۲۲ پاسخ

من و همسرم درونگرا هستیم زیاد نیاز ب معاشرت با افراد نداریم بیشتر دوست دارم وقت ازادمو پاک بازار و...بگذرونم ن آدما....قبلا جرعت نداشتم نه بگم ولی بعد اومدن بچه سرم شلوغ شد دیدم در توانم نیست هم خونه رو هندل کنم هم بچه رو هممممم بخام اطرافیان رو راضی نگه دارم دیگه رفت و امدمو محدود کردم باید آرامش داشته باشم ک بتونم مادری کنم در کنارش خونه زندگی مون رو بگردونم هنوز هم وقتای ازاد بیرون میریم اما خونه ی آدما نه....کم....ب اندازه ی معمول

مدام تو خونم من هیچکی از دوستام نیستن و درک نمیکنن

ما دیگه جمع خانوادگیمون شده ۳ نفر و خونه مامانم فقط میرم چون دختر به شدت شیطونه و اذیت میکنه دوست ندارم بقیه پشت سرم حرف بزنن چون بچه رو نمیشه دعوا کرد بقیه هم قرار نیست شیطونی های بچه منو تحمل کنن و با رفتارشون به آدم میفهمونن

نه اصلا عین قبل نیستم حداقل وقتی دخترم رو داشتم بازم وقتی برای فراغت با دوستان داشتم حتی فامیلم ولی از وقتی پسرم اومده تمام وقتم پره فرصت هیچ کاری رو ندارم چه برسه به دوست و فامیل🫤

وای خدا چه حس خوبی داد این عکسا دلم دریا و ساحل خواست

من دوستام بچه هاشون یا ۴،۵ ماه کوچیکترن یا ۴،۵ ماه بزرگتر 😆 هممون ماهی یا دوماهی یکبار برسیم تماس میگیریم فقط یا تو اینستاگرام پست یا استوری همو ببینیم 🥲

نه واقعا مثل قبل نیس
خب چند وقت یبار حداقل یه رستورانی کافه ای چیزی میرفتیم الان ک هیچی
فقط با صمیمی ها چند وقت یبار پیامی یا تلفنی در ارتباطم

ولی اینم بگم کلی از دوستام واسه خونه مون یا تولد و دنیا اومدن محمدحسین حسین اومدن 😍 ولی خب به صورت مداوم ارتباطی نداریم

رابطه با دوستای صمیمی سرجاشه دوستامم همه بچه دارن بزرگتر کوچیکتر ،ولی خب همینم گاهی اوقات باعث اختلاف میشه شاید بچه نداشتن اینجوری نبود
مثلا با دوست صمیمیم چندبار بخاطر بچه ها اوقات تلخی پیش اومد البته اینجوری نیستیم که بخاطرشون دعوا کنیم ناراحت شیم نه
ولی فکرکنم همه جایی باشه
که بزرگتر کوچیکترو اذیت میکنه.
یامثلا بایه دوست دیگم که همیشه با خریدمن‌‌برای پسرم مشکل داره ،میگه تو لباسای گرون میخری بیا این پیج همین لباسو داره مفت
میگم اقا مگه میشه لباس دوتومنی بشه ۴۰۰تومن
خلاصه بایکیشون اینجوری کل کل داریم😅
ولی هستیم دیگه میگذرونیم 🤭
من نتونم باکسی ارتباط بگیرم کلا رفت وامد نمیکنم چه بچه داشته باشه چه نه فرقی نداره

با دوستام ارتباطی ندارم
فقط با اقوام رابطه ام زیاد شده اونم فقط برای بچه هام 🫠چون سه قلو براشون جذابه

مثل قبل نیست ولی بیشتر افرادی که باهاشون درارتباطم بچه ندارن
نمیشه با کسی که بچه نداره،درمورد بچه خیلی حرف زد. واقعا درک نمیکنن

من تازه بعد از سه سال دارم سعی میکنم روابط رو به قبل برگردونم فکر کن سه سال درگیر بچها بودم و از فامیل و اشنا فاصله گرفتم
ولی خب هرکار کنیم مثل قبل نمیشه کلی مسئولیت و دغدغه جدید داریم تا موقعی ک بچه نداشتیم شاید اوج نگرانیمون تمیزی خونه یا تفریح با همسر بوده

ما که دایره دوستیمون صفر شده🥴🥴
خب اولویت واقعا بچه ها هستن بعد تولدشون

در شیش کیلومتریم آدم بچه‌دار نبوده و نیست:)))) به جز یکی از دوستای دورم. ولی خب سعی میکنم ارتباطمو حفظ کنم با دوستام. ولی ببشتر دیگه اونا حرف میزنن و تعریف میکنن تا من.
البته همشونم یا ذوق و علاقه به حرفام راجع به این بچه گوش میدنا ولی خب بازم.

کلا زندگی من و همسرم مختص دخترم شده
نمیدونم درسته یا غلط ولی با برنامه ایی که داریم دخترم خوش اخلاق تره ارومتر و شاداب تره

ولی با بعضی از دوستامون میتونیم رفت و امد کنیم که درکمون کردن 😅

من حضوری دوستی ندارم ت زندگیم ولی مجازی دوستای خوبی دارم اکثرشونم بچه هاشون همسن بچه خودمن

چ جالب من با دوستامون ( دوست های خودم و همسرم) ک رفت آمد داریم فقط من بچه دارم🫣
سه نفرشون ک کلا مجردن
ولی درک بسیار بالایی دارن
و یکی شون هم متاهله و تازه ازدواج کرده
و هیچکدوم شون برای من نمیان برای بچمون میان😩😅
ب شدت هم رعایت میکنن

خب صددرصد مثل قبل نیست.محدود ترشده.من فقط برام مهمه که تواون جمع ومهمونی به پسرم خوش بگذره اولویت بااونه.اگه ببینم داری چیزی اذیتش میکنه میرم.بارها شده میگن بهم بزار باشه عادت کنه اما من به حرف دلم گوش میدم .منم مثل شما اصلا توجمع دوستام صحبتی از بچه نمیکنم.

همه میگن چقدر همش فکرت پیش بچه س و اینا ولی برام مهم نیس هیچی جز بچم برام مهم نیس. دورم هم مجرد هس هم بچه دار ولی خب درکش برا بقیه سخته

کارم (شغل) خیلی محدودتر شده.

حرف بقیه برام مهم نیست
کاری و میکنم که برای خودم و بچم مطلوب باشه

من ک کسی دورم نیس‌خواهرام و خوانواده شوهرمو خودم کلا کسی آدمو‌درک نمیکنه ک
استرس هامون‌برای بقیه معنایی نداره مگه مامانایی مث خودمون

من دیگ کلا ادم مجرد نمونده دورم😂🫠همه دوستام شدن مامانای کلاس دیار
همون دغدغه هامون یکیه

سوال های مرتبط