۱۵ پاسخ

من ک انگار رفتم سیزده بدر، هی پرستار میگفت نمی ترسی، اخه ترس چی، فقط امپول میزنه یکم هولم کردن هی سریع جابجا شو الان خشک میشی همین جلوت که پرده میزنن موقع عملم هیچی حالیت نیس بعد میارن ریکاوری فقط لرز و درد داری

ترس نداره گلم منم دوبار رفتم اتاق عمل خوب بود همش کنارتنو حالتو میپرسن. تا عملت تموم شه

اصلا ترس نداره فقط به فکر درد شکمتون بعد عمل باشید شیاف همراه داشته باشید

من 37و یک روز دچار حمله پنیک شدم
و انقباض هام شروع شد
رفتم بستری شدم بعد چند روز ک معاینه میکردن برا زایمان طبیعی ک ده سانت شدم با آمپول فشار آنقدر درد و زجر کشیدم آخرش از هوش رفته بودم بردن اتاق عمل سزارین شدم جون خودم و بچه در خطر بود بچه تو nicuموند منم بعد عمل دوباره بستری شدم

من با اینکه بار دومم بود خیلی استرس داشتم،،ولی با پای خودم بدون کمک و بدون اینکه بخوان با ویلچر ببرنم رفتم بدون کمک روی تخت نشستم و اماده شدم و بی حسی رو انتخاب کردم و به دنیا اومدن دختر نازم رو دیدم و بهترین لحظه زندگیم رو تجربه کردم وقتی با تموم دودلی و استرس که داشتم ولی فکر کردن به لحظه ی به دنیا اومدن دخترم اون استرس و ترس اتاق عمل از بین رفتن،،سر پسرم اورژانسی عمل شدم و فقط استرسی که داشتم رو حس کردم

ن عزیزم نترس
منم خیلییی‌ استرس داشتم و میترسیدم چون تاحالا اتاق عمل نرفتم ولی اصلا هیچی نمی‌فهمی ،پرسنل هم خیلی مهربونن‌ منکع اصلا نفهمیدم کی عمل کردن ،دکتر بیهوشی رو سرم بود هی باهام صحبت می‌کرد ک استرس نداشته باشم

من فکر میکردم هنوز بیحس نشدم بهش گفتم من هنوز بیحس نشدما‌ بعد بهم گفتم چرا بیحس شدی،دکتر شکمتو پاره کرده الان میخواد بچه رو برداره
ک همون موقع صدای گریه دخترم اومد
پنج دقیقه ای هم تموم شد عمل

اصلان جای وحشت ناکی نیست همین چطور می ی تو ی اتاق واسه طبیعی اینم مثل اونه فقط استرلیزه تره من زیاد رفتم خیلی باحاله انقد باعات حرف میزنن ک کل استرست میریزه کلان شگردشون اینه نمیزارن اصلان ب اینکه کجایی فک کنی مدام شوخی صحبت خیلی باحاله

استرس و ترس نداره راحت ترین روش زایمانه ، والا تو اتاق عملی ک من بودم پرسونا انقد صمیمی بودن و شوخی های بامزه میکردن که من همش در حال خندیدن بودم

من که سزارین دوم هستم استرس دارم
فقط میترسم بی حس نشم و درد برش ها را متوجه بشم
یکی هم درد اولین بار از تخت پایین اومدن خیلی بده

پنج دیقه اول یکم سخته عزیزم. البته شاید علائم تو فرق کنه ولی من امپول بی حسی که زدن هم زمان هم نفسم تنگ شد هم شدید تشنه شدم هم بالا اوردم یجوری داشتم خفه میشدم به دکتربیهوشی گفتم یدونه امپول زد ب سرمم درجا خوب شدم کلا دو سه دیقع حالم بد شد. توام هرجوری شدی بهشون بگو تا دارو بزنن

برای قبلیم خوب نبود ولی برای این یکی خوب بود... ترسم هم از تجربه قبلی بود ولی خداروشکر اینبار خیلی خوب بود

خیلی عادیه اتفاقا برا‌من انگار رفتم تزریقاتی امپول بزنم یه تخته و یه کولر و بالا سرت هم نور چیزی نداره اصلا

من اتاق عمل رفتم چندبار . ولی واسه زایمان نه هنوز . نگران نباش اونجا یکی بالا سرته دائم ازت می‌پرسه حالت چطوره . اگر حالت تهوع یا حس خفگی داشته باشی کمک میکنه . برای حالت تهوع شنیدم دارم میزنن بهت . برای حس‌خفگی‌هم ماسک اکسیژن میذاره برات . سعی کن وعده آخری ک میخوری خیلی سبک باشه . خیلی تاثیر داره رو اینکه حالت تهوع نگیری

وویی من دیدم بخاطر اونه نمیرم سزارین 🥺

من از تو بدترم انقد استرس دارم کی وقت زایمان داری

سوال های مرتبط