به نام خدا
بعد چهل اصلا همسرم از رابطه حرفی نمیزد منم میترسیدم ولی نه من چیزی میگفتم نه اون دیگه قرص رو قبل رابطه شروع کردم بعدشم
پر استرس و ترس بود و متاسفانه همراه با درد و سوزش بود با اینکه مثل غار علیصدر شده بود واسه خودش ولی بازم اذیت شدم 😮💨دیگه فقط سه بار رابطه داشتیم و بس
بعداز دوماه هرکاری میکردیم نمیشد مثل یه کشی که تنگه نمیشه یه چیز بزرگ تراز ظرفیتش داخل بندازی بود دیگه دوسه روز ور رفتیم باهاش تاکم کم جابازکرد و تونستیم رابطه داشته باشیم
🤧بعد چهل روز شوهرم خیلی اصرار داشت 😂ولی پسرم اجازه نمیداد
وقتی با بدبختی میخوابوندمش میخواستیم بریم تو کارش بیدار میشد
هر شب کارش همین بود
😂🤧یه شب دیگه خسته شده بود
من از اون طرف فکرم پیش بچه بود از اون طرف شوهرم میگفت بسه دیگه اینم گیر داده به ما کار خودشو کرد من بیشتر هواسم پیش نی نی بود زیاد متوجه درد ها نشدم ولی چند باز سخته بعدش مثل قبل میشه
من فعلا منعم 🤣
منم استرس دارم😐😂شوهرم منتظره چهل شب تموم شه بعد بکنه😆😆😆
من انقد توزایشگاه زجرم دادن ک الان کلااز رابطه میترسم💔😓حتی فکرشو میکنم گریم میگیره اصلا دلم نمیخاد نزدیکم شه
زایمان اولم بعدش خیلی سخت بود خون ریزی کردم .ولی دومی راحت بود
منم مث خودت
اصن جهنم خودم
شوهرم ب اون داغی الان کلا سمتم نمیاد پیشمم نمیخابه
اتاقه
من پذیرایی پیش دخترم
اصنم بحث رابطه نمیکنه
قبلا پریود بودمم ولم نمیکرد یزور جلوشو میگرفتم☹️☹️
برامن که خیلی وقته گذشته😅😅😅
استرس نداشته باش برو به جنگش اول واخر بعید از یه جایی شروع کنی...اولین رابطه خیلی درد داره ولی باید تحمل کنی خواهر 🤣🤣😀😀😁😁
منم استرسشو دارم😂🥴
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.