ما مامانای دوقلو از یه طرف سختیا و خستگیا رو باید تحمل کنیم و از طرف دیگه قضاوت اطرافیان که میگن مثلا این بچتو بیشتر از اون دوست داری ...یا شایدم فقط اطرافیان من اینطورین !!؟
امروز داشتم با بچهام بازی میکردم یه مانلی شروع به بهونه گرفتن و گریه کرد و هی خواسته هاشو انجام دادم دیدم داره ادامه میده خواسته ی سومیش رو هر چ گریه کرد انجام ندادم...
رفت تو اتاق پیش مامانم و همچنان گریه میکرد
مامانمم با صدای بلند گفت مریم خدا لعنتت کنه حالا اگر ماهک این خواسته رو داشت براش انجام میدادی مانلیم گفت مامانم ابجیمو دوست داره منو نداره ...
واقعا یه حرف باعث شد دخترم احساس کنه من یکیشون رو بیشتر دوست دارم در صورتی که اصلا اینطور نیست
بهش گفتم خیلی کارت زشته که جلوی بچه این حرفا رو میزنی ...
قبلا هم اینجور حرفا زده بود اما هی به روی خودم نمیاوردم
دیگه واقعا ناراحت شدم ازش یه چیزیم بگی فوری بهش برمیخوره 😒
واقعا نمیدونم چیکارش کنم چه برخوردی کنم باهاش

تصویر
۱۲ پاسخ

مادرتون خیلی بد گفته هم دخالت کرده هم اونلحظه خواسته یه حرف بزنه ولی یه حرفی زده که تا آخر عمر تو یاد دخترتون می مونه و دلش شکسته… جلوی بچه ها نه ولی وقتی بچه ها نبودن در کمال احترام با مادرتون صحبت کنین دیگه تکرار نکنه

دقیقا منم دوقلو دارم بعضی وقتا دیگران اینو میگن میرینن تو عصابم

اصلا مگه یه مادر میتونه یکی از بچه دوقلوی خودش رو بیشتر از اون یکی دوست داشته باشه

یک سوال بی ربط
بچه های من اصرار دارن جلو موهاشون چتری کنم
چون فره من مقاومت کردم
خواستم بپرسم تو زدی چطور شد؟

وای عزیزم چرا اینو گفت ادم ناراحت میشه مگه خاسته ش چی بود که فکر کرد برا ماهک اوکی هستی

مامان ها همشون همین طورن اکثرا
اصلا پیج منو ببین ببین چقدر وقت برای بچم میزارن
همین قدر مراقب خوراک و تغذیشم
همش بهم میگ حواست به گوشی نره و گهواره بچه رو غافل شی گرسنگی بدی 😂
دیروز عکس خرید خوراکی هامو براش فرستادم گفتم نترسی بچت اینجا خونه من سو تغذیه نمیگیره😂😂
همش از دوست داشتن زیاد این رفتارهای اشتباه

ای وای آخه این چ حرفی بوده جلو بچه زده🥲نمیدونم چرا بزرگترا بعضی وقتا اینقد نسنجیده حرف میزنن

کلن اخلاقیات بچه ها باهم متفاوته نمیشه ک چون دوقلو هستن دقیقا مث هم برخورد کرد باهاشون

عزیزم چقد خوشکلی اصلا بت نمیاد فرق بزاری بینشون 😇مامانت شاید از چیزی نگفته خاسته یچیز بگه نمی‌دونست چی بگه

مامان منم همینو میگه تازه میگه غذا یا میوه که به سلین میدی به اونم بده با این تفاوت دختر بزرگم ۱۷ سا لشه

ماهک کدومه مانلی کدوم یکی

واااای چ حرفی این بچه تااخرعمرش همون توذهنش میمونه ک شمادوسش ندارین😐

سوال های مرتبط

مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۵ سالگی
خانما میخوام درد و دل کنم من و شوهرم 7 ماه صحبت کردیم زیر نظر خانواده ها و ازدواج کردیم از اول ازدواجمون شوهرم قصد داشت منو تغییر بده و به قول خودش شبیه خودش کنه و از این طریق افسار زندگیش رو دستش بگیره من وابسته خانواده ام هستم مخصوصا مادرم اون هم میدونست و با خانواده ام در افتاد و یکی یکی پاشون رو از خونه ام برید تا به قول خودش من مستقل بشم تو این گیر و دار من باردار شدم در حالی که با کل خونواده ام قهر بود تو دوران بارداری خیلی اذیتم کرد و من از ماه هشت بارداری افسردگی گرفتم تا سه ماه پس از زایمان حالم بد بود ولی تو اون روزا تنها دل خوشیم و دلیل زندگیم پسرم بود الان هم جونم به جونش بسته است نمی تونم یه لحظه دوریش رو تحمل کنم پسرم هر چی بخواد بخره به من میگه چون باباش براش نمیخره حتی لباساش رو مامانم اینا می‌خرن دکترش رو خودم میبرم خلاصه که باباش هیچ احساس مسئولیت نداره ولی پسرم باباش رو بیشتر از من دوست داره به من میگه من تو رو دوست ندارم بابام رو دوست دارم خیلی دلم گرفته
مامان ژیلوان مامان ژیلوان ۴ سالگی
چون خیلی دیدم مادرا از غذا نخوردن بچه هاشون میگن و خودمم تو این چهار سال کم چالش نداشتم تو این راه میخوام تجربه های شخصیمو بهتون بگم بعضیاشو جدیدا بهش رسیدم بعضیا کم کم تو این چهار سال.

من بهش شربت راسیپ دادم واقعا رو اشتهاش تأثیر داشت اینجا خیلی میگن عصبی میکنه ولی پسر من اینجوری نشد اصلا این از اون جدیداس که تازه کشفش کردم یک دوره دادم و تازه تمو شده نمیدونم بعدا اشتهاش کم میشه یا نه ولی فعلا تأثیر مثبتشو دیدم.
تقریبا دوبار در روز یعنی هر دو ساعت و نیم یه میان وعده میدم.
غذاهایی که دوست داره میپزم.
هله هوله تقریبا اصلا نمیدم،
و مجبورش نمیکنم به خوردن
محیط غذا خوردنمون شاد و آرومه
بهش برچسب غذانخور نمیدم ، بچه ها برچسب داشتنو دوست دارن حتی اگه برچسب بدی باشه
و البته که از قصه گفتن غافل نشید که با قصه میتونید هر چیزی که میخواییدو به بچه تون توضیح بدید مثلا کتاب حسنی بهونه گیر شده و یه سری هم خودم میساختم واسش خیلی تأثیر داشت.
#کولیک شیرخشک پوشک