۱۵ پاسخ

من از یکسالو نیمش بود شیر و پستونک و شیشه شیر همرو گرفتم، بدونه دردسر
یهو بهش ندادم
خودشم چندان بهونشو نگرفت
یعنی هربار میخواست سرگرمش میکردم تا چندساعت ،یادش میرفت چی خواسته

همه رو گرفتم پوشک و شیر ولی بشدت وابسته پستونکه بردم دکتر گفت خانم ولش کن بچه موقع خواب راحته ارامش میگیره مگه قراره تا دانشگاه پستونکی باشه بذار بخوره ۳ـ۴سالش میشه معنی کلماتو مبفهمه ازش میگیری

پسرم هیچکدومو نگرفت از کوچیکی دوسنداش

پستونک رو راحت گرفتم ازش البته دختر من فقط واسه خواب شب و ظهر میخورد دیگه یه شب یهویی بهش ندادم از جلوی چشمش هم برداشتم گفتم رفته پیش نی نی تو باید با پتو و عروسک بخواب لالایی خوندم براش نوازش کردم. شب اول و دوم و ظهر اول و دوم سخت بود تا چهل دقیقه هم طول میکشید تا بخوابه حتی گاهی بهونه می‌گرفت اما فراموش کرد تا یه مدت طولانی حداقل یک ماه الی یک ماه و نیم هم اصلا نه اسم پستونک رو آوردم نه گذاشتم ببینه که کامل یادش بره. اما شیشه واقعاً خیلی سخت بود تا همین یکی دو هفته پیش که دوسالش شد رفته بودیم مسافرت انگاری نمی‌دونم سقف دهنش آفت زده بود یا زخم شده بود نمی‌دونم چش بود می‌گفت دندونم درد می‌کنه منم گفتم از بس با شیشه شیر خوردی اینطوری شدی باید با لیوان بخوری دیگه باور کرد درد دندونش به خاطر شیر خوردن یا شیشه هست همزمان هم شیر شب رو تونستم بگیرم هم شیشه رو واقعا معجزه‌ بود نمی‌دونم چی شد شیر شبش رو هرکار میکردم نمی‌تونستم قطع کنم خیلی نگران بودم اما خیلی یهویی یه شب بهش ندادم و به جاش آب دادم و خورد از شب بعد هم انگار نه انگار کلا بیدار نشد دیگه واسه شیر

شیشع هم قمقمه نی دار میدم بش اونو گذاشتم کنار

پستونکو هنوز نگرفتم

به راحتییییب

تازه خودش شیر شیش کم کرد کرد دو بار اون دو بار هم خودم آب جایگزین کردم دیگ

پستونک قایم کردم گفتم هاپو بردش شبا نق نق می‌کرد شیر میدادم بهش. شیرخشک هم اومدم تلخک زدم ب شیشه شیر نمی‌خورد بهش پاستوریزه دادم نخورد دیگ بازی بازی بهش غذا میدادم چون اصلا لب ب غذا نمیزد وابسته ب شیر بود دیگ صبوری کردم بهانه می‌گرفت کم کم یادش رفت

شیشه خیلی راحت هیچ تلاشی براش نکردم یهو ندادم اونم نخواست ولی پستونک هنوز نمیدونم باید چیکار کنم البته کل روز نمیخوره فقط موقع خواب

من دوساله که شد. وقتی شیر خواست یهو گفتم نگاه نداره تموم شده. باید بخریم
دیگه انقدر سیر نگه ش داشتم که سراغ شیشه رو نگیره. خدارو شکر اذیت نکرد من فکر کردم خیلی منو اذیت کنه اخه خیلی وابسته بود.

قصد گرفتن ندارم هنوز😃

پستونک رو فقط شبا موقعه خواب میخورد کارم کمی راحت تر بود چند شب اذیتم کرد ولی دیگه ترک کرد چون خواب عمیق نداشت از دهنش میوفتاد بیدار میشد
شیشه رو سرش رو قایم کردم گفتم بهش چیکارش کردی خودت گمش کردی دیگه الان با نی شیر میخوره ولی تو شیشه شیر 🤦😂

پستونک رو خودش ۷ ماهگی دیگه نخورد
شیشه شیر وقت خواب خیلی وابسته اش بود سرش رو شربت سرماخوردگی زدم چون بدش میومد دیگه لب نزد البته تدریجی قطع کردم یکی یکی وعده هاش رو حذف کردم آخرین وعده رو هم خودش دیگه بیدار نشد صبحا و نخورد
سه روز اول سخته بی قراری میکنن بعد عادت میکنن کم کم

من دو روزه سر شیشه درگیرم
ظهر ک کلا نخوابیده
شبم دیشب مجبور شدم تو شیشه آب بریزم بخوره

خیلی سختههه 😮‍💨

سوال های مرتبط