#فرزندپروری #پوشک #فرزندپروری #پوشک #فرزندپروری
استرس شدید گرفتم از دیشب مهمون اومده خونمون هنوز هستن
دیروز رو از صبح رسیدم کارامو بکنم و غذا اینا درست کردم ناهار امروزم دادم خونه مامانم پخت اورد برام براشب نمیدونم چه کنم اونام بچه کوچیک دارن یعنی دختره پنج سالشه اینقدر بلند بلند حرف میزنه اعصابمو ریخته بهم اینقدر شلوغی میکنه با پسرم دوتایی ریدن تو خونه و زندگی اینجوری نمیتونم غذا درست کنم از دیروز فقط دارم یه سره تو آشپزخونه بشور بساب میکنم کمر برام نمونده باید حواسمم باشه این بچه ها یه کار نکنن الان اینقدر از شیر کلمن اب ریختن پسرم با پشت سر سُر خورد رو سرامیکا سر صندلی غذا دعوا میکنن سر ظرف غذا دعوا میکنن یعنی دختره زوره به پسرم فشار عصبی گرفتم واقعا دختره هم هی فس و فس قهر میکنه و گریه سر میده یه خواهر کوچکترم داره تا این گریه میکنه اونم میزنه زیر گریه حالا الان من از خونه اومدم بیرون تا اونا بخابن استراحت کنن خودم و پسرم اومدیم رو اتاق پشت بوم دیدم این دختره هم پشت سرم داره میاد گفتم برو پیش مامان بابات بخواب اینم دوباره قهر کرد و گریه گریه رفت پایین برا شب نمیدونم چه کنم

۱۰ پاسخ

تو این‌اوضاع گرونی موندن جایی درست نیس اصلا

الویه درست کن

برای اینکه دخترشون هم اذیت میکنه بر اساس شرایط خودت و رفتاری اونا تذکر بده بهشون.. واقعا بد نیس که گاهی ناراحتیت رو ابراز کنی

من پیامها رو خوندم و استرس هات رو درک میکنم.. من توی این شرایط چون شب قبل و ظهر غذای خوب خوردن شام رو یه چیز سبک و راحت درست میکنم که خیلی هم خسته نشم

ماکارانی درست کن با سویا راحت بی دردسر

واسه شام ماکارانی درست کن راحت باشی بعد از کجا اومدن؟چندروز قراره بمونن؟

ای بابا😑
یه غذای ساده درست کن،که زیاد زحمت نیوفتی!!

صبر صبر صبر🥴🥴🥴

فامیل شوهرتن یا خودت شوهرت دعوت کرده بیان؟

چ نسبتی دارن باهات چ تو مخی دختره مامانش چرا کنترلش نمیکنن

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام خانوما
بچه های شما هم تو این سن شیطون تر شدن ؟؟
مخصوصا دوقلوها
دعواهاشون ...بهونه گیری هاشون...گریه هاشون....خیلی خیلی زیاد شده
من و همسرم از دستشون واقعا رد دادیم....قبلا پیش خودم بهتر بودن همسرم که میومد بی قرار میشدن
الان پیش خودمم که هستن خیلی اذیت می‌کنند مدام دعوا دارن با هم 😭😭مدام بهونه و گریه 😭😭خیلی وقتا دیگه کنترلم رو از دست میدم خیلی بهم میریزم ....
موقع بیرون رفتن هم همیشه انقد بهونه و گریه و دعوا سر کی اول لباس بپوشه کی اول بره دسشویی و کی اول ..... خدایا بعضی وقتا واقعا حس بدی میگیرم حس میکنم نمیتونم دیگه تحمل این همه سرو صدا و گریه هاشون رو کنم 😭😭خیلی وقتا می‌خوام بشینم گریه کنم....دیگه تحمل اخم و حرفای همسرمم ندارم کوچکترین حرفی که میزنه می‌خوام بشینم گریه کنم...اینم بگم بیشتر وقتا خونه نیست سر کاره و من با بچه ها تنهام...هرروزم نمیتونم ببرمشون بیرون چون خونه کلی کار دارم 😞ماشین هم زیر پام نیست بیرون رفتن با دوقلو واقعا سخته برام سمت خونمون هم اکثرا خیابونه فقط .....بچه هام حرف شنویشون اومده پایین....میبینی غذا میخورن بشقابشون لیوانشون رو پرت می‌کند شیر میخورن پلکتشون رو پرت می‌کنن حرف میزنی توضیح میدید اصلا انگار نمیشنون 😞😞بگید که من تنهام ؟؟ یا بچه های شما اینحوری شدن؟؟