۴ پاسخ

کدوم بیمارستان بودی گلم!؟

چند کیلو اضافه کرده بودی ؟

این کانال معتبره و مورد اعتماد خودم کلی ایده ماه‌گرد تولد داره بدو عضو شو تا پاک نشده ❌❌❌❌👇
@qwer1no

چقدر طولانی بوده زایمانت من ۱۲ ظهر تا ۲ ونیم بیشتر نبود

سوال های مرتبط

مامان هلنا مامان هلنا ۹ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی
ساعت ۱ شدت درد هام زیاد بود و داد میزدم که توروخدا منو سزارین کنید تحمل ندارم بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۵ سانت شدی و اصلا سزارین نمی‌کنیم. ساعت نزدیک ۲ بود که دیگه تحمل درد نداشتم و همش میخواستم از بیمارستان و آمپول فشار فرار کنم. نمیذاشتن از تخت حتی بیام پایین ورزش کنم. من ماما همراه نگرفتم و مادرم پیشم بود ‌
اصلا هم پشیمون نیستم که ماما همراه نداشتم. ساعت ۲ اومدن معاینه کردن گفتن ۶ سانت شدی و گفتم گاز انتونکس رو میخوام گفتن باشه ولی زیاد استفاده نکنی. موقع درد فقط ازش استفاده می‌کردم. برای من تاثیر خوبی داشت.
ساعت ۳ بود که مادرم رو بیرون کردن و گفتن نزدیک زایمان هست.
درد اصلی اون موقع شروع شد و همش داد میزدم و درجه آمپول فشار رو برام زیاد کردن ولی بچه چون درشت بود به دنیا نمیومد. تا ساعت ۴ من زور کردم و گریه کردم و داد زدم
دیدن بچه به دنیا نمیاد یه ماما صدا زدن اومد روی تختم و گفت من میشمارم بعد زور بزن و همزمان شکمم رو فشار می‌داد.
یک ربع طول کشید و ساعت ۴ و ربع دقیق هلنا رو دادن بغلم .
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی با اپیدورال ( پارت ۲ )
دیگه رفتم خونه و سه روزی که تا زایمانم مونده بود رو شروع کردم به ورزش و پیاده روی روزی یک ساعت و نیم پیاده روی میرفتم و یک ساعت هم ورزش کردم
روز زایمانم بدون درد رفتم بیمارستان معاینه کردن هنوز ۲ سانت بودم بهم گفتن از کی آبریزش داری گفتم آبربزش ندارم گفتن چرا کیسه آبت سوراخ شده😐 فکر کنم شب قبلش سوراخ شده بود که متوجه نشده بودم
ساعت ۶ و نیم صبح بستری شدم یه قرص دادن گذاشتم زیر زبونم و کیسه ابمو هم پاره کردن دردام کم کم شروع شد ولی شدید نبود یه کیسه آب گرم هم دادن گذاشتم رو کمرم دردام کم کم شدید میشد ولی بازم قابل تحمل بود مثل درد پریودی یکم شدید تر بدنمم شدید میلرزید که گفتن بخاطر سرمه چون سرده وارد بدنم میشه حالت تهوع شدید هم داشتم مدام استفراغ میکردم بعد یک ساعت یعنی ساعت ۷ و نیم باز معاینه کردن ۴ سانت شده بودم گفتن اگه ماما همراه یا اپیدورال میخوام بگم که گفتم هر دو رو میخوام اپیدورال بهم تزریق کردن ۵ دیقه بعدش همه دردام خوابید ماما همراهمم همون موقع رسید اولش چون یکم پاهام بی حس بود نمیتونستم پاشم ورزش کنم ماما همراه با روغن بچه پاهامو ماساژ داد بهترین قسمت زایمانم اونجا بود انگار همه خستگی بارداریم با اون ماساژه داشت خارج میشد😂 انقدرم ماما همراهم خوش اخلاق بود قربون صدقم میرفت خوراکی میزاشت دهنم اینا کلا خیلی خوب و مهربون بود بعد یک ساعت که بی حسی پاهام رفت از تخت اومدم پایینو ماما همراه بهم ورزش داد تا ساعت ۹ و نیم که تو واژنم احساس فشار کردم
مامان آوین مامان آوین ۱۲ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت آخر:

بعد از اینکه ساعت ۶ مامای همراه اومد و ورزش هارو باهم شروع کردیم اومدن برای بی حسی ازم سوال کردن چون من قبلش گفته بودم بهشون که بی حسی اپیدورال می‌خوام کلی در موردش تحقیق کرده بودم
من آنقدر درد داشتم که گفتم هرچیزی که خوبه و بیشتر بی حس می‌کنه همونو می‌خوام دیگه نمی‌تونستم حرف بزنم فقط داد میزدم
هم گاز اندوکس آوردن واسم هم بی حسی زدن
ولی دریغ از ذره ای تاثیر اصلا دردامو کم نکرد
ساعت ۹ مامای همراهم گفت من دارم سر بچه رو می بینم زنگ بزنین دکترش بیاد.
دکتر اومد و منو سریع با ویلچر بردن روی تخت زایشگاه گذاشتن و بعد از ده دقیقه من زایمان کردم
بی حسی تازه اونجا تاثیرشو گذاشته بود که دکتر داشت بخیه میزد من چشام بسته شد ولی صداهارو خیلی گنگ می‌فهمیدم
خلاصه اینکه توصیه من به شما به عنوان کسی که ۷ ساعت تمام درد کشیده مامای همراه هست
واقعا مامای همراه داشتن از دکتر خوب داشتن بنظرم تاثیرش بیشتره
ولی شیرینی این زایمان سخت وقتیه که بچه تو میذارن روی سینه ات و تو میگی همه دردهایی که کشیدی فدای یه تار موی بچه ات...
ایشالا خدا قسمت کنه همه ارزومندا با این صحنه رو به رو بشن
مامان قمر♥️🎀 مامان قمر♥️🎀 ۱ ماهگی
میخوام تجربه زایمان طبیعی بزارم

#زایمان طبیعی
خونه اقام بودم که حوالی ساعت ۶ عصر یهو زیر شکمم محکم منقبض شد ول کرد یهو حسزکردم یکم اب بین رونام داره میاد اونم داغ نکا کردم لباسمو خیس خیس شد بود خلاصه به مامانم گفتم و حتی از بس استرس داشتم ساک خودمو نبردم فقط مال نینی و حتی نوار بهداشتی هم نزدم 😂 حتما اگه کیسه ابتون پاره شد نوار بهداشتی بزارین خلااصه رفتم بیمارستانکرمی که فقط معاینه بشم ایا نشتی یا پارگی دارم معاینه کردنو اینا گفت که باید بستری شی کیست پاره شد با هزارتا مشکل ودعوا خودمو ازکرمی کشیدم بیرون رفتم طالقانی تا کارمو کردم اینا بستری شدم ساعت ۱۰ مامای شیفت گفت که ساعت ۶ صبح امپول فشار میزنیمت تو برو بخواب دیگه بخاطر اینکه هی معاینه میکردن ۳ سانت باز شدم تنها فقط خودم تو اتاق بودم تجربه وحشتناکی بود گوشیمم خاموش بود کلا اونگا هم انتین نداشت خلاصه من کم کم دردام داشت شروع میشد ساعت ۳ انقباض میگرفتول میکرد تا ۵ اینا معاینه شدم گفت فقط ۴ سانتی ولی همین چهار سانت دهنمو سرویس کرد
مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۱۰ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم