من جات بودم به روی خواهرم میاوردم حتما😒😣چ عجیب بود رفتارش، مثلا بچه تو رو نبرد که چی بشه!!!
خودتو ناراحت نکن عزیزم منم دقیقا برای بچه های خواهرام مادری کردم ولی....
شاید در توانش نبوده یا به هردلیل دیگه ای نمیتونسته ایناز رو هم حساب کنه از طرفی هم خجالت میکشیده دوباره تو بچه اونو ببری دیگه خودش بردش
شاید قصدش نبوده بره
بچه ش بهانه آورده
بهرحال ازش بپرس
خب بگو
بگو مثل من باش
شاید میخواسته با شوهرش ببره
دقیقا مثل شوهرم هم همه مار برای بچه های بردارش کردن بعد اونا هیچی شوعر منم دیگه نزاشتم کاری کنه
و منی ک خواهر ندارم😐
باید ب روی خواهرت میاوردی
توم دیگه نبرش
قایمکی برو
دوره خراب شده من چشام دخترا داداشمن
بعد اون روز تو خونه خودم داداشم دست پسرمو پیچوند
ب حدی ناراحت شدم فهمید
چرا باید اخع ما خودمون رو کوچک کنیم قسم خوردم هر کسی ب بچم بگه بالا چشت ابرو بپرم بهش
کم ناز بچهاشون نکشیدم الان پسری که خدا بعد ۱۴ سال انتظار بهم داده دستشو بپیچونن
کلا میخام رابطمو کم کنم فقط بچه هام وسلام
عزیزم من هم اینجور بودم صد خودمووو براب بچه های خواهرم گذاشتم ولی حیف خواهرم اصلااا قدر ندونست و هیچ کمکی ب من نکرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.