مامانا لطفا اگه امکانش هست همه تو جواب بدین خیلی وقت نمیگیره
ممنون
بچه من خیلی وابسته منه....جدیدا حتی پیش باباشم نمیره... صبح تا ظهر باهم هستیم ...عصرهم با باباش و خودم میبریمش بیرون سه نفری... ولی هر وقت با باباش باشه بهانه منو میگیره
در طول روز هم کلا در اختیارشم...از کارهای روزانه م فقط میرسم یه نهار درست کنم اونم اگه بذاره... هزار بار صدام میزنه دیگه کل تایمم باهاش هستم یا بدو بدو میکنیم یا بازی
همسرم امروز حسابی توپید بهم... میگه بچه لوس بار اومده...نمیذاره هیچکدوممون به کارامون برسیم...میگه اگه الان اینجوری بار بیاد و لوس باشه دو روز دیگه از پسش برنمیایم
میگفت از عر ده تا درخواستش ۷تاشو جواب بده...
میگه بذار خودش غذاشو بخوره در حالی که اصلا نمیخوره خودش ...فقط پی شیطونی و بازیه
نمیدونم واقعا چیکار کنم
شما چیکار میکنید تو این موضوع ...چجوری موفق هستید؟
بچه های شما هم وابسته ی شما هستن یا من واقعا لوسش کردم
از عصری که بحثمون شده اعصابم خورده
ممنون کیشم جواب بدید

۶ پاسخ

عزیزم صندلی غذا نداره؟اگه داره که غذا رو بذار جلوش خودش بخوره.فرارم نمیتونه بکنه
اگه نداره هم رو زمین یه چیز بزرگ پهن کن بده بخوره خودش

دختر من از کوچیکی یادش دادم مثلا پیش مامانم بمونه یا پیش کسی تا کارامو کنم برا غذا خوردن هم دکتر انوشه دکتر عزیزی یه کلیپی دیدم میگه بزار خودش غذا بخوره حتی اگه بازی کنه کم کم یاد میگیره مستقل میشه سفره پهن کن صداش کن فقط یه بار اومد باشه نیومد جمع کن اینو خود دکتر میگه...
بعد ازش بخواه تو کارا کمکت کنه برا بازی اول سعی کن بزار پیش خودت تا مثلا ناهار درست کنی اون بازی کنه یا رو دیوار چسب بزن وسایلش بچسبون بزار جدا کنه از چسب خیلی درگیرش میشه کم کم دور میشه ازت بازی یاد میگیره خودتم سعی کن اینجا تو گهواره بگردی ایده بازی زیاد هست دوستان گذاشتن ...این وابستگی هم یه مرحله اس یه مدت دیگه یا کم میشه یا کلا میره عادیه گلم ولی برا خودت ک ب کارات برسی سعی کن از خودت مشغولش کنی

نه قضیه لوسی نیست پسر من چند وقته اینطور شده جز مراحل رشدشونه از یه چیزی میترسن یا دندون در میارن یا هرچی امن ترین کسشونو مادرشون میبینند ، این خیلی هم خوبه و اصلا سعی نکن از خودت جداش کنی ، اینم میگذره دوره داره

بچه ماهم همینجوره والا با مکافات و متاسفانه با گوشی بهش غذا میدیم
و اون وابستگی ک گفتین دختر من تازه یکم منا ول میکنه از ۱۸ ماهگی خیلی بهم چسبید تاره خوب شده ولی متاسفانه خودم نمیتونم رهاش کنم ک مثلا تنها برد خونه مامانم و اینا

چرا اعصابت خورده پاشو بهش بگو خب بیا با هم حلش کنیم تو راه حلی داری بگو شاید حلش کردیم
سعی کن خودش غذاشو بخوره هر ند کثیف کاری میکنه ولی بعدش مستقل میشه
وقتی باهام بازی میکنین بهش بگو تو بازی من الان میایم یا میرم آب بیارم یکم معطل کن تا خودش تنهایی بازی کنه زیادم سخت نگیرین بهش بیرون رفتنی بزارید بدوعه بازی کنه خودش
ازش کمک بیاین مثلا سفره بدین اون بیاره ببره یا اسباب بازی هاش رو با هم جمع کنین

به نظر اکثر روانشناسا بچه ها تا سه سالگی تربیت شدن ندارن یعنی هر کاری دوست داره می‌تونه بکنه لوس شدن هم نداره این رفتارها سیر طبیعی رشدشون هست پسر خودمم بیشتر با من اکیه ولی خب کار داشته باشم کامل با باباش میمونه پارک و شهربازی هم تنها میرن تا من استراحت کنم بین صبح تا ظهر هم حدودا یه ساعتی میذارم خونه ی مادر شوهرم که با اونا بازی کنه منم به کارهام برسم

سوال های مرتبط

مامان جوجوک مامان جوجوک ۲ سالگی
سلام مامانا خسته نباشید من یه مشکلی دارم نمیدونم فقط بچه من اینجوریه یا بچه های شماهم همینن پسر من از موقعی که دنیا اومده من واقعا یک روز نرمال نداشتم به شدت بچه ی سختیه و خیلییی من اذیت شدم از خوابش و همه چیزش تا شیطنت هاش میدونم بیش فعالی تو این سن مطرح نیس ولی واقعا نگرانم که بیش فعال باشه همین الانم داره از سر کله من بالا میره یعنی کلا منو شوهرم نمیتونم از دست این بچه حتی پنج دقیقه باهم وقت بگذرونیم یا صحبت کنیم
با هیچ کسم رفت و آمد ندارم خونه مادر شوهرمم اگ برم بعد از چن هفته موقع غذا خوردن کل سفره رو بهم میریزه و اصن ما نمیفهمیم چی میخوریم این از جایی رفتن بیرون و اینام ک هیچی کلا پنج دقیقه هم نمیشه باهاض بیرون قدم زد چون همش میخواد بدود بدو بره وسط خیابون و اصلا بغل هم نمیمونه تو خونه هم از صب ک بیدار میشه تا شب همش باید ی کاری کنه اصلا نمیذاره من پای سینک باشم انقدر میاد اونجا و گریه میکنه که بیام کنار وقتی ام میام مثلا تو پذیرایی باز همش بهونه میگیره که ی کاری بکنه باباشم وقتی خونه اس ن میذاره غذا بخوره نه استراحت کنه من واقعا کم آوردم دیگه نمیدونم چیکار کنم شما تجربه مشابهی داشتین؟چن روز دیگم اسباب کشی دارم نمیدونم با این بچه چیکار کنم همش دائم دست ب این میزنه دست ب اون میزنه هیچکسم ندارم بذارم پیشش ب نظرتون چیکار کنم واقعا کم آوردم