم. بازم خداروشکر به خیر گذشت. من تا چندین ماه همین نگرانی رو داشتم بااینکه بچم رفلاکسی نبود. مخالف قنداقم مامانم دوسه بار از کمر قنداقش کرد دستاش آزاد بودن. همونم بدش میومد میگفت آزادم کنین😅
من بچه اولم رو مادر شوهر هی قنداق میکرد تا دو ماه اینا یبار اتقدر محکم بسته بود داد بغلم گفت برو اتاقت رفتم اتاقم بچه رو گذاشتم گهواره دیدم بچم قرمز قرمز شد زود بند قنداقو شل کردم قنداق آزاد شد بچم قرمزیش رفت منم دستهاشو نذتشتم دبگه بذاره داخل قنداق .بچه دومم رو گاهی اوقات با پارچه الکی الکی قنداق میکردم طوری که پاهاش آزاد بود فقط دست هاش تکون نمیخورد چون همش تو خواب دستهاش تکون میخورداز خواب میپرید از این لحاظ قنداق برام خوب بود ولی پاهاش بیرون بود
منم قنداقو دوس داشتم بچم بامزه میشد و راحت میخوابید ولی یبار قل خورده بود ب صورت خودشو انداخته بود بین تخت خودشو من وااااای اگه نمیدمش چی دورازجون بچم خفه میشد
منم یه بار اینطوری شدم.توی خونه با دخترم تنها بودیم.لیا خوابید.گذاشتم جاش..میخواستم برم سرویس.اما میترسیدیم.نشسته بودم بالا سرش.بعد چنددیقه دیدم داره خفه میشه...ک بلندش کردم و زدم پشتش و خداروشکر کردم ک ازپیشش کنارنرفتم.دیگه بعد اون بالشت فرم دهی میزاشتم زیر سرش یه وری اش میکردم و پشتش هم یه جیزی تکیه میدادم ک صاف نشه وقتی خوابم یا وقتی ازش فاصله دارم
وااای عزیزم الهی شکر که متوجه شدی ..نه منم پسرمو نذاشتم قنداق کنن چه مامان خودم چه مادرشوهرم
اخی عزیزم
من قنداق میکردم پسرمو ولی دستاش اصلا نمیبستم ت قنداق فقط پاهاش
قنداق میکردم ولی نمیخوابیدم کلا
هفده روز خونه مامانم بودم نوبتی بود
ولی خب تا صبحش با خودم بود بیدار میشستم فقط نگاه میکردم
چه زجری بود
من اوایل قنداق نمیکردم از وقتی کولیکش شروع شد قنداق کردم که دلش گرم تر بمونه تا اذیت نشه چون گهوارش هم ننو بود دیگه نگرانی این رو نداشتم وقتی بالا بیاره راه تنفسش رو ببنده اکثر اوقات هم به پهلو میخوابوندمش
واقعا با قنداق آروم تر میخوابید🥹
هم نظرم باهات حس میکنم بچه خفه میشه
ولی شبا که میخواست بخوابه یه پارچه مینداختم روی بدنش از کنار میدادم زیر بدنش
ولی هرشب نوبتی میخوابیدیم تجربه ای مثل شما داشتم که باعث شد نوبتی بخوابیم
منم همین اتفاق برام افتاد😭😭😭😭 خدا دوباره دخترمو بهم بخشید
وای خداااا چه صحنه بدی، خدا براهیچ کس اتفاق نیفته واقعا خدا خیلی دوستت داشته
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.