۱۶ پاسخ

خواهرزادم بچه بودفک کن لخت بوده توحموم نشته روشامپویی ک درش بازبوده خیلی وحشتناک اونجاش زخم شدو بخیه خورد ولی خداروشکراسیب به پرده نرسید خیلی عقب پردا حالا واسه دخترشماک سطحی بودنگران نباش

ببر یه دکتر دیگه

دخترت خبلب درد داره؟
اگر پرده پاره شده باشه اونم با لوله جارو برقی دخترت الان نمیتونست راه بره
کل واژنش زخمی میشد
این خورده بیرون

پرده پاره شه ک ی ذره خون‌ نمیاد

عزیزم اگه قرار بود پرده به این راحتیا پاره بشه خیلی از ماها توی بچگی پردمونو از دست میدادیم

پوست قسمت پایین نازکه قاچ خورده
نه بابا بکارتش نیس جرا این فکرارو میکنید اخه

نه عزیزم اون قسمت به این راحتی نیست .چون پوست بچه نازکه جایی از بدنش زخم شده .ولی مطمعن باش او قسمت حساسش چیزیش نشده .نترس عزیزم .

مطمنم اشتباه ميكني اصلا امكان نداره ولي بره خيال راحتي خودت ببر دكتر زنان معاينه كنه كه خيالت راحت بشه

نگران نباش به این راحتیا نیست که
یکم زخم شده

به فرض چیزی که شما میگی هم باشه باسازی میشه چیزی که باید تادرمان نشده آروم نشی ترسیه که به جون بچه انداختی

نگران نباش، وقتی گفتن سالمه حتما سالمه. اما اگه خیلی حساسی، بهتره ببری یه دکتر متخصص هم نگاه بندازه از فکر و خیال دربیای.

اگه سطح بیرونیه خب پوستشه نازکه

کجای واژن خون اومده

خب زخم شده دیگ

هیجش نیس نگران نباش

خب چجوری ازواژنش خون اومدع .ی شده نفهمیدم

یعتی شمامیگی چی شده خدایی نکرده پردش پاره شده

سوال های مرتبط

مامان سوین مامان سوین ۳ سالگی
یه ماگ‌خریدم ۴۸۰ اومدم خونه دخترم رفت روی چارپایه آب از شیر آشپزخونه بخوره از دستش ول شد افتاد شکست امیرعلی هم تو آشپزخونه بود منم انقد عصبانی شدم زدم زیر گریه رفتم تو اتاق امیرعلی خورده سرامیکارو جم کرد اومد تو اتاق گفت خدایی واسه یه لیوان اینجوری زار میزنی اگه آره پاشو بریم یدونه دیگه بخر منم اعصابم خیلی خورد بود گریه میکردم اونم عصبانی شد داد زد فدای سر بچم تو معلوم نیست دردت چیه داری اینجوری اشک تمساح میریزی مث آدم بگو چه کوفتته درد چیه منم گفتم خودت یه دردته داد میزنی سر من و ...
همینجور دعوا بالا گرفت بعد منم بهش گفتم اگه میخای خانوادتو ببینی برو من هیچ وقت منعت نکردم عقده هاتو سرم من خالی نکن مگه مقصر من بودم ؟گفتم نمیخای بیا جدا شیم من راضی تو هم راضی گور بابای ناراضی ! گفت تو واقعا راضی برا طلاق گفتم خیلی وقته! یهو زد زیر گریه رفت کنج اتاق زانوهاش بغل کرده بود گریه میکرد منم دیدم گریه میکنه هیچی نگفتم رفتم تو حال . به خدا من اعصابم از دست دخترم خورد بود نه چیز دیگه
ولی میدونم خانوادشو نمبینه عقده کرده تقصیر منه! خب بره به خدا من حرفی ندارم .عذاب وجدان داره خفم میکنه



فرزند کودک همسر دارو دکتر رفلاکس پوشک مولفیکس تب شدید
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
دخترا
دختر من یجوریه یا یجوری شده:
قبل عید رفتیم خونه مادرشوهرم و پسردایی شوهرم مجرده چهارشونه و هیکلی و قدبلند اونجا بود دخترم گریه کرد و تا اون یه روزی ک اون اونجا بود دخترم از اتاق بیرون نیومد. اگرم بزور میومد با بغض بود.
یا یروز دیگه یکی از خانم فامیل مادرشوهرم اونجا بود دخترم قشنگ باهاش اوکی بود و حرف و خنده و بازی اما بعد چن ماه ک همون خانم رو دید گریه کرد بحدیکه اونا رفتن از خونه مادرشوهر اگرم ساکت بشه از اتاق بیرون نمیاد. یا یروز دیگه دایی و زندایی شوهرم اومدن خونه مادرشوهر و اصرار داشتن ماهم بریم از قبل ب دخترم گفتم همش میگفت نه نمیام اما واس اینکه عادت نکنه با بدبختی بردیمش اولش بغض کرد بعدش ک دید اونا مهربون و باهاش بازی میکنن باهاشون خوب شد و موقع برگشت میگفت دایی و زندایی و دوس دارم اما چن هفته بعد گفتم بریم خونه مادرشوهرم دخترم میگفت اگه دایی زندایی اونجان نمیام و نریم.
یا چن روز پیش فرشامو نو دادیم قالیشویی کارگرا اومدن پشت در وایستاده بودن ک بیان فرشارو جمع کنن دخترم اونقد گریه کرد یعنی گریه کردا در بحدیکه کبود شد آخرش من با این کمرم با شوهرم تنها وسایل رو بلند کردیم و فرشارو جمع کردیم یعنی دخترم نذاشت اونا بیان داخل و کارشونو بکنن. یا تعمیرات داشتیم تو خونمون هرکاری کردیم دخترم از گریه کبود شد و اجازه نداد اوستا کار بیاد کار کنه مجبور شدم ببرمش بیرون تا اونا بیان کار کنن تو خونه. یا امروز ک قالی هامونو آوردن قبل اینکه بیان تماس گرفتن دخترم تا شنید یکی میخاد بیاد از گریه کبود شد و آخر بردمش بیرون و قالیها رو شوهرم تحویل گرفت هرچیم ازش دلیل میپرسم میگم چرا می‌ترسی گریه میکنی میگه آخه دوس ندارم هیچ دلیل قانع کننده ای نیست.