سوال های مرتبط

مامان دریا مامان دریا ۲ سالگی
مامان؟ شده تا حالا خیلی برای بچه تون عصبی بشید داد بزنید و دعواش کنید؟ دریا جدیدا خیلی اذیتم میکنه .برای هررر کاری لج میکنه گریه میکنه مسواک ..غذا ... دساشویی رفتن ! پستونک و بزور تونستم فقط روزا ازش بگیرم برای خواب ظهر و شب میخواد .بازم بهونه اش و روزا میاره .البته از قبل گرفتن پستونکم همبن بود . سر دستشویی رفتن و شستن اش اینقدر گریه مبکنه که دیوونه میشم .هر بازی بگین کردم . مثلا بیا سوار قطار بشیم بریم دستشویی یا هر جیز دیگه .فایده نداره . صدای گریه و بهانه هاش!مغزم و پر کرده . خیلی خیلی خستم و حالم بده. دیشب ساعت ۱ شب واقعا رد دادم .دعواش کردم . محکم پاشو فشار دادم که بشین مسواکتو بزنم . بعدش هم داد زد فحشش دادم . خیلی از خودم ناراحتم . تمام زحمات روزم خراب شد کلی بازی کردم باهاش وقت گذاشتم اما نمیذاره مهربون باسم دیگه کم آوردم. خونه مامانم اینا هم میریم اونا رم دیوونه میکنه .همش!می‌چسبه به مامانم اونم قلبش ناراحته نمیتونه کاراش و بکنه همش. بدجوری گیر کردم . سرگیجه دارم از دستش
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما