۶ پاسخ

چه بد راست میگی کم کم عادت میکنن روی زمین خوابشون نمیبره انگار

پسر داییم عادت کرده نزدیک دوسالشه ،هرجا میرن حتی مهمونی گهواره رو با خودشون می برن، تو جاده زدن کنار با چادر تابش دادن تا بی قراریش کم شه، دردسر بدی شده براشون

همین گهواره بعدا میشه عذابت عادتش نده بهش. سعی کن مدلای مختلف بخوابه

رامانم روی پا میخوابید بعد چندین ماه توی گهواره میخوابید ی مقدار سخت بود مثلا خونه مامان باباهامون میرفتیم میبردیم دیگه الان دوماهی میشه دوباره عادتش دادم روی پا میخوابونم راحت تره برام ولی خب گهواره ام خیلی ارومش میکرد

گهواره خوبه منم گاهی میذارم اما به جفتش عادتش نده خیلی سختت میشه

پسرم پستونک و خیلی نمیگیره ،از روز اول بیمارستان بهش دادم خیلی خوب گرفت بعد دلم نیومد گفتم ضعف می‌کنه یه سره می‌مکه فکش خسته میشه ندادم دیگه زیاد الان می‌خوام بدم پس میزنع
🥲

سوال های مرتبط

مامان 🤍دلارا🤍🐣 مامان 🤍دلارا🤍🐣 ۶ ماهگی
سلام مامانا شبتون بخیر باشه
یک تجربه داشتم گفتم با شماهاهم به اشتراک بزارم شاید بچه های شماهم مثل دختر من باشن و این کار روی اون هاهم جواب بده.
من دخترم هم کولیک وهم رفلاکس داره چند وقت کولیکش خیلییییی اذیتش میکرد جوری که از ۶ عصر تا ۲ شب بچم فقط جیغ میزد و گریه میکرد تا جایی که دیگه ساعت یک میبردیمش توی ماشین میچرخیدیم تا خواب بره من شیرم خیلی کمه عروسمون گفت رازیانه خیلی خوبه هم برای شیر هم برای نفخ من دخترم یک روز درمیون پی پی میکرد بعد از اینکه بی بی کر دادم چند روز خوب بود بعد دوباره تا سه روز یبوست گرفت موقع پی پی کردنم خیلییی جیغ میزنه خوابشم که کلا از وقتی وارد یک ماهگی شده بود توی طول روز کلا دو سه ساعت می خوابید اصلا خوابشم سنگین نمیشد شباهم هی میپرید تا صبح از وقتی که رازیانه خوردم قشنگ روز بعدش که کلا بچه ای که نمی خوابید بی هوش خواب سنگین شیرشم بلند میشد میخورد قشنگ میگرفت می خوابید خوابش خیلی بهتر شده نفخشم خیلی کمتر شده و راحت تر پی پی میکنه و تعداد دفعات دفعشم توی طول روز دو سه بار شده خلاصه روی دختر من رازیانه خیلی اثر داشت تا الان نه اینکه کلا اذیت نشه گریه نکنه ولی خیلی بهتر شده
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲