خب امروز کلی کار کردم صبح خونه رو جارو برقی حسابی کشیدم و برق انداختم ناهار الوند رو آماده کردم ناهار خودمم دلمه بود الوند رو بعد از غذا تنهایی بردم حموم بعدش رفتیم کارگاه مادر و کودک بعدش هم اومدم خونه ی کیک پختم و شامم همبرگر درست کردم خیلی خسته نباشم
دیدی چه راحت میشه دروغ گفت من همه کارای بالا رو انجام دادم اما نصف جارو برقی و تمیزکاری رو همسرم انجام داد و دیرش شد و کسر کار میخوره و از حقوقش کم میشه ناهار الوند ی غذای ساده بود ماهیچه فریز شده داشتم یکم دال عدس پختم با جو‌پرک قاطی کردم دادم ناهار و شام خورد دلمه رو مامانم از دیشب داده بود بهم الوند رو فقط تو وان نشوندم یکم آب بازی کرد بعدش ی شامپو زدم که فقط بوی پنیری که صبح خورده بود بره کیک هم پودر کیک بود همبرگر هم آماده بود
پس توی این فضا حرف کسی رو باور نکن و خودت رو مقایسه نکن همه ما روزهایی داریم که خیلی کار میکنیم اما آخر شب دیگه نایی نداریم ماهم ادمیم هم مادر که سخت‌ترین مسئولیت دنیاست
پوشک شیر خشک کولیک رفلاکس غذای کمکی

تصویر
۵ پاسخ

من امروز ۸ صبح بیدار شدم
ناهار از قبل غذا داشتم
شامم ساندویچ خوردیم
ولی از ۸ ک بیدار شدم تازه الان نشستم
خونمم ترکیده، اصلا نمیدونم روزم چجوری میگذره
هر روز خسته و کوفته میشم ولی نگاه میکنم میبینم هیچ کاری هم نکردم

منم داغونم
خونه ترکیده
اعصاب داغون
کمر درد و پا درد
سینک پر از ظرف

ب قران ب لحظه نفسم رفت از بی عرضه بودن خودم هی داشتم دو دوتا چهارتا میکردم کجا کم میزارم ک‌بازم نمیرسمم ب قرآن نمیرسم من نمیدونم کی حموم بودم درست حسابی هرس ی بچه رو میبرم خودمو ی جوری گربه شور میکنم ک‌کثیف تر برمیگردم بیرون سرم شوره گرفته اصن😂
خونم هیچپقت تمیز نیست حتی امروز که مامانم و اجیام اومدن گرفتنش من ظرفامو شستم ناهار پختم بعد مصف جارو ام شوهرم زده ک ب قدری بد زده باید طی چند روز آینده ی جوری خودم بزنم باز من ب هیچی‌نمیرسم😭😭😭😭

الانم دارم کوچیکه میخوابونم
شوهرمم بزرگه رو برده اتاقش بخوابه
ناهارم کلی شوهرم آماده کرده تا من ب کوچیکه غذا دادم

من امروز از صب صبونه بچه ها رو دادم
ناهار مرغ پختم
شامم رفتیم خونه مادرشوهرم
وقت نکردم خودمو بچه ها حموم کنیم
خونه هم ترکیده
فقط ظهری نیم ساعت دراز کشیدم

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۲ ماهگی
دارم فرو می‌پاشم دیگه از خستگی🤐
امروز صبح قبل بچه ها بیدار شدم، نماز صبح خواب مونده بودم...صبحونه خوردیم و همسرم رفت. توی این دو ماه به اندازه انگشت های دست هم صبحونه نخورده بودیم با هم...🥲
بعدش اومدم پیش بچه ها هی میخواستم بخوابم نمی‌شد... یه کلیپ دوره‌م رو دیدم و چند تا پیام رو جواب دادم و آخرشم به زور خوابم برد و یکی دو بار هم این وسط بلند شدم شیر آماده کردم براشون. یه یکی دو ساعتی مجموعا تونستم بخوابم و بعدش دیگه کلا بیدار شدم، پوشک بچه ها رو عوض کردم و براشون شیر آماده کردم، رختخواب محمدعلی خیس شده بود چون شیشه شیر فاطمه رو شب قبل خواب از سر خستگی توی رختخواب نینی جا گذاشته بودم و ریخته بود روی تشک و لباسش🥲 خلاصه جمع و جور کردم گذاشتم یه گوشه تا بعدا بندازم لباسشویی
آوردمشون توی پذیرایی و برای خودم قهوه درست کردم. پذیرایی و آشپزخونه رو در حد چند دقیقه جمع و جور کردم و یه کم پیش بچه ها نشستم و باهاشون نقاشی کشیدم چون خیلی آویزونم می‌شدن حدس میزدم که نیاز دارن براشون وقت بذارم👶🏻👧🏻❤️
یه کم قرآن خوندم، نماز ظهر رو خوندم و بعدش ناهار که از شب قبل مونده بود رو گرم کردم بخوریم، بعد از ناهار هم خونه رو مرتب کردم مخصوصا لباس ها که اندازه‌ی چند تا سبد جمع شده بود😁 همه رو مرتب کردم گذاشتم سر جاش، لباس کثیف ها رو هم ریختم لباسشویی، چند تا هم لباس داشتیم که توی مینی واش باید شسته می‌شد و چند روز یه گوشه مونده بود، کار اونا رو هم انجام دادم و زباله های سرویس رو جمع کردم
وسط این کارا شونصد بار صدای دعوا و گریه بچه ها اومد، هر جا میرفتمم پشت سرم میومدن زار میزدن🥴 انقدر براشون شعر خوندم تا کم کم همراه شدن😄

فرزند پروری
👇🏻👇🏻👇🏻
مامان برسام مامان برسام ۱ سالگی
روزایی که همه کاراتو انجام میدی خیلی از خودت راضی هستی منم یه مدت با برنامه ریزی کردن زمانم این حس خوش رو به خودم دارم
صبح بیدار شدم صبحانه برسام رو دادم جارو زدم تی کشیدم ناهار درست کردم چون دخترم شیفت بعداز ظهر یه باید ناهار تا قبل از دوازده حاضر باشه امروز کوبیده مرغ با برنج و گوجه سرخ شده درست کردم . بعد ناهار یه گرد گیری حسابی کردم یخچالو دستمال کشیدم به فریزر یه سروسامانی دادم برسام رو خوابوندم رفتم دوتا سرویس بهداشتی و حمام رو قشنگ از بالا تا پایین شستم بعد یه عود روشن کردم نشستم قهوه خوردم و یه قسمت از زن روز رو نگاه کردم آقا برسام بیدار شد عصرانشو دادم رفتم یه مقدار از کارای شاممو کردم که همسرم اومد برسامو نگهداشت تا من دوش گرفتم اومدم بقیه کارای شاممو کردم بعداز شام گازو کابینتارودستمال بکشم و تحویل فردا بدم
شام: سوپ کدو حلوایی و استیک مرغ و سس قارچ و دورچین
سوپ کدو حلوایی خیلی دردسر داشت ولی به امتحانش می ارزه خیلی علی بود
مامان شاهان 👶🏻🩵 مامان شاهان 👶🏻🩵 ۱۲ ماهگی
سلام از ظهر چهارشنبه 🌤️
امروز چون می‌خواستم برم باشگاه، دیشب برای شاهان نون‌پنیرگردو قلقلی درست کردم که صبح آماده باشه 😋
صبح ساعت ۹ بیدار شدم، خودمو جمع‌وجور کردم و آماده شدم که بزنم بیرون و برم باشگاه. 🏃‍♀️
شاهان هم طبق معمول هر روز، راس ساعت ۹:۳۰ بیدار شد و بابایی گرفتتش تا من برم ورزش کنم! 🤸‍♂️💪
ورزشم که تموم شد، یه خرید کوچیک هم برای لباس مادرشوهر داشتم که اونم انجام دادم و سریع برگشتم خونه. 🛍️
دیدم نصف صبحانه شاهان مونده، با هم نشستیم و بقیه صبحانه رو خوردیم. 🍳☕
بعد همسر رفت سر کار و من و شاهان موندیم و یه عالمه کار خونه! 😅
ظرفارو شستیم، خشک کردیم و سرجاشون گذاشتیم 🧼
بعدش جارو کشیدم و آشپزخونه رو طی کشیدم ✨
بالکن رو هم شستم و به گل‌های قشنگم آب دادم 🌿💧
وای که چه نسیم خنکی میومد آدم دلش باز می‌شد، جای همتون سبز بود واقعاً 🥰🌳
بعدش رسیدیم به بخش نه چندان علاقه شاهان جمع کردن اسباب‌بازی‌ها. 🧸⚽
و بعد شیر شاهان رو آماده کردم و رفت لالا 😴.
منم سریع یه دوش گرفتم و یه قهوه درست کردم برای خودمو همسر☕.
و بالاخره بعد از حدود ۵ ساعت فعالیت مداوم، تونستم بشینم یه نفس تازه کنم😌
حالا یکم استراحت کنم، برنامه بقیه روزم رو بنویسم و بعد بریم برای ادامه ماجراهای امروز… 📝
شما چطورین؟ از صبح چه‌کار کردین؟
همه چی خوبه؟ 😉💖
کولیک رفلاکس پوشک مولتی ویتامین آهن جیش غذا فرزندپروری مولتی‌ویتامین آروغ جیش غذا گهواره اسپارتینا بی‌بی‌چک شیر شیرخشک
مامان شاهان 👶🏻🩵 مامان شاهان 👶🏻🩵 ۱۲ ماهگی
✨ سلام از شنبه از ورود به ماهِ جدیدِ زندگی 😍🌤️

امروز، شنبه رو طبقِ برنامه‌ ورزش شروع کردم جای همه‌تون خالی، حسابی انرژی گرفتم🤸‍♀️💪 بعد از باشگاه، مثل فرفره برگشتم خونه همیشه از شب قبل برای روزایی که باشگاه دارم، صبحانه‌ی شاهان رو آماده می‌کنم امروز براش قلقلی کوچولوی نون سنگک با ترکیبِ خرما، گردو، یک‌کم کره و پنیر آماده کرده بودم.
وقتی رسیدم خونه، دیدم شاهان تازه بیدار شده و با اون چشم‌های پف‌ پفی داره دنبالِ من می‌گرده... خلاصه صبحونه‌ش رو دادم و بعدش هم سریع دست به کار شدم همه‌ی تشکیلاتِ تخت رو انداختم توی ماشین لباسشویی. 🧺🧼 توی اون یک ساعتی که ماشین مشغولِ کار بود، ناهار رو بار گذاشتم و ظرف‌های صبحونه رو هم شستم .🍽️
بعدِ یکم بازی با شاهان و چرتِ اولش، سریع یه قهوه واسه خودم درست کردم و خوردم ☕️ بعدش هم کمی به کارهای شخصی و اصلاح رسیدم. شاهان که بیدار شد، با هم رفتیم حمام به چه زور و داد و بیدادی از آب درش آوردیم آقا اصلاً دلش نمی‌خواست بیرون بیاد خودم هم یه دوشِ سریع گرفتم و جنگی برگشتیم بیرون. بعدش دوباره بازی، بازی و بازی، و ناهار رو خوردیم. 🥘😋 منم دو روزه فقط غذاهای پخته بدون روغن و شکر و برنج میخورم البته جاش کینوا میخورم و صبح هم اندازه دوتا انگشت نون سنگک خوردم .قبلا از رژیم غذاهای پخته به نتیجه خوبی رسیده ام توی اصلاح سبک قبل از بارداریم .
حالا بالاخره شاهان رفته برای چرتِ دومش و من تازه فرصت کردم بیام و براتون بنویسم... 📝
برنامه‌ی عصرم هم اینه که بزنم بیرون و ببینم چه هدیه‌یِ خوبی برای تولدِ پدرم که نزدیکه، می‌تونم پیدا کنم... 🎁
شما خوبید؟ همه‌چیز روبه‌راهه؟ 🌈💫
کولیک رفلاکس پوشک بچه شیر مادر تغذیه شیرخشک فرزندپروری مولتی‌ویتامین آروغ شیرخشک پوشک جیش بی‌بی‌چک