یکیشون ک پشت سرم حرف زد
یکیشون هم میخاستیم بریم بیرون قرار گذاشتیم من رفتم سر قرار هر چی زنگ زدم جواب ندادم من ترسیدم گفتم نکنه چیزی شده تنها خونست رفتم خونشون در زدم کسی باز نکرد ۳۰ بار بهش زنگ زدم
تو راه برگشت ب خونه دیدم با یکی دیگه از دوستاشه بعد همون موقع من داشتم بهش زنگ میزدم دیوم بیصدا میکنه میزاره تو جیبش
دوست خوب داشتن خیلی خوبه،یه نعمت که من ندارم،یکی از دوستان قدیمی خیلی دوست دارم خوشکل و جذاب بود دهه شصتی هستیم،برای دوران راهنمایی دبیرستان،هنوز گاهی فقط شبها تو خواب میبینمش ،خیای دلم واسش تنگ میشه،به خواهرش تو اینستا پیام دادم که یه بار بهم زنگ بزنه خبری نشد
هیچ دوستی ندارم تنهای تنهام و راضی ام از موقعیتم
مال منم با شوهرش به مشکل خورد انگار مقصر من بودم بعداز این همه سال از اول دبستان تا دومین بچه من باهم دوست بودیم تازه جواب تلفن من نداد منم دیگه گذاشتمش کنار
حسادت زیاد نسبت به بقیه که عه فلانی ازدواج کرده وای چه زندگی داره من هنوز مجردم
یا مثلا اون مجرد خودشو با من متاهل مقایسه مبکرد
مثلا من همسرم برام گوشی اپل خرید رفت همون رنگ همون مدل خرید
دید نمیتونه تحمل کنه خودشو کات کرد
البته با همه کات کرده
عقده شوهر داشت وقتی ازدواج کرد اون روی خودش رو نشون داد و رفت به جهنم تازه میخوست زندگی منو خراب کنه کثافت
من با دوستم 10ساله دوستیم یعنی از 7سالگی و من ازدواج کردم وبچه دارم ولی اون مجرده بااینکه شوهرم زیاد ازش خوشش نمیاد و هنوز باهم دوستیم و هر هفته همو میبینیم چون همسایه خونه بابامه
برای بچه هاشون رفتم برا بچم نیومدن پیشم یکیشون خواست هفته پیش بیاد منم چند روز دیگه تولد ۱سالگی پسرمه سلام احوال پرسی کردم باهاش اما جواب اون قسمت پیامش ک بیادو ندادم
خیلی ناراحتم از دستشون من بچه هاشون چهله بودن رفتم پیششون اونوقت ۱۱ماهگی بچم یکیشون میخاد بیاد
حتی مسیر دورم بود یکیشون باهمسرم رفتم دیدن بچش اما اون الان خونش نزدیکمه بازم نیومد💔
تا من ازدواج کردم خوب بود بعدش که بچه دار شدم دیگه قطع ارتباط کرد خودش
من خودم به زباله دان تاریخ پیوستم،یدفه دیدم حوصله ی رفیق بازی ندارم😕
منکه ازدواج کردم دوتاشون ارتباطشونو قطع کردن باهام
اون دوتا هنوز باهمن
با یکی دوست شده بود تو دوستیشون چه کارایی ک کردم ک باهاش بره بیرون خانوادش نفهمن تا بهم رسیدن انگار ن انگار من هستم منم دورشو خط کشیدم 😐😂
هستن هنوز
باهمکلاسیم دیوار به دیواریم پشت به هم کردیم😂
خیلی حرف میزد، وقتی زنگ میزد دیگه قطع نمیکرد واقعا کلافه میشدم ، منم باردار شدم و حوصله ی خودمو نداشتم ، چندبار زنگ زد اینقدر خالم بده بود و عصبی بودم جوابشو ندادم دیگه اونم کلا زنگ نزد 😅😅 ولی خب دلم براش تنگ شده ، بعد ها خودم چندبار بهش زنگ زدم ولی فکر کنم دیگه فایده نداشت چون کلا ارتباطمون باهم قطع شد
هیچی داشتیم برا تولدش برنامه میریخیتم کیو دعوت کنیم کیو نکنیم اهر استوری گذاشت تولد گرفته بود منو دعوت نکرده بود 🤣🤣🤣جالب اینه اوشون قهر کرد ن من
بعد ۱۳سال رفاقت
باهاشون کم و بیش در ارتباطم
والا باید بعضیا گفت خوبه پسر مردم خرجتون میده آنقدر قیافه میگیری در حد
همشون هستن هنوز ❤️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.