۱۰ پاسخ

وجود مادر کنار بچه خیلی خوبه ولی سرکار رفتن شما هم خیلی عالیه
انتخابش ی چیز شخصی و وابسته ب شرایطه پس سخت نگیرید ب خودتون

من نظر شخصی خودمو میگم ترجیح میدم تا دو سه سالگی بچم پیش اون باشم بعد برم سرکار یعنی بخاطر اینکه مادر یه چی دیگس اما ربطی به باهوش بودن این چیزا نداره اون چرت میگه چه ربطی به بودن نبودن داره هوش

من کارمند دولت بودم بخاطر پسرم کارمو ول کردم هیچی ارزش اینو ندارن جگر گوشه م بهش سخت بگذره

نه اینطوری نیست قطعا تفاوت هایی هست ولی این که هر کی سر کار بره بچه اش بد از آب در بیاد نیست تازه خیلیاشونم موفقن با اعتماد به نفس و موفق هر جا احساس نگرانی کردی با یه روانشناس کودک صحبت کن به حرف کسی اهمیت نده

من نظر خودمو میگم
به نظرم تا ۳..۴ سالگی بچه بهتره سرکار نرفت که بچه فقط پیش خودت باشه چون اول و آخر اون محبت و دلسوزی که مادر داره هیچ کس نداره جز خودش ولی واقعا فکر نمیکنم هوش و اینا ربطی به این قضیه داشته باشه

سلام من هم از ده ماهگی بچم برگشتم سر کار و خداروشکر یه پرستار خوب از آشناها داره اصلا هم ربطی ب باهوش بودن نداره مهم اینه ک من اون پنج شیش ساعتی ک نیستم وقتی میام بیشتر وقت میزارم و با حوصله ترم تا وقتایی که همش پیش بچم هستم و کلافه میشم

مجبوره بگه

عزیزم اهمیت نده
بهترین کارو کردی
در عوضش وقتایی خونه هستی برای دختر گلت وقت میزاری

ازیزم چون نرفته خودش سعی داره بگه عوضش همچنن چیزیو‌ب دست اورده میخاد درواقع اون حفره هودشو رو اینجوری پر بکنه

اصلا اهمیت نده.چون توهم بهترینی واسه بچت.

سوال های مرتبط

مامان ال ای مامان ال ای ۱۶ ماهگی
مامانا مادرشوهرم همش سعی داره بچمو ازم دور کنه و وابسته خودش کنه من میگیرم بغلم میاد با زور بچمو میگیره محکم میکشه بیرون دخترم گریه میکنه منو میخواد خودشو میندازه بغلم محکم میگرتش که نیاد بغلم پامیشه هواسشو پرت میکنه که منو یادش بره 😭همش تا میبینه بغلمه با لحت تند میگه بیار بزارش زمین بیار بده به من البته بگم من شهرم اون روستا تمام سعمو میکنم کم برم ولی نمیشه خودش پا میشه میاد اون رفتارا رو میکنه تو دوران نامزدی و قبل بچه منو اهمیت نمیداد بهم رو نمیداد همه جا با عروس بزرگش میرفت چرااا چون اون بچه داست من نداشتم
حالا هی مقلا میاد خونمون دلیلش هم فقط بچمه میگه اون یکی نوه ام وابستمه اینم باید وابسته من باشه همش میگه اون یکی نوه ام مامانشو نمیفهمید این چرا تو رو دوس داره
من با زجررر به دستش اوردم با درد سنگ صفرای شدید تو دوران بارداری هفت ماه استفراغ
فشار پایین بی حالی تنگی نفس جفت پایین از هفت ماهگی با دهانه یه سانت نگهش داشتم به لطف مادرم حتی یه سر هم بهم نزد حالا چراااا اومده با روح و روانم بازی میکنه چرا میخواد دخترمو ازم دور کنه چرا نمیزاره دخترم بیاد بغلم
همش میگه مریضش نکنی غذا میدی شیر میدی 😭😭😭😭خسته شدم به خدا نمیتونم هی غر بزنم به شوهرم بنده خدا هی میگه مامان بسته بسته بسته
بعدا هم میگن عروس بد هس 😭افسردم کرده مریضم کرده