۲۰ پاسخ

عزیزم احتمالا افسردگی گرفتی و این علائم تو افسردگی طبیعیه خودتو سرزنش نکن من بارداری اولم اینجور بودم حتما برو روانشناس اصلا چیز بدی نیست
عروس عموم که بنده خدا صد برابر بدتر بود افسردگی شدید گرفته بود کامل بچش تا ۷ماهگی پیش زن عموم بود مامان خودشم به عروس عموم میرسید هعی مرتب مشاوره رو ادامه داد تا خداروشکر خوب شد
بعد زایمان اینا پیش میاد
به شیرینی هاش به خنده هاش یه تلاشش برا حرف زدن نگاه کن سعی کن خودت به زورم شده باهاش حرف بزنی واکنشی که بهت میده حس خوب میاره برات

تو از شوهرت بدت میاد ن بچه ات وقتی اون بهت بی‌مهری میکنه باخودت میگی بچه‌اش چه بدرد میخوره

بهتره با مشاور صحبت کنی
این تیتر جالبی نیست اینجا قضاوت میشی بدتر احساساتت به هم میریزه

این حرفت ناشکری هستش میدونم چی میگه توام مادری اذیت میشی سختی میکشی
ولی تموم پناه اون بچه تویی
اون از خون و گوشت خودته

حس میکنم این افسردگی بعد زایمان ک بیشتر مامانا بهش دچار میشن


صلوات بفرست فکرای بدو از خودت دور کن و همیشه خداروشکر کن ک بهت ی نی نی ناز داده حالا چاق یا لاغر فرقی نمیکنه
بچه باید تیک و اقبال بلندی داشته باشه ن اینکه چاق باشه یا تپل باشه

من زایمان اولم تو 18سالگی دوقلو به دنیا اوردم یه پسر و دختر دخترم شیر خودم میخورد و پسرم شیرخشک چون پسرم شیر خشک میخورد زیاد بامن نبود یه هفته خواهرم میومد نگهش میداشت یه هفته مادرم بخاطر همین که زیاد با من نبود و تجربه اولین زایمان دوقلو اونم سخت داشتم شرایط طوری پیش رفت که نتونستم زیاد بهش محبت کنم الان پسرم بزرگ شده 9سالشه اعتماد به نفس نداره. اگه کسی بهش محبت میکنه سریع گول میخوره. خیلی پشیمونم.
گرچه الان بچه سومم به دنیا اوردم و از خودم دورش نمیکنم و نمیدم کسی دیگه نگهش داره. ولی خب در حق بچه اولم ظلم شد

عزیزم به نظرم تا یه حدیش طبیعیه
من اوایل این جوری بودم چون از نگهداری بچها می ترسم
به نظرم یه چند روز صبر کن اگه یه حالت گذرا بود که هیچی اگه نه با مشاور مشورت کن

نگو قربونت گناه داره الان اون بی پناهه وتمام پناهش تویی من خیلی اوضاعم سخته اما همش بخاطر دخترم تحمل میکنم نگاهش میکنم دلم براش میسوزه تو شرایط سخت داره بزرگ میشه اما بازم خداروشکر که سالمه همین که بهم میخنده غصه هام برای چند لحظه یادم میره بچه بحثش از همه سوا حتی شوهر

از خوندن این پیام گریه م گرفت .😔
من بچه اولمو شدیدا بهش وابسته بودم و میخواستم .بچه دومم یخورده خب کمرنگ تر شد .واین سومی هم خدا خواسته بود باور میکنی مثل اولی ذوق دارم براش .
نمیخوام بگم مادر خوبی هستم ولی اشک از چشم شون بیاد دنیا رو سرم خراب میشه حالم بد میشه .

همش بخاطر القای اطرافیان هست منم بچه اولم بد غذا ست
خیلی اذیتم میکنن با حرفاشون
منم همش دعوا میکنم و کتکش میزنم
بعد مث سگ پشیمون میشم
نگران نباش
با ی مشاور خوب صحبت کن کمکت میکنه

عزیزم فکر کنم افسردگی بعد از زایمان گرفتی یا این که برات دعا زدن که بچت رو نخوایی

اگه چاق بود فردا خدایی نکرده دیابت و کلی مریضی میگرفت خوب بود؟ مریض بود و ازاین دکتربه اون دکتر میرفتی فقط برای اینکه سالم بشه چی؟ خداروشکرکن بچه سالمه چاقی و لاغری مهم نیست بچه هست شیرمادربهش نمیسازه تا میوفته به قولی به نان پدر تپلی میشه
اصن بازم گیریم اون موقع هم نشه مهم اینه تنش سالم باشه که خیالت راحت باشه
چاق باشه و مریض میخوای چیکارکنی اونوقت میای تاپیک میزاری خدایا کاش بچم لاغربود ولی سالم بود

ناشکری نکن ادم خسته میشه وهم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی نیاز به استراحت و تفریح داری سعی کن کارایی رو که دوست داری انجام بده حالت خوب میشه من خودم دیروز داشت گریم میگرفت همه جا نامرتب خودمم بدنم درد میکنه هنوز خونریزیم تموم نشده خوابم میاد خستم دخترمم زیاد گریه میکنه سر شوهرم خالی کردم ولی امروز خدارو شکر اونطوری نیستم من حس میکنم یه ادم دیگه شدم بعد زایمانم ولی باید باهاش کنار بیاییم

عزیزم چرا این فکرو میکنی.؟؟مگه سالم نیست. بچت؟؟ بچه اولته؟؟ کسی چیزی بهت گفته؟

ولی حساب بچه ات رو از همه چی جدا کن اونو خودت ب دنیا آوردی نیمی از وجودته با عشق بزرگش کن نزار با بی مهری بزرگ شه

حتی وقتی میخنده و نگات میکنه بازم حست همینطوره ؟ شاید خسته شدی اینطور شدی

عزیزم من به بچه اولم اینجوری بودم طوری که یبار نصف شب دیدم خفه میشه صورتش رگ به رگ شده گذاشتم کنار گرفتم خوابیدم الان نه بزرگ شده خداروشکر بچمه نمی‌دونم چرا اون موقع اینجور بودم

گلم نگران نباش هرچی جلوتر بری بیشتر بهش وابسته میشی بیشتر دوسش داری ...ولی بهتر یه دکتر هم بری هورمونهات بهم ریختن

چرا عزیزم

شاید افسردگی بعدزایمان گرفتی ؟؟
حتما برو دکتر
مگه میشه کسی بچه ای که از جون خونشه را نخواد

افسردگی نداری؟ حتما به یه روانشناس مراجعه کن عزیزم شاید بهتر شدی
به این فکر کن اون بچه با خواست تو اومده و تو تمام دنیایی اونی ، تنها پناهش تویی

ای وای چرا.....نگووووو....حتما افسردگی گرفتی....بچه ات به جونت وصله مگه میشه

سوال های مرتبط