۷ پاسخ

عزیزم برای از پوشک گرفتن نباید باز بزاریش
اینجوری اعصاب خودت و بچه داغون میشه
باید اول بهش اموزش بدی بعد هر وقت گفت ببری دستشویی و پوشک رو باز کنی جیش کنه دوباره ببندی
وقتی یه مدتی دیدی داره مرتب میگه و پوشکش خشکه کامل دیگه پوشک رو باز بزاری

ضمن اینکه باید دستشویی رو براش جذاب کنی
ابرنگ ببر رو کاشیا نقاشی بکشید
برچسب بچسبون و …

حالا من برعکس بقیه.هر سری پی پی و جیش داشت حسابی دعواش میکردم.خیلی هم طول نکشید و یاد گرفت.خیلی وقت هم هست یاد گرفت خداروشکر

وایییی عزیزم خیلی تحمل میخواد منم دخترم اینجوری میکرد بعضی اوقات

نباید داد بزنی

حق داری خوب ادمیم دیگه منم در لحظه شاید بخام خفش کنم بچمو

😂 حالا نیان بگن خب چرا اینجا میگی
نمیدونم چرا نمیفهمن که شاید خیلی‌ها با بازگو کردن چیزی از عصبانیتشون کم بشه
پسر من با وجود اینکه شاید نزدیک یکساله دارم دستشویی میبرم همچنان لجبازه به زور هم من نگرفتمشا دیگه بدش میومد پوشکش کنم حالا فکر نکنی گند نزده به خونم شاید چندین بار ریده به زندگی من

انقد حرصم داد قشنگ چشام تار شده بود

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان یا زینب س مامان یا زینب س ۳ سالگی
اومدم تجربه ی از پوشک گرفتنم‌و‌بگم‌پسرم بیمارستان بستری شد چند روز قبل از پوشک گرفتن براش قصه گفتم که نی نی ها از یه سنی دیگه پوشک نمی بندن خواستم الانا بگیرمش ولی یه روز بیدار شد گفت پوشک نذار انقدر قصه تو بچه ها موثره
اولش هر یه ربع بردمش روز دوم نیم ساعت روز سوم هر یک ساعت تا دوهفته هر یک ساعت می بردمش
بد قلقی داشت سختی داشت جیش روی فرش زد
فقط ۶ماه قبل از پوشک گرفتن شیها تو پوشکش جیش‌نمی کرد تا همین دوهفته پیش یه شب تو خواب جیش کرد پیش میاد خب بچه ن دیگه
گریه میکرد جیش نمی کنم منم سخت نمی گرفتم
تا ۱۰ شب اول شبها با اینکه میذونستم جیش نمیکنه پوشکش میکردم چون یه دختر ۱۳ماهه داشتم و تازه اسباب کشی کرده‌بودم خونه تمیز نمیز بود تا دوروز بشوربشور داشتم تا چند‌وقتم‌تو‌لباسش پی پی می کرد
متوجه شدم هروقت می خواد پی پی کنه میره پشت مبل یا پشت در
منم بردمش دستشویی برقا رو روشن نکردم پی پی کرد اوایل اینطوری گذشت تا الان براش عادی شد