۱۱ پاسخ

والا باز شما ی امیدواری داری دخترا بابایی ان
ولی پسر منم‌همینه و منم‌دنبال دلیلم
من میگم شاید باهاش بد رفتاری کردم‌رنجیده
شاید کارمندم پیش باباش زیاد بوده
و هزار شاید دیگه
ولی مامانم میگه چون باباش میبره بیرون اینا بخاطر اونه
در کل همه میدونن همسرم بیشتر کارای پسرم انجام میده
الانم که باردارم و هماتوم دارم بر خلاف میلم باز بیشتر کاراش با باباشه
منم میگم این بده یا خوبه
همه میگن بهتر چسب خودت بود خوب بود؟

یکم بزرگتر بشه میاد سمت خودت فقط باهاش رفیق باش
و اینک کلا آدم ذاتا ب جنس مخالف گرایش داره دخترا ب بابا بیشتر

دختر منم همینجوریه با این شاغل نیستم و تا دوسالگی شیر خودمم خورده ولی خیلییی زیاد به باباش وابستس در حدی که به خواد بره حمام یا لباسشو بخوام عوض کنم یاموهاشو شونه کنم اگه باباش خونه باشه نمیزاره من انجام بدم قشنگ میگه تو بدی بابا خوبه یا میگه تو برو سرکار بابا نره😕 کلا چشمم که به یکی دیگه مثل خواهرم و مامانم و عمهاش هم میفته نمیزاره بهش دست بزنم🥲 یه جورایی راحتم ولی واقعاا بعضی وقتا دلم میشکنه 😪

درک میکنم چقدر ناراحت میشی گاهی
یادمه دختره منم خیلی کوچیک بود ی شب همش گریه میکرد ک من نزدیکش نشم ، از من فرار میکرد میپرید بغل باباش منو میزد
وااای خدا انقدر ناراحت بودم همون لحظه ، انقدر گریه میکردم ک چرا منو پَس میزنه دخترم ،،خیلی بد بود ، البته برا من فقط ی شب اینجور بود
ولی الان هزارماشالله چهارسالشه ، ولی شدید وابسته هست بهم
خدا حفظ کنه بچه هامونو

دوس داره دیگه پسر منم عاشق باباشه خوبه دیگه ، ما هم دوست داره اونارو بیشتر

عزیزم‌ دختر منم همینطوره

دختر بزرگه من سه سالو خوردس از بچگی همون بوده الانم همینه شبا فقط با باباش میخابه عشق زندگیش باباشه و دختر کوچیکمم داره همین میشه یه تار موی باباشون جای من نمیدن با اینکه من بهترین چیرارو میخرم من خانه دارم دوتا بچه پشت هم دارم و همیشع خدا اذیتمو تو فشارم یکم اخلاقم تند میشع داد میرنم ولی فک نکنم دلیلی داشه باشه

پسره منم همینه 😑 من خودمو قانع میکنم ک منو بیشتر میبینه مث عینک رو چشم شدم عادیه براش تو هم یه جوری قانع کن خودتو😅

چقدر خوب کاش مال منم همینجور بود عزیزم کار تو اشتباه نبود بچه ست از روی عادته که وابسته شده شاید تایم بیشتری با باباش هستش تا شما حتی همون چند یاعتی که پیشس هستید شیر خشکی هستش درسته؟

دوس دارم خودم بخوابونمش بیاد بغل خودم بخوابه
شبا با خودم اروم شه 😞

عزیزم دختر منم همین جوریه منم به خودم شک میکنم دعواش نمیکنم سرش داد نمیزنم البته براش قانون گذاشتم تو بعضی چیزها ولی به باباش وابسته تره حتی میخواد بره پارک میگه مامان نیاد 🫠فکر کنم تو یه سنی اینجورین

سوال های مرتبط

مامان الیار مامان الیار ۲ سالگی
مامانا دیروز پسرم شارژر گوشی رو پرت کرد سمت باباش ینی اگه باباش سرشو کج‌نمیکرد چشمش کور شده بود شارژر دقیقا خورد یه قیمت پشت پلک شوهرم بخیه داره از قبل خورده به اون بخیه سربازکرده و کلی خون اومده و ورم کرده شوهرم فقط از درد ناله کرد هیچی به پسرم نگفت ولی من ناخوداگاه وفتی خون رو دیدم جیغ زدم سر پسرم که ببین چیکار کردی پسرم هم خون رو که دید ترسید اومد بغلم باگریه فقط میگفت پرت کردم پرت کردم دیدم خیلی ترسیده گفتم چیزی نیس الان خوب میشه... حالا از دیروز پسرم خیلی کسله حس میکنم ناراحته یا اینکه دعوای من روی روحیش تاثیر گذاشته با صبح سرکاربودم وقتی اومدم مامانم پسرمو اورد خونه همین که درو باز کردم به روش گفت بابا خوب میشه؟
یا اینکه باباش رو نگاه میکنه اثر اون ضربه هنوز خوب نشده بغض میکنه... چیکار کنیم از سرش بیفته این ناراحتی؟!
موتور سواری خیلی دوست داره باباش میگه غروب با موتور ببریمش پارک که این موضوع یادش بره... ولی من بعید میدونم چون از صبح که باباشو ندیده بود باز تا اومد خونه ناراحت باباش بود...