سلام خانوما اومدم یکم درد دل کنم باهاتون
لطفاً قضاوت نکنید 😔😐

دخترم روزی نیس که دوسه بار گریه نکنه و بهانه
نگیره من به یه بار تحمل میکنم به تو بار تحمل
میکنم بخدا به بار سوم نمیتونم خب حرف میزنم
هرکاری میکنم آرام نمیشه هر روز ساعت
چهار اینا میبرم بیرون دور میزنیم خودش هم
خیلی لاغر شده از قبل من فک میکردم از
بارداریم هست نه از قبل هم همینجوری بود
به هرچیز گریه می‌کنه حتا بعضی موقع ها
دستش کسیفمیشه یا تماغش بیاد گریه می‌کنه نمیگه که مامان تمیز کن ماشاالله خب حرف میزنه همه چیو بلده
بعضی موقع ها داد میزنم سرش واقعا دست
خودم نیس خودمم خیلی عصابی میشیم
اما جلو دخترم مجبورم کنترل کنم خودم باردار
که شودم خیلی بد اخلاق شودم دست خودم
نیس فک کنم از هورمونه‌ 😥 عزاب وجدان
میگیرم با خودم میگم کاش حرف شوهرمو
قبول نمی‌کردم و به بچه دوم فک نمی‌کردم
میگم ناشکری نمیکنم هرجوری دارم کنار
میام 😭😭نکنه به حق دخترم زلم کردم
خدایا من مامان خوبی نبودم 😔😥

اونایی که بارداری دومتون هست آیا
بچه های شماهم هم بهانه میگیره و کارش
شده گریه یا فقد دختر من اینجوریه
وگرنه ابجیم نزدیکه با پسر ابجیم بعضی
موقع ها بازی بعضی موقع ها دعوا میکنن
هم دیگه رو میزنن پسر ابجیم سه سالشه
واقعاً کم آوردم لطفاً یکم دل داریم بدید 🥺
هم دارم به خودم ضربه میزنم هم به دخترم
هم اون بی گناه که تو شکممه خدایاااااا😭😭


فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری

۵ پاسخ

بچه ها توی این سن طبیعی این جوری رفتار کنن من خودم هزار بار از دست پسرم عصبانی می شم دادمی زنم همیشه که نباید با بچه بسازی آدم کم میاره مخصوصا که بارداری خیلی سخته خدا کمکت کن ولی میگذره سعی کن باهاش کنار بیای این روزام تموم میشه عزیزم به خودت سخت نگیر اول باید حال خودت خوب باش

عزیزم منکه باردار نیستم بچم همینطور اصلا ربطی نداره ب خودت سخت نگیر اینچیزا طبیعیه

حالا اگر من بگم همینطوریشم تحمل کردن بچه تو این سن کار سختیه و وقتی بچه دوم میاری ن تنها اولی از تنهایی درنمیاد بلکه وقت و حوصله و خیلی چیزهای دیگه ازش دریغ میشه همه بهم میگن چرا میگی....
دیگه ادمیزاد مگه چقدر ظرفیت داره اخه

منم مثل شما پسرم از قبل عید اینجور شده استانه دوسالگیع ک خیلی بهانه گیر شدن منم عصبی میشو داد میزنم دوست دارم خودمو بکشم ناخواسته باردار شدم حالتام عین شماس تحملم کم شده درد دارم زایمان زود رس بودم سر پسرم الانم سر این بارداریمم همینطورم چ کنیم فقط خدا کپکمون کنه

بچه منم اینجوریه همش گریه بهونه گیری می کنه خودمم حاملم ۳۵ هفتمه منم حرف شوهرم گوش کردم بچه دوم آوردم منم نمیخوام ناشکری کنم ولی واقعا منم هر روز اذیت میشم خب بچمه ولی سعی می کنم خودم کنترل کنم ولی این قدر که لجبازی می کنه منم داد میزنم بعد پشیمون میشم میگم کاش سرش داد نمیزدم

سوال های مرتبط