۱۲ پاسخ

روشت عالیه بچت مستقل میشه منم جلو بچم غذامیذارم خودش میخوره میریزه ولی مبدونم بعدا مستقل میشه نه لوس

عزیزم خواهر شوهرام به منم چندین بار برای خوابش گفتن
میگن وقت خوابشه جیغ میزنه بزور بخوابون
ولی یه گوش یکی دروازه ولشون کن بابا
فکر کن من میگم خوب چیکار کنم نمیخوابه
میگن شربت دیفن بده خوابش بگیره
منم عمرا گوش بدم
بچست دیگه هروقت خوابش بیاد میخوابه نمیتونی بزنی که بخوابه
واقعا منظورشون از بزور بخوابون رو نمیفهمم

بهترین کار همینه ک غذارو بدی خودش بخوره مستقل بارمیاداینکه خودت بهش بدی صددرصد لوس بارمیاد دخترخاهرم تاوقتی میرفت مدرسه خاهرم بهش غذا میداد این مطمعنن برا هر مادری سخته بچه من ۹ماهشه غذا میزارم جلوش خودش با کلی کثیف کاری میخوره هنوز درکی از تمیزی و کثیفی ندارن ولی اینکه یادبگیرن لمس کنن غذا خودشون بخورن خیلی بهتره ی زیرانداز بزار زیرپاش مخصوص خودش ولی محدودش نکن بچه من الان دیگه از دست من غذانمیخوره چندروز هی میگفتم چشه غذانمیخوره فلان تا متوجه شدم خودش میخواد غذا بخوره از دست من نمیخوره ازاین موضوع هم خوشحالم چون دم ب دقیقه محتاج من نیست

کی گفته برا تربیت زوده زیر دوسال بچه تربیت پیدا می‌کنه بیشترش

اشتباه نکن عزیزم منم سره پسره اولم اینجوری بودم الان ۸ سالشه از بس حساسه همش حرص میخوره، اگر وسیله ایش خراب بشه یا لباسش کثیف بشه قیامت میکنه همش به خودم لعنت میگم
میگم کاش تمیز بارش نمیوردم
مثلن یه بار مداد شمعیش شکست بخاطره اون یه دونه دو روز گریه کرد و میگفت باید برام بخری ولی من اهمیت ندادم نگرفتم
حالا مداد شمعی یه نمونه اشه حتی اگر لباسش یه ذره هم خیس میشد گریه میکرد
درسته تمیز و باسلیقه بار اومده ولی اعصاب خوردیش بیشتر از تمیزیشه
حالا دومی رو دیگه ولش کردم
ضمنا اینم بگم توی فامیل به تمیزی و با انضباط بودن معروفه ولی چه فایده خیلی حرص میخوره عصبی میشه😔

سالهای طلایی بچه تا دوسالگیه باید فرصت کشف بدید

سلام وقت بخیر بچه باید لمس کنه برا تقویت دست و اینکه در آینده غذاهارو بپذیره بالاس بعد اینکه راه شناختی بچه ها با دستاشونه این انتخاب ازشون نگیرین بقیه طرز فکرشان قدیمیه دوست دارید بچتون لذت ببره یا بخاطر بقیه منعش کنید ؟ میتونی ی زیر انداز مخصوص ببری بزاریش کثیف کاری کنه یا اینکه قبلش سیرش کنی ک نخاد جلو بقیه کثیف کاری کنه .لوسم نمیشه

من برای بچه اولم خیلی قاطع بودم هیچوقت نزاشتم کثیف کاری کنه چون‌نمیفهمیدم خیلی اذیتش میکردم جون فکر میکردم میفهمه خودمم سنم کم بود برای دومی نه ب نظر من روشت درسته بزار بخوره هرجور دوست داره فقط یک پارچه قبلش پهن کن زیرش ک بزرگتر هم شد عادت داشته باشه روی فرش کثیف کاری نکنه

منم کار شما رو میکنم بشقاب غذا رو قاشق رو میزارم جلوش یه زیر اندازم زیرش
کلی هم کثیف کاری میکنه
منم نمیدونم چی درسته فقط میدونم اگه جلو بچم غذا رو نزارم از دست منم نمیخوره
بعدم باید اینقدر تمرین کنن تا بتونن خودشون غذا بخورن دیگه
بعضی بچه ها رو میبینی سه ساله هم شدن بازم مادرشون غذا میدن و مستقل نشدن
نظر من اینه که بزاری یاد بگیره اول خوردن رو بعد تمیز خوردن رو کم کم یادش بدی
حالا نمیدونم فکرم درسته یانه

من اگه کاری بدی کنه پسرمو دعوا میکنم چون واقعا احساس میکنم هیچیش نگم لوس میشه. وسایلی هم ک خطرناکه را اگه بخواد بهش نمیدم هر چی ام جیغ و داد کنه نمیدم

وای تروخدا جواب دادن منم لایک کن ببینم

منظورم از اینکه زوده یعنی متوجه نمیشه من چیزی بگم سنش یه سنیه منطق نمیفهمه هنوز

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام
در مورد یه مطلبی خیلی وقت بود میخواستم اینجا بگم وقت نمیشد خیلی از اطرافیان خانواده دوست همه هر سری من رو میبینن میگن چرا تو سره کار نمیری ولی یکی فکر نمیکنه اول اینکه من خودم شعور دارم برای این قضیه و فکر کردم در موردش و دیدم من اینجا تنهام و پسرمم نمیتونم به کسی بسپارم و خیلی برام مهمه تربیته مهراب و غذا خوردن و همه چیزش و مهدکودک و پرستار و همه چی هم تحقیق کردم و علاقه ای ندارم بهش اونم الان چون الان سن حساسه مهراب سنی که هر لحظه من رو میخواد کنارش باشم بغلش کنم درد داره من آرومش کنم اینکه من به فکر خودم باشم و بگم خب من وقتم رو بچم نگیره پس من چرا بچه آواردم؟با اینکه تمام همکارام میدونن چه تهران چه یزد من شدیدا عاشق کارم بودم و هستم در حدی که من علاقه ای به ازدواج نداشتم چون گفتم من با کارم ازدواج کردم ولی ازدواجم کردم شوهرم گفت مانع کارت نمیشم و اذیتت نمیکنم .من عاشق کمک کردن به مردم و خوب شدن مریض ها بودم .الانم از نظرم بزرگترین مسئولیت گردن منه بچه داری مسئولیت کمی نیست مسئولیت بچه .اینکه خوب تربیت بشه و درست بزرگ بشه.من برای تک تک کارهای مهراب مطالعه میکنم حرفای روانشناس و دکتر گوش میدم نظر میپرسم که کار اشتباهی انجام ندم چون من کسی نیست چیزی بهم یاد بده خودمم و خدای خودم .کاشکی اطرافیان دست برمی‌داشتند از حرفاشون و دخالت ها و چرت و پرت گفتناشون و یکم فکر میکردن.که آی تو خودت رو حروم میکنی و...من بهم خوش میگذره کتار مهراب با مهراب بازی می‌کنم بیرون میرم و همه جا میرم شهربازی میرم نمیزارم ذره ای مهراب اذیت بشه چون من کنارشم .چون من وقتی فکر مادر شدن کردن وقتی رابطه کامل با همسرم انجام دادم فکر تک تک اینجاها رو کردم دوری از کار دوری از تمام کارایی که قبلا میکردم