دخترم دیروز وسط گریه هاش گف ماما🥹🫠
امروزم میون حرفاش گف بَ بَ چندین بارم چنتا کلمه شبیه بابا تکرار کرد ینی شوهرم از خوشحالی ذوق مرگ شد😍😂❤️
نمی‌دونم دقیقا کی بود ک این کلمه هارو گفت ولی از چند روز پیش شروع کرد به گفتنشون که من خیلی جدی نگرفتم چون وسط حرفاش یهو میگف ولی دیروز و امروز خیلی به چشممون اومد😍
بعد اونوقت خواهر شوهرم و دخترش (همونایی که تو مدت استراحت بعد عملم از هیلان مراقبت کردن)دایه عزیزتر از مادر شدن میگن ما تو خونه با بچمون اصن حرف نمی‌زنیم و وقت نمیذاریم هیلان خونه اونا ک می‌ره زبونش باز میشه خونه ما ساکته! عجب..!صدای سفید گذاشتن منم به تمسخر گرفتن😐منی که هروقت بیمار میشم فقط مطلب میخونم و چیزای آموزشی میبینم که اطلاعاتمو ببرم بالا راجب دخترم
خیلی دوست دارم به دخترش بگم تو ک فقط بلدی مث پیرزنا اسپند دود کنی چون روزی دوسه بار واسه بچه اسپند دود می‌کرده هی دود تو حلقومش می‌کرده🤣ولی خب میگم ولش کن زحمت کشیدن برا بچم..
عوضش دیگه تحویلش نمی‌گیرم😁
منم به همسرم گفتم دیگه هیلانو جایی نمی‌برم که نگهش دارن
والا بعدا زبون درمیارن که ما اینکارو کردیم ک اونجوری شد..یبارم گفته بودن بچه ک پیششونه تپل میشه پیش ما لاغر😑

تصویر
۹ پاسخ

چقدر شماها شلوغش میکنید، چی گفتن مگه؟
هر چی هم بگن عمه شه دیگه، دوستش داره بدش رو نمیخواد
توروخدا انقدر حرفها رو بد برندارید، یه کم باهم دیگه مهربونتر باشیم و مدارا کنیم.
معلوم نیست چقدر میخواهیم تو این دنیا باشیم

چه چقدر پرو و خودخواهن

چ خود خواه

سلام عزیزان عکس آتلیه درست میکنم هرتمی‌که بخواید خانوادگی ،تولد، ماه گرد ،حاملگی،عروسی و عکس دندونی هرچیزی که بخواید هر جای که دوس داشته باشید یا لوکیشن خاصی داشته باشین براتون در کمترین زمان ممکن انجام میدم .
نمونه کارمو ببینید دوست داشتید سفارش بدید .
قیمت40 تومان
شمارم 09304370332
توی روبیکا پیام بدید بهتون نمونه کار میدم@Ayhun11

تصویر

عزیزم یه ماه و نیم بچه ۵ ماهه ارو نگهداری کردن دیگه هرکسی بود همچین کاری نمیکرد..
نمیتونستی پیش مامان یا خواهر خودت بزاریش

ولش کن اینارو من عاشق اسم دخترتم😍

عزیزم مگه بچتو میذاری پیششون چند روز بمونه که این حرفا رو میزنن؟
انوقت شیر خشک میخوره؟
شده باشه خودت نصف بشی ولی دیگه بچتو جایی نذار پیش هرکی بذاری از این حرفا زیاده
ماشاالله بهش ماما و بابا رو یاد گرفته 😍😍
خداحفظش کنه

ای ننه قربونش دختر منم از همون اول ۵ ماهگی میگف وَ وَ بعد تبدیل شد به بابا بابا و بَ بَ شوهر منم خیلی ذوق میکنه😍

هروقت (بیکار) میشم
اشتباه تایپ کردم بیمار

سوال های مرتبط

مامان مامان توت فرنگی🍓 مامان مامان توت فرنگی🍓 ۱۸ ماهگی
من آروم در گوش همسرم گفتم ببین اجازه نده روغن زیتون بریزه تو گوش بچه این فقط سه ماه و نیمشه و خطرناکه همسرم گف باشه … دایی ش روغن و گرم کرد و آورد بریزه تو گوش بچه و همسرم گف دایی این بچه اول ماست و ما زیادی وسواسیم خودمونم میدونیم ک زیاد وسواس بودن خوب نیس ولی خب طول میکشع چون تجربه اولمونه دایی شم اصرار اصرار و گوش بچه رو گرفته بود داشت کله بچه رو کج می‌کرد که بریزه تو گوشش تا اینکه مادرشوهرم ب شوهرم گف چیکار داری بزار بریزه 🫠🫠🫠و چون مادرشوهرم گف همسرم کوتاه اومد و دیگ هیچی نگف من دیدم اینجوری شد آروم ب مادرشوهرم گفتم لطفا شما دخالت نکنید 🙏🏼آقا اینو من نگفتمممم انگار فوش ناموس بهش دادم 😐😐😐یهو دراز کشید وسط خونه گف حالم بده فشارم رف بالا این به من حرف زد 😐😐😐بعد همسرم گف ب مادرم چی گفتی ؟ حالا بچه هم گریه می‌کرد من بچه رو گرفتم بغلم دیدم تو جفت گوشاش روغن ریخته و کار از کار گذشته 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️خلاصه مادرشوهرم کولی بازی دروورد بعدشم که اومدیم تهران پدرشوهرمو پر کرد اونم اومد توپید ب من …و از همون موقع باهاشون رفت و آمد نمیکنم ولی هفته ای یه بار بچه رو میدم همسرم ببره الان بنظرتون کار من اشتباه بوده ؟🥺🥺❤️❤️
مامان آنیا خانوم مامان آنیا خانوم ۱۱ ماهگی
پارسال دقیقا همین روز بود که فهمیدیم نی نی مون دختره😍
از ویار و فرم شکمم اینا همه میگفتن پسره ، بدون استثنا میگفتن پسره
ولی من صد درصد میدونستم دختره ، به دلم افتاده بود از اولش، فقط به همسر و مامانم گفته بودم که من به دلم افتاده که دختره، اونا هم راضی بودن که دختر باشه ، چون همسرم عاشق دختره ، مامانمم میگفت خواهر نداری اگه دختر باشه همدم و رفیقت میشه
۱۴ هفته بودم که رفتم سونو ، چون تو غربالگری مشخص نشد، بعد اینکه جواب رو گفتن دوتا کیک خریدیم ، یکیشو برا مامان و برادر من ، یکیشم برا خانواده همسر
مامانم که گل از گلش شکفت ، برادرمم کیف میکرد
ولی شبش که مهمون خونه مادرشوهرم بودیم ، با ذوق خواهرشوهرام کیک رو گرفتن و بردن آشپز خونه باز کردن و دیدن صورتیه،،، همشون اخماشون تو هم رفت و خونه سوت و کور شد ، به زور خودمو نگهداشته بودم که گریه نکنم همشون ماتم گرفتن، بعدش دیدن خیلی بد شد گفتن عیب نداره انشالله اونیکی پسر میشه🫠 همسرمم خیلی ناراحت شده بود زود شام خوردیم و از خونشون زدیم بیرون
الان دایه مهربانتر از مادر شدن برا دخترم، هی زنگ میزنن بیار ببینیمش
بعضا میبریم ولی بازم دلم رضا نیس باهاش بازی کنن یا ببیننش
الان دخترم شده دین و ایمان همشون