۹ پاسخ

وقتایی که تنهام ولی وقتایی ک شوهرم خونه باشه نگه میداره ب کارام میرسم ،تنها شدنی بعضی وقتا همه کارو می‌کنم اگه انرژی داشته باشم بی خواب نباشم بعضی وقتا میخوابم و نصف کار می‌کنم تا شوهرم بیاد ب بقیه ش میرسم

فدا همچنین
من میزارم کالسکه کامل صاف می‌کنم و پتو میندازم زیرش که نرم باشه سرش خوب باشه تشک بازیا هس اونو درمیارم میزارم کالسکه با اونا بازی میکنه و سرگرم میشه ، بعد کاکتوسا هس ک هم آهنگ داره هم سخن گو ،میزارم آهنگش میخونه و حرکت میکنه سرگرم میشه با اون ،یدونم پنگوعن هست از پله ها بالا میرن‌ اونو روشن می‌کنم ب اونا نگاه میکنه ،همینا با اینا سرگرم میشه فعلن

من میدادم دست شوهرم به کارام میرسیدم، در طول روز هم که می‌خوابید به کارام میرسیدم، بعضی وقتا هم تشک میذاشتم کف اشپزخونه منو نگاه میکرد براش آهنگ میخوندم و ساکت میشد منم به کارام میرسیدم

وضعیت منم همینه دقیقافقط گاهی وقتاکه اخلاقش بهترباشه میزارمش داخل کالسکه وتوخونه هرجامیرم دنبالم میبرم براش آهنگ میزارم خودمم باهاش میخونم کلیم دلقک بازی درمیارم تایه نیم ساعت آروم باشه بتونم یکاری بکنم

منم😢

هیچی ...به کارام نمی‌رسم ...شب می‌خوابه باید بیدار بمونم ظرف بشورم طی روز هم بچه به بغل کارامو میکنم اگر لطف کنه یربع داخل کالسکه بمونه غذاام میتونم بپزم😆

سلام عزیزم مام همینجوریم
سرگرمش میکنم پامیشم تند تند کارامو میکنم یاموقعی ک میخابه
بعضی وقتام اصلا نمیرسم کار کنم
منم کارنمیکنم چون بچم واجب تره این همه سال تمیز بودیم حالا بزار یبارم کثیف باشیم والا😆

من با سه تا بچه دست تنها.همش دارم میدوم.به خدا چایی رو راه میرم میخورم .دوتا پسر دیگم کوچیکن یک سر شلوع میکنن من تمیز میکنم .سه وعده در روز غذا میپزم .نه گردن دارم نه دست

براش تشک بازی بکیر کلی سرگرم میشه

سوال های مرتبط

مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
مامانا من از وقتی غذا کمکی رو شروع کردم برای پسرم همه چییییییییی عوض شده ! دیگه خواب شبش همون ۲ ساعتم که بود شده نیم ساعت !!! مدام بیدار میشه و هی طولانی تر از قبل شیرررر میخوره، فاصله بین هر بیدار شدن تا خوابیدن دوباره حدودا یک ساعت میشه 🥺 دیشب دیگه از فرط خستگی گریه میکردم 😭 چون شوهرمم اصولا کمکی نمیده بهم از شب تا صبح، اگرم بخواد بده پسرم همینطوری توی خواب تا میفهمه یکی دیگه به غیر از من اومده سراغش جیغ میزنه و دیگه کامل بیدار میشه !!!
در طول روز هم تقریبا همینطوره ! مدااااااام بغل و شیر، بغل و شیر واقعن دیگه فلج شده دستم 😭

الان دو روزه پسر بزرگم رو فرستادم خونه مامانم اینا چون واقعن نه اعصاب دارم نه حوصله ! تازه غذا هم که اصلا نمیخوره ! اصلا دهن باز نمیکنه حتی یه قاشق بره توی دهنش، دکتر هم بهم‌ گفت به هیچ وجه به زور نخواه بهش غذا بدی 😢

پیشنهادی ندارید؟ البته دیروز تب خیلی زیادم داشت بخاطر واکسن، ولی کلا توی این یک هفته ای که غذا رو شروع کردم همه چی ریخته بهم ! حتی دیگه مثل قبل خوش اخلاق و خوش خنده نیس 🥺 همش گریه و بهونه و بغل 😭