سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی
مامانا تورو خدا بیایین راهنمایی کنین،بچه من هر جا میریم یه چیزی از بقیه رو میبینه و میگه مال منه و قشقرقی به پا میکنه که حتما باید اونو بیاریم خونه براش، تا ماه پیش مثلا اسباب بازیا بچه اجیارو میگفت و میاوردیم یه روز دو روز دستش بود بعد خودش میگفت ببر بده ،خداشاهده اتاقشو عکس بدم هزارتا اسباب بازی داره بعد مثلا میره سر مدادی بچه اجیمو برمیداره زور میشه بیاره خونه ، حالا تازگی دیگه رفته سر چیزا بزرگتر ،اگه نیاریم چندین ساعت جورررری گریه زاری میکنه که میخاد از حال بره بابد بریم بیاریم براش ،پریشب خونه مامانم اجیم اماده شد برن خونشون یه دفعه کیف اجیمو گفت مال منه هر چی باهاش حرف زدم اصلا تو کتش نمیره فقط میگفت این مال منه ،کیف اجبمو قایم کرد اجیم یواشکی برداشت و رفت خونشون ،وقتی خواستیم بریم سریع رفت برشداره دید نیست اینقدر گریه کرد رفتیم خونه از ۹شب تا ۱۱گریه کرد گریه نه ها گررررریع بدجور ، دیگه رفتیم خونه اجیم کیفشو گرفتیم اوردیم یکم بازی کرد و امروز میگه برین بهش بدین، دیشب دسته کلید خالمو دید از نگاهش فهمیدم میخاد چیکار کنه سریع سرشو گرم کردم کلید خالمو دادم رفت و بچه ها بازی کردن یادش رفت الان با گریه بیدار شده میگه کلید خاله میخام کو بریم خونه مامانجون کلید میخام ،حس چیکارش کنم طبیعی نیست رفتاراش😭 داره بد تربیت میشه ، جوری هم پیش میبره نمیشه بی تفاوت باشیم به گریه هاش یا جور دبگه سرگرمش کنیم یادش بره