یه چیزی بگم توبارداری رابطه م باهمسرم خیلی خوب بود خیلی صمیمی بودیم بعد زایمان یهو همه چی برعکس شد تحمل کارا و رفتاراشو اصلا نداشتم همش میگفتم من چجوری این ادم و دوست داشتم چرا اشتباه کردم و بچه دار شدم کارم همش گریه و دوری از همسرم بود درحدی که اونم دیگه مثل قبل نبود یعنی دوتامون بعد زایمانم ازهم سرد شده بودیم سه ماه اوضاع فرقی نکرد یه روز خوب بودیم فرداش باز ازش بدم میومد حتی میخواستم جدا شم ازش و همش غصه ی دخترمو میخوردم که اگه من نباشم چی میشه بعد سه ماه که روال زندگی و بچه داری دستم اومد و همه چی قابل هضم تر شد برام دیدم عه افسردگی بعد زایمان بوده من نفهمیده بودم تو یه چشم به هم زدن همه چی دوباره مثل قبلنا شد همون صمیمیت و دوست داشتن و امید به زندگی هممممه ش برگشت ،میخوام بگم خانومایی که تازه زایمان کردین خیلی مواظب خودتون باشین افسردگی بعد زایمان واقعا ترسناکه چه فکرا وغم وناراحتیایی که سراغت میان و آدم و واقعا زمین میزنه ،نترسین رابطه تون باز مثل قبل میشه به مرور زمان ♥️👌

۸ پاسخ

ولی من هنوز حالم خوب نیست و روز به روزم داره بدتر میشه ...

من وانمود میکنم به خوب بودن
خیلی سخته این وانمود کردنه 😓
تو بارداری ام چیزایی تو گوشیش دیدم که تو بهترین لحظات یادم میاد و شادی ام خراب میکنه
با هم صحبت کردیم همون موقع و قرار گذاشتیم دیگه اصلا حرفش نزنم ولی از ذهنم نمیره، هر لحظه یادم میاد

عزیزم من هنوز همنجوری هستم و شوهرم کی زیمان نکرده او چرا اعصاب خرابه همش🤣

خوش بحالت خداراشکر
تاپیک قبلیمو بخون

چیکار کردی که خوب شد ؟ من دقیقا همینجورم

والا منک هنوز همونجوریم

منم خیلی حالم بده دقیقا مثل شمام یه روز خوبم یه روز نه از خونمون متنفرم دوس ندارم برم

واقعا همینجور
خداروشکر که الان حالتون خوبه ♥️

سوال های مرتبط

مامان حسین و امیرعلی🩵 مامان حسین و امیرعلی🩵 ۷ ماهگی
دیشب‌یه خواب عجیب‌ دیدم‌ نمیدونم یعنی چی میشه؟🤔
خواب دیدم باردار بودم اما خودم نمیدونستم انگار تا قبل از بدنیا اومدن خبر نداشتم رفتم بیمارستان گفتن بارداری و بچه میخواد بدنیا بیاد مونده بودم🥺بعدشم خیلی راحت زایمان کردم به شوهرم میگفتم برخلاف زایمان قبلیم این چقد زایمانم خوب بود چرا هیچ دردی نداشتم بعد یه نی نی قشنگ مو مشکی بود حتی یادمه وزنش هم گفتن ۳۹۰۰ هست پیش خودم میگفتم چه خوب درسته از بچه قبلیم کمتره اما بازم خیلی خوبه یعنی اونجا میدونستم تازه زایمان کردم و بچم ۴ماهشه بعد اونجا به ماما گفتم من ۴ماهه زایمان کردم چجوری میشه الان دوباره بچم بدنیا بیاد گفت نمیدونم🫢🫠بعد شوهرم گفت جنسیت رو نپرسیدی گفتم نه بعد ماما گفت این یکی دختره🥺تو خواب میگفتم بزار زنگ بزنم به مامانم بگم حتما خیلی خوشحال میشه😅 بعدش اومدیم خونه میگفتم چقد بد نمیفهمیدیم براش لباس بگیریم و دنبال لباس های کوچیک امیرعلی که جمع کرده بودم میگشتم میگفتم بزار فعلا اینارو براش بپوشم خیلی عجیب بود برام الان یادم اومد رفتم تو فکر میگم نکنه باردار شدم😩😩جلوگیری طبیعی دارم و بعد از زایمان هنوز پریود نشدم