۱۰ پاسخ

وای وای ک چقد دلم میخاد اینحور بچه های وحشی و بیتربیتو بگیرم بزنما

والا من بودم موهاش میکشیدم‌.امیدوارم حداقل مامانش اومده باسه دست دخترشو از موهای دخترت برداره وگرنه مادر اون بجه ب ی ش ع ور به تمام‌معناس

بچها رو مخن ولی مامانشون ک هیچ واکنشی نشون نمیده کاملااااا و واقعاااا گاااون

مامانش چی پررو باز رفتارای بد بچه رو میگفت به بچه خودش هیچی نگفت ؟

وای وای چقدر از این بچه ها بدم میاد انگار تو جنگل بزرگ شدن

یکی میزدی تو دهنش جلو مادرش تاذباد بگیره بچه ی بیتربیتشو خودش تربیت کنه و اجازه نده تربیتش بیفته گردن جامعه

بخدا من بودم موهاشو میکشیدم تا ولش میکرد خیلی صبور بودی .تازه مادرشم میکردم همونجایی ک نبایست بیاد بیرون

یدونه سیلی میخوابوندی پس کله اش عین فرفره پیچ میخورد وحشی
بچه های منم دوتاشون مظلوم و کتک خور وقتی میرن بیرون یکی اینجوری می‌کنه باهاشون دلم میخواد قورت بدم طرفو دور اطراف اینا هم بچه وحشی زیاده

بعضی بچه ها رو که آدم میبینه تعجب می‌کنه انگار لطافت و محبت کودکانه تو وجودشون نیست.طفلی دخترت بی دلیل کتک خورده

به خاطر همینه آنقدر پارک از چشمم افتاده، یه سری رفتارا رو اصلا نرمال نمیبینم

سوال های مرتبط

مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟
مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۶ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید