۱ پاسخ

هر روز یه ساعت ببر بیرون خونه دلش میگیره اونجوری میکنه

سوال های مرتبط

مامان ماهک مامان ماهک ۲ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن :
امروز تقریبا شد ۹ روز که شروع کردم
هر چقدر که جایزه دادم و با ملایمت رفتار کردم و مهربون و صبور بودم فایده نداشت زیاد ...
واقعا به این پی بردم که بچه با بچه خیلی فرق داره
من با زبون خوش و با داستان و شعر هردفعه توضیح دادم براش لجبازی کرد و به بازی و مسخره بازی گرفت و می‌گفت نه جای جیش تو پوشکه تو دستشویی کار بدیه ...
جدی رفتار کردم😬🙂 جایزه رو همچنان دادم و تشویق همیشه بود
ولی دیگه جدی و منطقی رفتار کردم و حرف زدم خیلی جدی گفتم وقتی تو شلوار جیش میکنی من ناراحت میشم خیلی کار بدیه و فلان
هر دفعه توضیح دادم تنبیه هم کردم (شاید شما با من مخالف باشید )مثلا تو شلوار پی پی کرد تنبیه کردم و خوراکی ندادم بهش بخوره چون کار بدی بود و مامان ناراحت میشد خونه کثیف میشه ..
نتیجه چی شد؟ از دیروز هروقت جیش داره خودش میاد میگه مامان من جیش دارم ...
امروز پنج ساعت تو راه بودیم تو ماشین و پوشکش کرده بودم هرچقدر اصرار ‌ التماس که جیش کن تو پوشک اصلا اشکالی نداره
قبول نکرد می‌گفت کار بدیه باید تو دستشویی جیش کنم آخر یه دستشویی پیدا کردیم که تمیز بود بردمش جیش کرد
من که از کار خودم خیلی راضی بودم ...
این تجربه ی من بود
مامان دریا مامان دریا ۲ سالگی
مامان؟ شده تا حالا خیلی برای بچه تون عصبی بشید داد بزنید و دعواش کنید؟ دریا جدیدا خیلی اذیتم میکنه .برای هررر کاری لج میکنه گریه میکنه مسواک ..غذا ... دساشویی رفتن ! پستونک و بزور تونستم فقط روزا ازش بگیرم برای خواب ظهر و شب میخواد .بازم بهونه اش و روزا میاره .البته از قبل گرفتن پستونکم همبن بود . سر دستشویی رفتن و شستن اش اینقدر گریه مبکنه که دیوونه میشم .هر بازی بگین کردم . مثلا بیا سوار قطار بشیم بریم دستشویی یا هر جیز دیگه .فایده نداره . صدای گریه و بهانه هاش!مغزم و پر کرده . خیلی خیلی خستم و حالم بده. دیشب ساعت ۱ شب واقعا رد دادم .دعواش کردم . محکم پاشو فشار دادم که بشین مسواکتو بزنم . بعدش هم داد زد فحشش دادم . خیلی از خودم ناراحتم . تمام زحمات روزم خراب شد کلی بازی کردم باهاش وقت گذاشتم اما نمیذاره مهربون باسم دیگه کم آوردم. خونه مامانم اینا هم میریم اونا رم دیوونه میکنه .همش!می‌چسبه به مامانم اونم قلبش ناراحته نمیتونه کاراش و بکنه همش. بدجوری گیر کردم . سرگیجه دارم از دستش
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
پسرم دو سال و نه ماهشه پسرم دو سال و نه ماهشه قصد بارداری
میخوام درد و دل کنم سبک شم پسر من از نوزادی خوابش کمه و به شدت بچه ای هست که مدام باید پاسخگوش باشی همش سوال داره همین الان دارم تاپیک میزارم پشت هم میگه کتاب بخون و ناله میکنه.خلاصه اینارو گفتم بدونید چقد اعصابم ضعیف شده .دیشب قبل خواب خونه رو گذاشت رو سرش که کارتون ببینم اما نزاشتم چون باید یاد بگیره وقت خواب نباید کارتون نگاه کنه و اصن نگاه هم بکنه اخلاقش بدتر میشه و هیجانی میشه تا صبح گریه میکنه تو خواب.خلاصه دیشب کلی گریه کرد بغلش کردم راه بردمش حرف زدم باهاش تا ساعت ده خوابید و از ده صبح هم بیدار بود و همش بازی کردیم .امروز دوباره شش صبح بیدار شد داد و گریه که قرص آدامسی بده اصن من نمیدونم قرص آدامسی چیه خواب دیده بود فک کنم براش خرما آوردم خورد همونو بیداره هنوز من خیلی حالم امروز بده هم اعصابم ضعیفه هم توان نداشتم اصلا هم اینکه تهوع و سرگیجه از شدت خستگی پسرم گیر داد که منو بغل کن بچرخیم آخه هر روز آهنگ میزاریم میچرخیم گفتم مامان نمیتونم حالم بده سرم گیج میره ول نمیکرد خلاصه من از شدت حال بد زدم زیر گریه بیخیالم شد بعد دیدم نمیتونم باهاش وقت بگذرونم گذاشتمش حموم آب بازی کرد بعدم شستمش .غذا هم از بیرون گرفتم چون خیلی حالم بده فک کنید از ۶ صبح بیداره این همه بازی و شیطونی و حموم هنوز خبری از خواب نیست من حق دارم کم بیارم؟حق دارم گریه کنم؟حق دارم تو دلم بهش فحش بدم؟امروز تو دلم همش فحش دادم بهش😢😢

فرزندپروری
پوشک
دورهمی