۲۰ پاسخ

پس تو بهترین مادری که تمام وقتتو برای بچت گذاشتی بعدا بهت افتخار میکنه👏

هنوز هم وقت هس از الان عکس فلم بگیر تا فردا افسوس این لحظه ها نداشته باشی عزیزم زمان خیلی ذود گزر هس بچه ها ذود بزرگ میشن ❤️

عزیزم نگو که مادر بدی هستی
تو همه وقتت رو برای بچه گذاشتی
از این به بعدش رو عکس بگیر
اگه وقت نداری خیلی بیرون بری ، توی خونه ازش عکس بگیر بده هوش مصنوعی برات با بکگراند های مختلف عکس رو درست کنه .

برای عکسای حذف شده ت هم میتونی گوشی ت رو ببری تعمیرات موبایل بگی عکسات رو برات برگردونن.

منم دست تنهام اصلا دیگه جونی برام نمیمونه که به فکر این چیزها بیفته خودت ناراحت نکن

این چه حرفیه
منم مادر 3تا بچه ام اصلا برای هیچ کدومشون نتونستم ماهگرد بگیرم پس باید بگم مادر بدی هستم

ما هم ن حاملگی کشی کمک دست ما بود ن بعد زایمان خودمون بودیم تااا الان
فکر نکن فقط خودتی جشنی هم نگرفتیم فعلا

من از بچگی پسرم عکس ندارم...گوشی رو تواستخر بردن همه ی عکس هاش هم تو اون بود ...ولی خدا رو شکر میکنم که خودش سالم وسرحاله

من چی بگم ک هرچی گرفتم گوشیم شکست اوناهم رفتن دیگه عکسای بچگیشو ندارم

اگه گوشیت هنگ میکنه عزیزم راهکار زیاده یدونه رابط بگیر و فلش هر عکس و فیلمی ک ار کوچولوت میگیری فوری منتقل کن ب فلش ،تلگرامم مدت زیادی میتونی تو چت شخصیت عکس و فیلم هارو نگهداری کنی

توبهترینی ک وقتت واسه بچت گذاشتی بهت افتخار میکنم عزیزم خداهزار مرتبه شکر بچه دار شدی

منم بارداری سختی داشتم کسی هم کمک حالم نبود و بعد از دنیا اومدنش همه چی بدتر شد هر زمان یه مشکل حل میشد یه مشکل جدید چندین سال پیر شدم پای مشکلاتش منم فیلم زیادی ندارم چندتا عکس دارم میدم درست کنن عکس ماه‌گرد همونا رو چاپ میزنم تموم

عریزم منم از بچگی بچم هیویع عکس ندارم با این تفاوت ک از پسر اولم کلی عکس و فیلم دارم 😔😔سرایطش نبود اول ک استراحت مطلق بعد سزارین اورژانسی، دردهای وحشتناک، وزن کم بچه،بعدم زردی،تا سه ماهگی زردی داشت ،هنوز یک ماه خوشبودسم داشتیم لذت میبردیم تب و تشنجش هاششروع شد انقدر درگیر دوا دکتر و جوش،و غصه بودیم ک کی بفکر عکس و ماهگرد بود
وای برا پسر بزرگم هر ماه خودم توخونه تم درست میکردم عکس میگرفتم این بچم خیلی در حقش ظلم شد 😔😔😔من تمام تلاشمو دارم میکنم ولی بیشتر ازین نمیتونم

منم تنها بودم عزیزم پروسه بارداری مزخرف بعدم زایمان فقط تا ده روز مامانم بود سزارینی بودم ک نزدیک بود بمیرم سر عمل
بعد زایمان شوهرم مریض شد افتادیم به بی پولی نتونستم واسش تولد بگیرم ولی در حد توانم همه ماهگرداشو خودم تو خونه عکس گرفتم همش گوشی دستمه از همه لحظه هاش عکس میگیرم هنوزم دیر نیست تازه یک سالشه بگیر بعدا دلت تنگ میشه واسه این روزاش

عزیزم من بعد زایمان تا یه ماه مامانم بود، منم تنهام و کمکی ندارم ولی بنظرم ربطی به کمکی نداره، من غریبم خب شوهرمم کلا سرکار بودولی کلی فیلم و عکس و همه چی داریم هنوزم میگیریم، بالاخره تو روز یه ساعتم یعنی وقت نمیشد؟؟؟ من مثلا خواب بود تو اون حالتا ازش عکس میگرفتم، کلا مگه چقدر زمان میبره

ناراحتی نداره که اینا عزیزم منم عین شما بارداریم دست تنها بودم میرفتم سرکار، بعد زایمان هم باز تنها بودم بچم دو بار بستری شد تا پای مرگ رفت خودم کلی زجر و استرس کشیدم منم از اون موقع ها هیچ عکس و فیلمی ندارم منم گاهی بقیه رو میبینم که میبرن برا عکاسی دلم میگیره یاد اون دوران خودم میفتم ولی خداروشکر میکنم که گذشت و الان کنارم سالمه❤️

واییی عزیزم اصلا مهم نیس .خداروشکر کن ک پسرت سالمه وبعد هفت سال خدا بهت فرشته داده همین گ بزرگ شدنش رو دیدی بهترین هدیه اس
از الان براش بگیر

برنامه تو گوشی همسرم نصف نصف کردم

من یه گوشی نوکیا دارم اصلا اینایی که میکی مهم نیست مهم اینه که داریش هر روز به بزرک شدنش نگاه میکنی

ببخشید ولی تو این مدت چطور نتونستی یه عکس و فیلم داشته باشی

اتفاقا تو خیلیی مادر خوبی که تمام وقتتو گذاشتی برای اون ازاین لحظه هاش عکس و فیلم بگیر

سوال های مرتبط

مامان آراد ♡ آوا مامان آراد ♡ آوا هفته بیست‌ونهم بارداری
از وقتی آراد ب دنیا اومده
هروقت خودم یا آراد مریض شده ب هیچکس نگفتم ک بیاد کمکم ن ب مامانم ن ب هیچکس دیگه امشب فهمیدم ک چقد کار درستی میکردم ب کسی نمیگفتم و خودم از پسش برمیومدم
صبح زنگ زدم مامانم اومد همچی خیلی خوب بود بنده خدا بهم کمک کرد از ی سری کارای آراد راحت شده بودم
ولی دم رفتنش آراد بالا اورد چون رفلاکس داره دوتا سرفه ک میکنه بالا میاره برداشت بهم گفت بچه رو چیکار کردی چون خودمم مریضم اصلا حوصله ندارم خیلی ناراحت شدم
من خیلی مامانمو دوس دارم یعنی ی طوری بهش وابستم روزی صدبار بهش زنگ میزنم
ولی بعضی وقتا با حرفاش خیلی ناراحت میشم
جز مامانم کسی رو ندارم بهش بگم بیا تا یکم استراحت کنم
ولی با حرفاش پشیمونم میکنه ک بهش میگم بیا
این بار اولم بود ک خودم و آراد مریض بودیم و ازش خواستم ک بیاد
قبلا میگفت بیام میگفتم نه خوبیم خودم از پسش برمیام
دلم میخاد بشینم ی دل سیر گریه کنم😭🥲💔

















شیرخشک
فرزندپروری
غذایی کمکی
آپتامیل
بارداری
سونوگرافی
انومالی
انتی