۶ پاسخ

ای بابا تو هم مثل منی که منم با بابا و مامانم سر بچه دعوا میکنیم ،مثلا قهر میکنم میگم یه هفته نمیرم خونشون یه روز نرم روز بعد کله سحر اونجام

فقط با گوشی ور میره بعضی وقت هام داداشم یا عمه اش میاد باهم بازی میکنند

باهاش بازی میکنم غذا میخوریم تلوزیون میبینم شب ک باباش میاد کشتی میگیره بازی میکنه تازه ما سرایداریم نو زیر زمین هستیم اجازه بیرون رفتن نداریم ولی بچمم خودش ارومه

وای وای نگو که دیگه دارم دیونه میشم
من که دست تنها هم هستم
خدا کنه زودتر سرما تمام بشه بهار و تابستان بیا د بتونیم بریم بیرون الهی بگردم ما که هم دخترم عصبی شده هم من
جوری عصبی میشه که میترسم برم سمتش یه موقع بلا سر خودش نیاره

بخاطر چی دعوا کردین

والاپسرمنم همینه اینقدرگریه ودادوبیدادمیکنه وبهانه گیری کلافه میکنه ادمو

سوال های مرتبط

مامان هامین🧒🏻 مامان هامین🧒🏻 ۲ سالگی
#فرزندپروری #پوشک #فرزندپروری #پوشک #فرزندپروری
استرس شدید گرفتم از دیشب مهمون اومده خونمون هنوز هستن
دیروز رو از صبح رسیدم کارامو بکنم و غذا اینا درست کردم ناهار امروزم دادم خونه مامانم پخت اورد برام براشب نمیدونم چه کنم اونام بچه کوچیک دارن یعنی دختره پنج سالشه اینقدر بلند بلند حرف میزنه اعصابمو ریخته بهم اینقدر شلوغی میکنه با پسرم دوتایی ریدن تو خونه و زندگی اینجوری نمیتونم غذا درست کنم از دیروز فقط دارم یه سره تو آشپزخونه بشور بساب میکنم کمر برام نمونده باید حواسمم باشه این بچه ها یه کار نکنن الان اینقدر از شیر کلمن اب ریختن پسرم با پشت سر سُر خورد رو سرامیکا سر صندلی غذا دعوا میکنن سر ظرف غذا دعوا میکنن یعنی دختره زوره به پسرم فشار عصبی گرفتم واقعا دختره هم هی فس و فس قهر میکنه و گریه سر میده یه خواهر کوچکترم داره تا این گریه میکنه اونم میزنه زیر گریه حالا الان من از خونه اومدم بیرون تا اونا بخابن استراحت کنن خودم و پسرم اومدیم رو اتاق پشت بوم دیدم این دختره هم پشت سرم داره میاد گفتم برو پیش مامان بابات بخواب اینم دوباره قهر کرد و گریه گریه رفت پایین برا شب نمیدونم چه کنم
مامان آوا 🐥آرن🐥 مامان آوا 🐥آرن🐥 ۳ سالگی