۷ پاسخ

من خودم از شیر خشک گرفتمش
و وزنش خیلی کم شد
اشتهاش هم بهتر نشد
پشیمون شدم همون شیر باز خوب بود می‌خورد

غذا نمیخوره روانی کرده مجبورم کم کم قطع کنم

دختره منم شیر مادرمیخوردو یکی از معجزات زندگیم توهمین محرم اتفاق افتادو بچم خودش شیرمو ول کرد
من حس میکنم بد عنقی هاشون سر دندوناشون هست من دخترمو هرچند روز یکبار شیر پاستوریزه میدم کم ک دلشو نزنه و عاشق ماسته

عزیزم همه بچها عین هم نیستن
تو فروردین پسرم از شیر خودم گرفتم از اون موقع ماشاالله اشتهاش عالی شده و هرچی وزن اضافه کرده
بدن دخترت ضعیف بوده ک مریض شده وگرنه شیر خشک ب اون صورت با شیر پاستوریزه تفاوتی نداره، شایدم هوا گرم بوده مریض شده

من هم پسرم یکساله شد شیر پرچرب بهش میدم یه قوطی شیر پرچرب روزی یه دونه میخورد الان دو روز یکبار میخرم بیشتر کردم وعده غذاشو صبحانه میان وعده ناهار عصرانه شام لابلاش یکم شیر

منم دخترم و یکماهی میشه از شیرخشک گرفتم البته دکتر گفت دیگه شیر پاستوریزه رو جایگزین کن منم فکر میکردم که شیر خشک مقوی تره ولی دکتر گفت هیچ فرقی نداره تازه شیر پاستوریزه گفت بهتره منم شیر ماجان مخصوص کودکان بهش میدم از یکسالگی کم کم بهش میدادم

اخی عزیزم سعی کن شیر پاستوریزه پرچرب بهش بدی

من حدود چند ماهی هس عادتش دادم به شیر پاستوریزه با لیوانم میخوره بعد یه ماه پیش از شیر مادر که گرفتمش شیر جایگزینو داش و بیشترش کردم

سوال های مرتبط

مامان جذابم👀❤️ مامان جذابم👀❤️ ۲ سالگی
سلام تجربه من از شیر گرفتن پسرم

پسرم کامل شیرخشکی بود تا یک سالگی مرتب میدادم یک سال و یک ماه بهش شیر پاستوریزه دادم اینم بگم شیر شبشو از ۸ ماهگی کم کم کامل قطع کردم اون یک سال ‌و یک ماهگی که شیر پاستوریزه رو شروع کردم فقط روزا بود تا یک سال ‌و دو ماه بهش پاستوریزه دادم بعد یه قوطی شیر خشک گرفتم نان دیدم بدجور بچه یبوست شد دیگه دوباره پاستوریزه رو شروع کردم بهش ماست و پنیرم میدادم تا یک سال و ۵ ماه دیدم بچه بدجور به شیشه وابسته شده مدادم روزا در حال مکیدن بود غذا نمیخورد فق شیشه دیگه تصمیم گرفتم ازش بگیرم دیگه موقعی که شیر میخواست سرگرمش میکردم نخود و کشمش میدادم یا خوراکی‌های مجاز فقط بگم تا یه هفته موقع خواب اذیت میکرد ولی صبر میخواد شیشه شیر هاشو هم قائم کردم گفتم سگ کوچولو چو چو اومده برده😂
دیگه کم کم خودش نخواست الان بچه من راحت چندین ماه از شیر گرفتمش واقعا آدم راحت میشه بچه بهترم غذا میخوره بازی میکنه قبلش فق شیشه به دست بود
مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان رونیکا مامان رونیکا ۲ سالگی
سلام خانما . روزتون خوش
خواستم تجربه از شیر گرفتن رونیکا رو باهاتون اشتراک بزارم شاید به درد بخوره

رونیکا خیلی خیلی به سینه وابسته بود صبح تا شب
شل تا صبح سینه دهنش بود واسه همین تصمیم گرفتم از شیر بگیرنش . حتی خواب هم زیب سینه میخوابید و میترسیدم از شید بگیرمش دیگه نخوابه ولی ...
رفتم حرم و انار بردم روش یاسین خوندم تو حرم شیر بهش دادم و بعد انار خورد و دیگه بهش شیر ندادم .صبر زرد از عطاری گرفتم یه کوچولو به نوک سینه زدم تلخ . یه بار. گفت ممه بهش دادم گفت تلخه تلخه دیگه نیومد سمتش
اگه گاهی هم میومد خودش میگه نه تلخه

واسه اینکه سینه خودم درد نگیره هم تا یه هفته شب ها زمانی که خوابش عمیق بود بهش شیر میدادم و روز ها اصلا
دیگه شیر سینه خشک شده و اونم شب بیدار نمیشه واسه شیر
آیت روش نه خودتون اذیت میشین نه بچه .
واسه خوابش هم شب اتاق رو تاریک میگنم کنارم دراز میکشه ده دقیقه باهاش صحبت میکنم نازش میکنم میاد تو بغلم خودش خوابش میبره

گفتم بهتون بگم شاید لازمتون بشه
مامان پریماه مامان پریماه ۲ سالگی