۱۱ پاسخ

بردار ببر بعد بهش بده بگو بیا نخوردش بچه
ی بار روش غذا بخوره دیگ سمتش نمیره معمولا زود سیر میشن از چیزی بچها

وای این زن ی روانی ب تمام معناس خدا بزنه توسرش

خاک برسرش آشغال بدرد نخور

هیییی دوغن قایرات اد

بگو بیا مال بد بیخ ریش صاحابش

ی صندلی غذای دست دو بخر تا کونش بسوزه

لابد مادرشوهرت شبا با لوله اون کار داره وگرنه این به چه درد ش میخوره که حاظر نشد بده به نوه هاش
یه آدم چقد می‌تونه جنس خراب باشه

بدذات هستن

بگو اره بدردت میخوره مث خودت داغونه

باز خوبه پدر شوهرت خوبی دادی

امان ازاین مادرشوهرها

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱۴ ماهگی
وای از دست این مادرشوهرم امروز رفته بودم بیرون پیاده روی با بچم پسرمو گذاشته بودم توی کالسکه بعدهواخیلی سرد بود پسرمو پوشوندم چون سه ساعت بیرون بودیم بعد خیابون ی جوریه که از مغازه ی پدرشوهرم باید رد شم میبینه منو مادرشوهرمم هرروز غروبا میره پیش پدرشوهرم منم رفتم سلام کردم چون منو دید بعد مادرشوهرم انگاری با من مشکل داره بخدا من اصلا کاری به کارش ندارم هیچوقت نه زنگش میزنم هر یکماه ی بارم میرم خونشون چون حرصم زیاد میده بعد بهم میگه چرا بچه رو انقدر پوشوندن ببین مردمو چجوری بچه هاشونو گذاشتن آخه به تو چه ربطی داره زن بچه ی من سریع سرما میخوره الانم تازه مریضیش خوب شده بعدشم هواخیلی سرد بود تابستونم تا می اومد خونمون میگفت بچه سردش میشه لباس آستین بلند تنش کن دیگه حرصم گرفت امشب جوابشو دادم بالاخره گفتم هرکسی میدونه چجوری لباس تن بچش کنه خیلی پروعه آخه به بچه ی من چیکار داری وقتیم که سرما بخوره هی منو سرزنش میکنه که چرا سرما خورده آخه همش میاد خونمون اه این مادرشوهرم کی سرشونو از ک.ن عروسا در میارن😑
مامان نیلا 🌊🩵 مامان نیلا 🌊🩵 ۶ ماهگی
❌❌دیروز پسر خواهرشوهرم از حیاط پدرشوهرم اینا (طبقه پایین ما) منو صدا میزد که زندایی بچه رو بیار پایین. منم چون کارداشتم بچه رو بردم و ب اونا دادم و خودم اومدم بالا . بعد ۴۰ دیقه اینا صدای گریه شدید شنیدم. از بالکن رو پایین گفتم چی شده؟ بچه چرا گریه میکنه؟ که یهو دیدم بچه بغل خواهرشوهرم از ماشین پدرشوهرم دارن پیاده میشن. (البته همشون رفته بودن خواهرشوهر و مادرشوهر و بچه ها) من ب حدی عصبی شدم گفتم بچه رو بیارینش زود بالا. بعد ک شوهرم اومد بهش جریانو گفتم . گفتم اونا ب چ حقی بدون اجازه من بچه منو بردن بیرون و با گریه زاری برگردونن خونه. شاید بچه گشنه باشه شاید اصلا من نمیخام بیرنش بیرون. شوهرم گف اره میدونم باید از تو اجازه میگرقتن ولی خب اونام بچه رو دوس دارن.
وقتی اینو گف ب حدی عصبی شدم گفتم مگه من گفتم دوسش ندارن. من باید بدونم بچم کجاس شاید ب یه چیزی نیاز داره اون لحظه. گفتم اصلا دیگه نمیدم پایین چون اعتمادمو خدشه دار میکنن با این کاراشون. (چون بار چندمشون بود) خلاصه شوهرم گف باهاشون حرف میزنم.
دوستان شما بودین چیکار میکردین؟

#فرزندپروری #خانواده