۹ پاسخ

داری یه کار قهرمانانه می‌کنی که شاید خودت الآن متوجه نیستی. هم داری از یه موجود کوچیک مراقبت می‌کنی، هم داری به یه موجود دیگه جون میدی. این خستگی نشونه‌ی بزرگیِ توئه ...
این روزا می‌گذره. سخت‌ترینش همینه که الآن هستی. یه روز به این روزا نگاه می‌کنی و میگی: وای چه روزایی بود

عزیزم من ایطوری شدم.....اتفاقا وقتی تو شکمت هست باز خوبه اوضاع

ولی باهم که بزرگ بشن حس قشنگی داره

من‌دوتا کوچیک دارم این سومیه اما خدا بهم توانشو داد انشاالله ک برات ب بهترین شکل بگذره

من پسرم ۵سالشه الان تا تونستم آمادگی بدنمو برا بچه دوم اوک کنم چون واقعا قبلش نمی‌تونستم حس میکردم مسئولیت سنگین تر میشه و من افسرده میشم که نمیتونم حداقل یخورده آرامش خودمو داشته باشم

سلام منم خیلی دوست داشتم بچه هام فاصله سنیشون کم باشه که پسرم ۳ ساله بود باردار شدم ولی سقط شد ولی الان که دوباره باردار شدم و پسرم ۸ ساله هست خیلی خوبه چون سرکلاژ کردم و استراحت دارم و هیچکس کمک حالم نیست ولی پسرم کمکم میکنه حالا میگم خوب شد پشت هم نیستن و من این حالتم

عزیزم خدا قوت
خیلی سخته و واقعا طاقت فرسا
ولی واقعا یه مزایایی داره که تا بچه تنها و تک فرزند کنارت نباشه متوجه ش نمیشی
الان سختیش زیاده برات ولی در آینده تو راحت تر از اونایی هستی که یه دونه بچه رو قراره بزرگ کنن

مثل من🥲

اره واقعا با من هم دردی واقعا من دارم میمیرم دیگه خدا خودش کمکمون کنه من پسرم ۳ سالشه ولی هی نیاز به تفریح داره همراهی من داره من همش بی حالم

منم کلا مخالف دو تا بچه پشت سر همم ، ولی ایشاالله خدا کمکت کنه 🥰🥺 و نی نی رو سلامت بغل بگیری 🥰😍

سوال های مرتبط