۱۳ پاسخ

عزیزم برو خونه مامانت. نگران نباشید یجور میشوره بلاخره بچه بزرگ کرده خودش تجربه داره .‌‌ یا همون روز مادرشوهر خواهر شوهرت اومدن اونجا یجوری بهانه کن بده اونا ببرن حموم اگه کسی از فامیل پیشتون نیست

فکر نکنم مامانت تجربیاتشو. فراموش کرده باشه

مادرای سن بالا مطمئن باش از پس همه چی بر میان...تحربشونم بیشتره برو پیش مامانت فکر هیچی هم نباش اونجا از همه جا واست بهتره

نگه داری بچه یسری قلقه که میاد دست آدم
ولی اعصاب و روان چیزیه که به راحتی نمیشه حفظش کرد
مخصوصا زنی که تازه زایمان کرده نه ماه تمام هورمون هاش تحت تأثیر بوده و بعد زایمان بیشتر
الویت خودت رو قرار بده و ذهنتو نجات بده از جایی که آسیب میبینه
نگران شستن بچه توی حمام و سر خوردن نباش
آسان شور هست آدم میتونه خودش با لباس باشه و بچه رو بشوره
قنداق و دفعه اول اشتباه میپیچی دفعه دوم بلد میشی
از من میشنوی بی احترامی نکن چون اونا هم نوه‌شونه ذوق دارن در کمال احترام خودت رو ارجعیت بده🤍
امیدوارم به خوشی و آسونی زایمان کنی و این مراحل رو پشت سر بزاری

عزیزم منم مثل شما توی یه ساختمونیم
ولی می‌خوام محلشون ندم چون تقریبا یکساله که باهاشون رفت و آمد ندارم فقط عید دیدمشون
اونم در حد یه مهمون رفتیم طبقه پایین
بخواد خواهراشم دعوت کنه می‌اندازم خونه خودش
من خواهر ندارم 🥺 با مادرم توی بارداری قطع رابطه کردم و اصلاااااا نمیخوام ببینمش
خلاصه که می‌خوام خودم به بچم برسم

راستی اسم پسرت دوران هست؟
به چه معنا؟؟

عزیزم نگران نباش ، به سن نیست ، به تجربس ، به هر مادرتون چند تا بچه بزرگ کرده ، بلد. خواهر منم ماشاالله الان ۲۷ سالشه ، یعنی ۲۷ سال پیش مامانم نوزاد حمام کرده، اما مسلما باز بلد. نگران این موضوع نباش. اینکه میزی خونه ی مامانت چون با خانواده ی همسرت توی یه ساختمونی هم خیلی فکر خوبیه ، به نظر من بیشتر هم بمون ، تا حالت جا بیاد، خانواده ی همسرتم نهایتا فقط یه بار بیان اونجا.

اصلا نگران نباش از‌پسش بر میایین
خیلی بهتره بری خونه مامانت ارامش داری

خواهر شوهرات سن شون کمه؟

منم دوست دارم برم ولی بحث خورد و خوراک دوست ندارم اینجوری
چون مادری که زایمان کرده همش باید چیزای مفید بخوره

تو فامیل کسی بلده ببره حموم ؟؟ خاله ای عمه ای؟
من مامانم می‌ترسه ولی خاله ام بلده این‌جوری

بع نظرم میتونه نگران نباش

خواهر بزرگ تری نداری

سوال های مرتبط

مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو ۳ ماهگی
سلام مامانا تایپیک قبلی و پاک کردم گفتم اینجا یه توضیح کامل بدم من پارسال ۰۴/۴/۴ عقد و عروسیم باهم بود یعنی دوره ای عقد نداشتیم ک ب خونه و دوری خانوادم عادت کنم برج هفت هم باردار شدم تا ۶ماه بارداری ویار بد داشتم وزن کم میکردم پیش مامانم بودم هر از گاهی خونه مادر شوهرم میرفتم ولی زیاد دوست نداشتم چون فک کنم شناختی ازشون نداشتم حاضر هم نبودم خونشون تنها بمونم
من از اول بارداریم تا حالا خونه ای مامانم هستم هیچیم تا حالا بهم نگفتن چون ی جورای من ب مامانم وابستم مامانمم ب من من اگ شب برم خونه ای خودم صبح با یه غمی بیدار میشم بغض دارم و اشک میریزم ک شوهرم بنده خدا من و دوباره میاره خونه مامانم ولی شوهرم و ک میبینم این طرف و اون طرفه دلم براش میسوزه بعضی وقتا میاد پیشم میمونه بعضی وقتا هم نه میره خونه مامانش یا مادر بزرگش نهار یا صبحانش و دیر میخوره و….
الان نمیدونم چیکار کنم برم خونه ای خودم نرم نمیدونم چیکار کنم میترسم بعد زایمانمم نتونم برم خونه ای خودم میشه کمکم کنید من دیگ کامل توضیح دادمم
مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 ۵ ماهگی
دخترا یک موردی خیلی ذهنمو درگیر کرده اصلا نمیدونمم چیکار کنم من موندم برای بعد زایمان بیام خونه خودم یا برم خونه مامانم چون ببینید مامانم مشهدن من گلبهار یک ساعت فاصله و راه هست ، و من زایمانم ک قطعا مشهده از طرفی میگم حداقل 5 روز اول رو بیام خونه خودم ب هر حال خونه خودم راحت ترم روزای اول اعصابمم ضعیف تره خونه خودم بهتره و سیسمونی گرفتم اتاق چیدم بلکه دیده بشه چون کسی اونقدر ب خاطر راه نمیاد خونه من🥲 و مثلا خانواده شوهرمم میان خب خونه خودم راحت ترن دیگ ب هر حال اونا هم نوه اولشونه ذوق دارن و قطعا روزای اول میان بعدش ک دیگ مزه ای نداره چون مادر شوهرمم بخواد بمونه این طوری راحت تره و ممکنه بیشتر بیاد کمک چون مامانم سرطان داشته و چند ماهه خوب شده روزای اول ک سختی کار بیشتره و خودمم حالم خراب تره تنها خونه خودش دست تنها میمونه خواهرمم ک سرکاره اون طوری مادر شوهرمم خودشو می‌کشه کنار.

باز از طرفی موندم ک اگر پنج روز اول برم خونه مامانم شاید بهتر باشه چون همین که دورم بهم می‌ریزه اعصابم خورد میشه خودمم نمیتونم بلند شم کلافه میشم ، یا خیلی خونم شلوغ بشه دوست ندارم یا کسی بیاد روزای اول مخصوصا بچه کوچیکا بخواد دست بزنه ب وسایل بچم واقعا کلافه میشم دوست ندارم هنوز حساسم😂 میگم قبل استفاده خودش خراب نکنن، و باز از طرفی میگم نکنه مادر شوهرم بیاد اینجا و خیلی بره رو مخم و اظهار نظر کنه واقعا موندم چ کنم با خودم میگم اصلا از بعد مرخص شدن یک ساعت میتونم تو ماشین بشینم برسم ب خونم چ جوریه از طرفی نمی‌دونم بخوام برم خونه مامانم باید یک دنیا وسیله بردارم برای روزای اول خودم و نی نی
هوف کلافه شدم اینقدر فکر کردم

مسیر مشهد گلبهار یک چیزی مثل مسیر تهران کرجه ، نهایتا یک ساعت راهه