۹ پاسخ

عزیزکم‌مم‌فره سخته به ۸ سانت بچی بو سزارین 😟😟

خیلی قشنگ و زیبا نوشتی. مبارک باشه عزیزم

خدا حفظش کنه برات عزیزم
منم طبیعی بودم راضی بودم

خواخوشتان کات عزیزم

سلام دقیقا همینظور رحمم ده سانت باز شد و دردارو کشیدم و مردم و زنده شدم از درد ولی سزارین شدم چون بچه ام تو لگن نمی اومد بالا بود اینقدر التماس کردم دیگه نمیتونم دردارو تحمل کنم و با کلی اسرار قبول کردن

خدا حافظ خودت و نی نی قشنگت باشه♥️

من تجربه دوتا زایمان طبیعی داشتم دوتاش هم نوشتم

اره دقیقا به همه دنیا می ارزن

پایان...

سوال های مرتبط

مامان شاهان💙تو دلی مامان شاهان💙تو دلی هفته یازدهم بارداری
پارت ۲..
بعد از اینکه رفتن خانوادم از پیشم من ساعت ۳ شد دردام بیشتر شد نزدیک ساعت ۳ نیم اینا بود کیسه ابم پار شد دردام بیشتر شد فاصله های دردام کمتر شد صدام کل زایشگاه برداشته بود بعد دوباره اومدن معاینه کردن گفتن کلا ۴ سانت از صبح باز شده فشارم هم ۱۶ روی 8 بودش یعنی تا ساعت ۵ نیم صبح پدر منو در آوردن پرستار اونقدر معاینه میکردن بعد ی پرستار اومد گفت توروخدا یکاری کنید من حالم خیلی بده گفت توکه این همه تحمل کردی یکمم تحمل کن دارم آماده میکنم بری سزارین من موندم خوشحال بشم از بترسم بخاطر اینکه سزارین هم درد دارع دیگه امادم کردن رفتم ساعت ۶ بود شروع کردن ساعت ۶:۵۱ شاهان من به دنیا اومد وقتی پسرمو آوردن دیدم کلا دردهای ک کشیده بودم همشون از یادم رفتن 🥺👶🏼💙
اونقدر میگفتن سزارین سخته درد دارع
من که شکر خدا هیچ دردی نفهمیدم همون ی چند ساعت بعد عملم دردم گرفت ک اونم شیافت گذاشتم ۲ همونجا موند دردش راحت راه رفتم بدون اینکه ازیت داشته باشم من هر دو درد رو کشیدم ولی فدای سر پسرم با آمدنش کلش فراموش شد یعنی هرچقدرم درد داشتم عوضش ارزششو داشت
خدا ی همچین فرشته ای داد ب من 🥺♥️
ولی از من بپرسن بگن طبیعی سخته یا سزارین میگم طبیعی
چون من توی سزارین کم بود پاشم برقصم بخاطر اینکه هیچ ازیتی نداشتم😂
اینم تجربه زایمان من😊❤️

جیگر گوشه مامان 🫀
مامان هامین مامان هامین روزهای ابتدایی تولد
تجربم از زایمان طبیعی
سلام مامانای گل امروز میخام از تجربم از زایمان طبیعی بگم
من به شخصه اگه برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب می کنم
من ساعت ۹شب بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم و آمپول فشار زدن برام گرفتم روی توپ ورزش کردم که دو سانت شدم آمپول فشار دوم رو زدن برام دیگه دردام شروع شد بشدت زیاد بود مثل درد پریودی ولی خوب قابل تحمل بود برام من چون کلاس آمادگی زایمان رفتم و آموزش دیدم جیغ نمی زدم فقط درد تحمل می کردم
با آمپول فشار دوم شدم ۷سانت باز ورزش کردم رو توپ شدم ۸ولی دهانه رحمم نرم نبود همین هین چند باری معاینه کردن که درد داشت ولی خوب قابل تحمل بود بعدش رفتم حموم دوش گرفتم دیگه ۱۰شدم دهانه رحمم هم با آمپول زدن برام نرم شد گرفتیم برا زایمان پسرم دنیا اومد بهترین حس بود بخدا بعدش همه دردام رفت فقط بقیه برام درد داشت یکم وگرنه بقیش درد داشت نمی گم نداشت ولی قابل تحمل بود
ولی درد بقیه خیلی برا من بعد بود
درکل بخوام بگم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعی
مامانای که قراره طبیعی زایمان کنید اصلا نترسید همش قابل تحمل♥️🥲
مامان شاهان💙 مامان شاهان💙 روزهای ابتدایی تولد
اومدم از تجربه زایمانم بگم براتون
من ۲۷ تیر به دلیل فشار بالا بستری شدم و بعد ۳ روز مرخص شدم رفتم دکتر و تو ۳۷ هفته خطم بارداریمو داد یعنی میشد ۴ مرداد
قرار بود طبیعی دنیا بیارم ۴ مرداد بستری شدم از شب شروع کردن کلی دارو و سرم دادن بهم یه روز گذشت و شدش ۵ مرداد و تا ساعت ۳ بعداظهر من ۳ سانت بودم و رحمم باز نمیشد اخرش ساعت ۶ غروب کیسه اب من زدن و دردام شروع شد بد تر از همه این درد ها معاینه هایی بود ک انجام میدادن شوهرمم پیشم بود و فقط به خاطر درد های من گریه میکرد ماما کرفتم و کلی ورزش کردم فایده نداشت ساعت ۷:۳۰ به کلی گریه زنگ زدم دکترم و گفتم منو ببر سزارین تا ساعت ۸:۳۰ وایستادم معاینه اخر انجام شد ۳ سانت دهانه سفت بودم و همونجا بردنم اتاق سزارین و ساعت ۹:۲۹ ، ۱۴۰۵/۵/۵ جوجه من دنیا اومد تو نیکان سپید حکیمیه
اینو واقعا دارم میگم پولشو دارید برید سزارین منی ک میترسیدم از سزارین اونجا با اون همه درد فقط التماس میکردم که طبیعی نمیخوام
بعد از اینکه اوردنم تو بخش بی حسیم رفتش زیاد درد نداشتم پمپ درد هم گرفته بودم