الهی عشقم افسردگی بعد زایمانه
من شب تا صب بیدارم صبم تا میخوام بخوابم بیدار میشه از یه طرف بچه از یه طرف کارای خونه ... ناهارو شام و ... خیلی بچم اذیت میکنه نمیتونم ب هیچ کاری برسم ولی تا حالا نشده بگم دوسش ندارم و فلان بچس اتفاقا هر بار ک میبینم دلم میره بااینکه خسته ام بیخوابی شدید دارم ولی اصلا نگفتم خسته ام چون بچس خودمون خواستیم اوردیم .تازه انرژیم میگیرم میبینمش همه چی یادم میره
منم اینطوریم متاسفانه.دوست ندارم اینجوری باشما ولی اعصابم ضعیفه.ولی دیگه تصمیم گرفتم مثل یه مادر خوب باشم.بالاخره چه نق بزنی چه خوشرو باشی میخواد بگذره اینجوری اعصاب خود آدم خورد میشه و از زندگی لذت نمیبره
یه لحظه به این فکر کن که خدای نکرده بچه لال بود و هیچ صدایی ازش در نمیاد،تا گریه کرد اینو یادت بیار😑و به این فکر کن که سلامته
عزیزم کاملا درکت میکنم منم گاهی اینجوری میشم ولی علت را میدونم چون خستگی و گرسنگی رو اعصاب آدم تا ثیر میزاره یوقتایی بچه ت میخابه توهم کنارش بخواب واستراحت کن همین استراحت کلی روی روح وروان آدم تاثیر میزاره یسری شربت وقرص ویتامین هم مصرف کن انرژی بگیری
پسر منم همینه خیلی اذیتم جایی نمیتونم برم ولی نمیتونم دوسش نداشته باشم اتفاقا دلم براش میسوزه میگم حتما جاییش اذیته که نق میزنه حوصله اش سر میره صبح تا شب تنها بخاطر همین با اینکه شبا سخت میخوابه و هزار بار بیدار میشه و ۷ صبح پا میشه و تا ۱۱ شب تنهام با همه وجود بهش میرسم و سعی میکنم همش بهش لبخند بزنم
جای من بودی سر ب بیابون میزاشتی بخدا
۳تا بچه دارم
بدون کمک
یه سر دارم هزار سودا
کارهای من ۳برابره
اعصاب برام نمونده
رفتارهای بچه بازتاب خستگی های ماس
یه حدیث داریم صبور ک باشی مشکلات نصف میشه
حق داری گلم
بعضیا یا خیلی صبورن یا معذرت میخوام بیخیالن
منم یه وقتایی دلم میخواد برم توی اتاق درو ببندم زار بزنم
بچه منم همینجوری هست ولی خب منم کلا ازش مداوم به خودم میگم اون بی زبونه و گناه داره
یکی هم اینکه قبلا خونم همیشه برق میزد حتی توی بارداری با اینکه یه دوته سقط داشتم و دکتر تایید کرده بود استراحت باشم ولی بازم چون از مامانم دور بود همه کارام رو انجام میدادم ولی حالا اصلااا برام مهم نیست ظرف ها همشون کثیف باشه یا خونه نامرتب باشه کلا پیش پسرمم، نق نقم کنه دیگه میبرمش تا سرکوچه یه کم ماشینا ببینه ک برگردیم ، همش میگم نهایت دوسال اینجوری دیگه درست میشه
توهم به این فکر کن که اگه خودت آروم باشی بچه هم آروم میشه کنارت و اینکه اون واقعا زبون نداره بگه مشکلم چیه
ما باید صبوری کنیم من ۱ شب میخوابم
اینکه تا صبح چند باد بیدار میشم هیچ ۶ صبح دیگه باید پاشم چون نمیخوابه
شوهرم ۸ صبح میره مغازه ۱۲ شب میاد
اونم میگه من خستم
تو روز هم که فقط باید بشورم بپزم جارو کنم
عزیزم تنها نیستی منم صبرم کمه
خود خوری میکنم
برعکس من همسرم خیلی دوست داره و میگه همه بچها اینجوریه
به من همیشه میگه که تو باید خودتو آروم نگهداری اون بچه است نمیفهمه
بعدا عذاب وجدان میگیرم
منم همینم دخترم ی بلا ها سرم میاره ولی نمیدونم چرا اعتنا نمیکنم بخدا سر حوابیدنش یک ساعت طول میکشه تا بخوابه یا همش میخواد باهاش بازی کنم منم بدون هیچ واکنشی برلش انجام میدم همسرم میگ خیلی صبوری ولی بنظر من ، من دو سال بودم تو اقدام از خدا خواستم بهم بده براش هم کار میکنم حس میکنم این آرامشم از قبل بارداری میاد
منم همینم بخدا دس تنها هیچ کسو ندارم شوهرمم کارش شهر دیگه ست ن خواب و خوراک درستی ن هیچی
منم همینم عزیزم خسته و کلافه عادیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.